🍃 شاخصِ سلامتِ معنوی 🍃
🔸بنده در زمان حضور در جبهه، یک مدتی شبها در سنگری که داروخانه بود استراحت میکردم. گاهی پیش میآمد افرادی که مسئول داروها بودند، از سنگر بیرون میرفتند و بنده تنها میشدم.
📝برخی از رزمندگانی که برای دریافتِ دارو مراجعه میکردند و بنده را نمیشناختند، فکر میکردند که در مسائلِ پزشکی سر رشتهای دارم. لذا مریضی خود را بیان کرده و تقاضای دارو داشتند.
💊 بنده هم در جوابشان میگفتم : "هر کدام از این قرصها را که قشنگتر است انتخاب کنید، تا یکی دو مشت به شما بدهم!" آن وقت متوجه میشدند که شوخی میکنم و طب نمیدانم. مریض باید سراغِ طبیب برود تا او بیماریاش را تشخیص دهد.
📌کسی که با دکتر ارتباط ندارد متوجه مریضی خود و چگونگی درمانش نمیشود. شخصی هم که با #عالمان_دین ارتباط نداشته باشد، متوجه نقایصِ دینی خود و چگونگی علاج آنها نمیشود. بعد که در مشکلات افتاد میگوید چرا اینطور شد؟!
#خاطره
🌿 حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
☘☘☘☘☘
@sureshjan_salam
👈 عادتِ اهلِ جبهه 👉
🔹در یک نوبت که در جبهه بین رزمندگان حضور پیدا کردم، اختلاف نظری بین دو دسته آنها پیش آمده بود. قضیه از اين قرار بود که در تهاجم و تیراندازیهای دشمنِ بعثی، یک گاو مورد اصابت ترکش قرار گرفته بود.
🐄 پس از یکی دو روز یکی از رزمندگان برای اینکه آن گاو تلف نشود و گوشتش غیر قابل استفاده شود، او را ذبح کرده بود. از گوشت آن کباب درست کرده و خورده بودند.
👁🗨 حال بعضی میگفتند اين کار اشتباه بوده، چون مالِ مردم بوده و ما اجازه مصرف نداشتیم. دسته دیگر میگفتند اگر این کار را نمیکردیم گاو تلف میشد و گوشت آن قابل استفاده نبود.
☎️ #اختلاف را پیش بنده آوردند. بنده هم به قسمت مخابرات رفتم و با قم تماس گرفتم. پاسخِ دفترِ حضرتِ امام(ره) این بود : هر کسی از آن گوشت استفاده کرده، احتیاطاً قیمت آن را حساب کند و به عنوان ردِ مَظالم بپردازد.
📌رزمندگان یَله و رها نبودند. روش اهل جبهه پرسیدن ریز مسائل از #عالِمان_دینی بود. خودمحور نبودند و این دلیلِ پیروزیِ جبهه بود.
#خاطره
🌿 حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
☘☘☘☘☘
@sureshjan_salam
◼️◾️یک ذره از هزاران◾️◼️
➖یکی از رفقای بنده، پدری داشت که در روضهخوانی خیلی قوی بود. در یکی از روزهای #محرم که برای ذکرِ مصیبت در راهِ رفتن به جلسهای بوده، تنهای تنها برای خودش روضه میخواند. به این مطلب میرسد که :
وَ بِجُرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند.
👆اشعاری است که از گِلوی بریده #امام_حسین (علیهالسّلام)خطاب به حضرت سکینه (سلاماللهعلیها) گفته شد. امام خطاب به دخترشان فرمودند وقتی به مدینه رفتی این مصیبت را برای مردم نقل کن. اسبها را نعل تازه زدند و بر بدنهای ما تازیدند. سُحق بمعنای خُرد کردن و آرد کردن است.
🔍 میگوید وقتی به این شعر رسید، شبهه کرد که آیا این مطلب واقعیت دارد؟! آیا اینکه لشکر یزید روی بدنِ امامِ معصوم اسب تازاندند، واقعیت دارد؟ آیا لشکر یزید چنین جرأتی داشتند که روی بدن امام معصوم بتازند؟! بلافاصله شنیده بود که کسی پشت سرش گفته بود : " آسید علی! واقعیت دارد! بر بدنِ جَدّم اسب تازاندند!" ایشان به پشت سرش نگاه کرده بود، ولی کسی را ندیده بود.
📜 به منزل آمده بود و قضیه را برای پدر خودش تعریف کرده بود. ایشان سوال کرده بود که : "آیا آن صدا شما را سید خطاب کرد؟ آیا به سیادتِ تو اقرار کرد؟" پاسخ داده بود آری. گفته بود : "ایشان امام زمان (علیهالسّلام) بودند."
⚫️ این مصیباتی که خوانده میشود، یک ذره از هزاران است.
#خاطره
☑️حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
═══✼🏴🏴🏴✼═══
@sureshjan_salam
♨️حرف نزن!♨️
❓حدوداً چهل سال پیش بود. بنده قصد داشتم معتکف بشوم. از آیت الله حائری شیرازی(ره) سوال کردم در ایام #اعتکاف چه کنم که استفاده بیشتری ببرم؟ ایشان فرمودند : "در این سه روز حرف نزن!" در طول عمر، زبان رها و آزاد بوده و هر حرف خوب و بدی را گفته است، در این سه روز، مواظبت کن و حرف زدن را تعطیل کن.
👆انسانِ پر حرف مشغولِ دیگران میشود، اما وقتی حرف زدن قطع شد؛ مشغولِ خدا میشود. اگر اعتکاف صحیح باشد، انسان بعد از روز سوم دلش نمیخواهد از مسجد بیرون برود. دلش نمیخواهد حرف بزند.
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
☘
#سورشجان_سلام
@sureshjan_salam