eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
72.6هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
96 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
درس بزرگ جنگ: ضرورت بازمهندسی زیرساخت‌های انرژی، تولید و سکونت جنگ فقط صحنه درگیری نیست؛ یک «آینه» است. آینه‌ای که به ما نشان می‌دهد کجای کارمان درست طراحی نشده و کجاها بیش از حد آسیب‌پذیریم. اگر این تصویر را جدی نگیریم، جنگ فقط هزینه خواهد داشت؛ اما اگر درست ببینیم، می‌تواند نقطه شروع یک بازسازی هوشمندانه باشد. یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که امروز پیش روی ماست، بسیار ساده اما عمیق است: هرچه تمرکز بیشتر، ضربه‌پذیری بیشتر؛ هرچه پراکندگی بیشتر، تاب‌آوری بیشتر. ما سال‌ها زیرساخت‌هایمان را بر اساس الگوی «بزرگ‌تر = بهتر» ساخته‌ایم؛ نیروگاه‌های عظیم، پالایشگاه‌های متمرکز، کارخانه‌های بزرگ، و شهرهایی با تراکم بالا. این مدل در زمان عادی شاید کارآمد به نظر برسد(که نیست!)، اما در شرایط بحران، یک مشکل جدی دارد: اگر یک نقطه آسیب ببیند، اثرش به کل سیستم سرایت می‌کند. جنگ امروز به ما نشان داده که دیگر لازم نیست دشمن همه‌جا را بزند؛ کافی است چند نقطه حساس را هدف بگیرد تا اختلال بزرگی ایجاد شود. پس چه باید کرد؟ پاسخ در یک تغییر نگاه است: باید از «تمرکز» به سمت «پراکنده‌سازی هوشمند» حرکت کنیم. در حوزه انرژی، یعنی به‌جای اینکه فقط به چند نیروگاه بزرگ وابسته باشیم، تولید برق را در سطح شهرها، محله‌ها و حتی ساختمان‌ها پخش کنیم. در حوزه تولید، یعنی به‌جای چند کارخانه بزرگ، شبکه‌ای از کارگاه‌ها و واحدهای کوچک و متوسط داشته باشیم که به هم متصل‌اند. در این صورت اگر یک واحد آسیب دید، کل تولید کشور متوقف نمی‌شود. در حوزه مسکن، یعنی به‌جای تراکم‌های بسیار بالا و برج‌های فشرده، به سمت الگوهای کم‌تراکم‌تر و پخش‌شده حرکت کنیم. این کار هم امنیت را بالا می‌برد، هم کیفیت زندگی را بهتر می‌کند. اما یک نکته مهم وجود دارد. پراکنده‌سازی به معنای بی‌نظمی نیست. این پراکندگی باید هوشمند و شبکه‌ای باشد؛ یعنی همه این واحدهای کوچک، با کمک فناوری، به هم وصل باشند و مثل یک سیستم واحد عمل کنند. باید توجه داشت که امنیت فقط با سلاح تأمین نمی‌شود؛ با «طراحی درست کشور» تأمین می‌شود. کشوری که همه چیزش در چند نقطه متمرکز است، با چند ضربه دچار مشکل می‌شود. اما کشوری که زیرساخت‌هایش پخش‌شده، شبکه‌ای و انعطاف‌پذیر است، حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌تواند سرپا بماند. سید یاسر جبرائیلی @syjebraily
تسری منطق تحریم اقتصادی به منطق تخاصم نظامی آمریکایی‌ها وقتی صادرات نفت ایران را تحریم کردند، ادعایشان این بود که چون تهران پول نفت را صرف برنامه هسته‌ای می‌کند، ما می‌خواهیم با تحریم نفت، منابع مالی برنامه هسته‌ای ایران را قطع کنیم. امروز با همین منطق، هر شرکت و تاسیساتی در منطقه که فعالیت آن ارتباطی با بودجه دولت آمریکا پیدا کند، یک هدف مشروع برای ایران است. تاسیسات LNG قطر یک نمونه از این اهداف مشروع است. وزیر انرژی قطر به صراحت گفته است که شرکت اکسون موبیل آمریکا سهامدار تأسیسات LNG قطر است. این امر، یعنی فعالیت تاسیسات LNG قطر باعث سودآوری شرکت اکسون موبیل می‌شود، شرکت اکسون موبیل به رژیم آمریکا مالیات پرداخت می‌کند، و نهایتا این درآمد مالیاتی صرف خرید تجهیزات و مهمات نظامی می‌شود که علیه ایران استفاده می‌شود. بنابراین، جرم قطر صرفا تقدیم خاک به آمریکا برای احداث پایگاه نظامی نیست؛ تامین مالی حمله به ایران نیز هست. لذا کشور دوست و برادر ما قطر، علاوه بر اینکه باید زحمت کشیده و پایگاه هوایی العدید و کمپ السیلیه را تعطیل نماید، شرکت اکسون موبیل را نیز باید از سهامداری تاسیسات LNG خارج کند. این قاعده برای تمامی شرکت‌ها و تاسیسات مستقر در حاشیه خلیج فارس برقرار است. آمریکایی‌ها به طرف‌های تجاری ایران می‌گفتند باید بین تجارت با ایران و تجارت با آمریکا یکی را انتخاب کنید. امروز ایران به شرکای اقتصادی آمریکا می‌گوید بین شراکت با آمریکا و موشک‌های ایران باید یکی را انتخاب کنید! @syjebraily
هدایت شده از امیرحسین جعفری
🔸‌شعار امسال «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» اعلام شد. 🔹امید که شعار امسال که توسط رهبر جدید انقلاب اسلامی، تکیه بر اقتصاد مقاومتی دارد، با اجرای سیاست‌های هار و ضد عدالت نئولیبرالی که توسط نهادهای اقتصادی صهیونیستی برای ما نسخه می‌شود، زیر پا گذاشته نشود و آن بی اعتنایی که به رهنمودهای رهبر شهید در باب اقتصاد مقاومتی صورت گرفت و فاجعه دی‌ماه و بی ارزش شدن پول ملی کشورمان در پی داشت، استمرار پیدا نکند. البته ما مردم ولایتمدار ایران با توجه ویژه به این مهم، دیگر اجازه این را نخواهیم داد. @JafariBayaan
💫پیام نوروزی دبیرکل حزب خطاب به اعضای محترم بسم الله الرحمن الرحیم یا مقلّب القلوب والابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال اعضای شریف، مومن و مجاهد حزب تمدن نوین اسلامی؛ آغاز سال ۱۴۰۵، در تقارن پرمعنای نوروز و عید فطر، ما را در موقعیتی قرار داده است که بیش از هر زمان، نیازمند شناخت درست از جایگاه خود و تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز هستیم. این سال، نه صرفاً آغاز یک تقویم، که گشایش فصلی تازه در سرنوشت تاریخی ملتی است که بهای ایستادگی را با خون پرداخته است. رمضانِ گذشته، رمضانِ ابتلاء و تمایز بود؛ ماهی که در آن، دشمنان این سرزمین با چهره عریانِ خود، به گمان خام، خواستند ستون خیمه این انقلاب را فرو افکنند. اما شهادت رهبر عزیز انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای و جمعی از فرماندهان و رجال این ملت، نه پایان یک راه، بلکه انفجار معنا در متن تاریخ بود؛ حقیقتی که نشان داد این انقلاب، بر اشخاص متوقف نمی‌ماند، بلکه در «امتداد ایمان» زنده است. امروز، در میانه نبردی نابرابر اما امیدبخش، جمهوری اسلامی توانسته است معادلات دشمن را برهم زند و ضرباتی راهبردی بر پیکره آنان وارد آورد. این دستاورد، نه صرفا محصول تجهیزات و ادوات نظامی، که نتیجه اراده‌ای است که از ایمان تغذیه می‌کند و از شهادت نیرو می‌گیرد. در چنین بزنگاهی، انتخاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به رهبری انقلاب اسلامی، تجلی تداوم این مسیر الهی و عقلانی است. بیعت و اطاعت از ایشان، نه یک تکلیف صرف، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ انسجام ملی، استمرار بازدارندگی و پیشروی در میدان‌های پیچیده پیش‌رو است. امروز، هرگونه تردید در این مسیر، هزینه‌ای فراتر از یک خطای سیاسی، و هرگونه وفاداری، سرمایه‌ای برای آینده این ملت است. حزب تمدن نوین اسلامی، در این لحظه تاریخی، خود را نه ناظر، که «کنشگر مسئول» می‌داند؛ مسئول در قبال تعمیق گفتمان انقلاب، تقویت جبهه درونی، و تبدیل رنج‌های این ملت به قدرتی پایدار. ما باید از این گذرگاه عبور کنیم، نه با احساسات زودگذر، بلکه با فهمی عمیق از میدان، و با اراده‌ای که آینده را می‌سازد. نوروز پیام زندگی است و عید فطر، وعده رستگاری پس از صبر. این تقارن، به ما می‌آموزد که رهایی، از دل مجاهدت می‌گذرد. با امید به سالی که در آن، پیروزی نه یک آرزو، بلکه یک روند قطعی باشد، و با ایمان به اینکه این ملت، از دل آتش، آینده‌ای روشن‌تر برخواهد ساخت. والسلام علیکم و رحمه‌الله سید یاسر جبرائیلی دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی @htni_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اقتصاد مقاومتی؛ معماری نوین قدرت ملی در پیوند وحدت اجتماعی و امنیت پایدار تاملی راهبردی در شعار سال ۱۴۰۵ متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید: https://hokmran.com/post/5052/
اقتصاد مقاومتی به معنای بازپس‌گیری حاکمیت اقتصادی و ایجاد یک سپر درونی در برابر تکانه‌های خارجی است؛ سپری که اجازه ندهد هر تغییر در بازارهای جهانی، به‌صورت مستقیم به سفره مردم منتقل شود و ثبات اجتماعی را برهم بزند. وقتی مردم در افق معیشتی خود با بی‌ثباتی و پیش‌بینی‌ناپذیری مواجه شوند، اعتماد عمومی تضعیف می‌شود و شکاف‌های اجتماعی تشدید می‌گردد. متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید: https://hokmran.com/post/5052/
امروز در میانه جنگ، جمهوری اسلامی توانسته است با ایجاد اخلال در عبور و مرور ناوگان تجاری وابسته به دشمن، قیمت جهانی نفت را افزایش دهد و به تبع نفت، قیمت جهانی تمامی محصولات پالایشی و پتروشیمی نیز افزایش یابد. این امر، در اقتصاد غرب و شرق بحران ایجاد کرده است. اما از آنجائیکه مع الأسف نفت و محصولات پالایشی و پتروشیمی ملی به داخل کشور خودمان با قیمت جهانی فروخته می‌شود، اقتصاد ایران نیز از شوک افزایش قیمت نفت متاثر شده و قیمت محصولات فوق افزایش یافته است. هرچند خوشبختانه هنوز گران‌سازان موفق نشده‌اند قیمت سوخت خودرو و قیمت انرژی مصرفی خانوار را جهانی‌سازی نمایند، باید انذار داد که این برنامه ضد اقتصاد مقاومتی و ضد وحدت و امنیت ملی، در دستور کار دولت چهاردهم است و باید آن را از دستور کار خارج سازد. متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید: https://hokmran.com/post/5052/
مردمی‌سازی اقتصاد در منطق اقتصاد مقاومتی، یکی از عمیق‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین ابعاد این دکترین است؛ اما نه به‌معنای مشارکت‌های صوری یا دعوت عمومی به حضور در عرصه اقتصاد، بلکه به‌معنای واقعی و ساختاری آن، یعنی گذار از «مشارکت» به «مالکیت». بر اساس روح قانون اساسی، مردمی‌سازی زمانی تحقق می‌یابد که شرایط کار برای همه فراهم شود، اشتغال کامل به‌عنوان یک هدف راهبردی دنبال گردد و مهم‌تر از همه، ابزار تولید در اختیار عموم مردم قرار گیرد. این نقطه تمایز اساسی است: اقتصادی که در آن مردم صرفاً در جایگاه نیروی کار یا مصرف‌کننده تعریف شوند، حتی اگر در ظاهر فعال و پرتحرک باشد، اقتصادی مقاوم نخواهد بود، زیرا پیوند واقعی و پایدار میان مردم و فرآیند تولید شکل نگرفته است. در مقابل، اقتصاد مقاوم اقتصادی است که مردم در آن نه‌تنها کار می‌کنند، بلکه مالک ابزار تولیدند، در خلق ارزش مشارکت واقعی دارند و به‌صورت مستقیم از ثمرات رشد اقتصادی بهره‌مند می‌شوند. متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید: https://hokmran.com/post/5052/
بازدارندگی؛ خط قرمز واقعی آمریکا و رژیم صهیونی آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری از پس غبار روایت‌های رسمی و ادعاهای تکراری آشکار شده، یک حقیقت راهبردی است: مسئله آمریکا و رژیم صهیونیستی هرگز «بمب» به‌مثابه ابزار آفندی نبوده است؛ مسئله، «بمب» به‌مثابه ستونِ بازدارندگی است. آنچه آنان را نگران می‌کند، نه امکان آغاز جنگ از سوی ایران، بلکه «ناممکن شدن جنگ علیه ایران» است. اگر دغدغه‌ واقعی، «آفند هسته‌ای» بود، منطق سیاست خارجی آنان ایجاب می‌کرد که با همان شدت و حساسیت، با سایر دارندگان سلاح هسته‌ای نیز مواجه شوند؛ حال آنکه تجربه تاریخی نشان می‌دهد نه تنها چنین نیست، بلکه در برابر قدرت‌های هسته‌ای تثبیت‌شده مانند چین و روسیه و حتی بازیگران غیرمتعارف‌تری چون کره شمالی، منطق تعامل، مهار و همزیستی جایگزین تهدید و اقدام نظامی شده است. چرا؟ چون «هزینه حمله» در آنجا از آستانه قابل‌تحمل عبور کرده است. در واقع، آنچه در قبال ایران دنبال می‌شود، نه یک سیاست منع اشاعه بی‌طرفانه، بلکه «حفظ عدم‌توازن راهبردی» است؛ یعنی نگه داشتن ایران در نقطه‌ای که بتوان آن را تهدید کرد، تحریم کرد و در صورت لزوم، مورد تهاجم قرار داد، بدون آنکه با پاسخ ویرانگر و غیرقابل‌کنترل مواجه شد. به بیان روشن‌تر، آنان نمی‌گویند «ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد»؛ آنان عملاً می‌گویند «ایران نباید به سطحی از بازدارندگی برسد که هزینه حمله به آن، غیرقابل‌محاسبه شود.» در این چارچوب، «هسته‌ای شدن» نه یک هدف تهاجمی، بلکه یک «تغییر پارادایم امنیتی» است: گذار از وضعیت آسیب‌پذیری ساختاری به وضعیت موازنه تهدید. و دقیقاً همین گذار است که با منافع راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در تضاد قرار می‌گیرد. زیرا با تحقق آن، گزینه نظامی از روی میز آنان عملاً برداشته می‌شود و ابزارهای فشار، کارایی خود را از دست می‌دهند. بنابراین، نزاع اصلی نه بر سر «داشتن یا نداشتن یک سلاح»، بلکه بر سر «تعریف نسبت قدرت» است. آنچه آنان از آن بیم دارند، ظهور ایرانی است که دیگر نتوان با آن از موضع تهدید سخن گفت؛ ایرانی که نه به‌دنبال جنگ، بلکه به‌دنبال بستن درهای جنگ است. شاید وقت تجدیدنظر در دکترین هسته‌ای کشور فرارسیده باشد... سید یاسر جبرائیلی @syjebraily
وحدت ملی نه یک پدیده صرفاً گفتمانی یا حاصل توصیه‌های سیاسی، بلکه محصول مستقیم یک نظم اقتصادی عادلانه، باثبات و قابل پیش‌بینی است. انسجام اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد و پایدار می‌ماند که اقتصاد بتواند احساس عدالت، ثبات و امنیت معیشتی را در میان آحاد جامعه تثبیت کند. در چنین نگاهی، اقتصاد صرفاً عرصه تولید و توزیع کالا نیست، بلکه بستر تولید اعتماد اجتماعی است و هرگونه اختلال در این بستر، مستقیماً به تضعیف پیوندهای ملی منجر می‌شود. بر همین اساس، هر سیاست اقتصادی که فشار نامتوازن بر طبقات مختلف وارد کند یا شوک‌های ناگهانی و پیش‌بینی‌ناپذیر به معیشت مردم تحمیل نماید، در واقع انسجام ملی را هدف قرار داده است، حتی اگر در ظاهر با توجیهات فنی یا ضرورت‌های کوتاه‌مدت همراه باشد. متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید: https://hokmran.com/post/5052/
اقتصاد مقاومتی، وحدت ملی و امنیت ملی سه مؤلفه جداگانه نیستند، بلکه اضلاع به‌هم‌پیوسته یک منظومه واحد را تشکیل می‌دهند که هر یک دیگری را تغذیه و تقویت می‌کند. اقتصادی که بر پایه عدالت، ثبات و مشارکت واقعی مردم بنا شده باشد، به‌طور طبیعی سرمایه اجتماعی را افزایش می‌دهد و این سرمایه اجتماعی به انسجام ملی می‌انجامد؛ انسجامی که خود به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تولید امنیت عمل می‌کند. در مقابل، هرگونه اختلال در ضلع اقتصاد – از طریق سیاست‌های ناپایدار، وابستگی‌های بیرونی یا نابرابری‌های ساختاری- به‌سرعت به تضعیف وحدت ملی منجر شده و در نهایت امنیت کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از این رو، اقتصاد مقاومتی را باید نه یک سیاست بخشی، بلکه یک معماری کلان برای بازآرایی قدرت ملی دانست؛ معماری‌ای که هدف آن تبدیل اقتصاد از نقطه ضعف به منبع اصلی اقتدار و پایداری کشور است. متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید: https://hokmran.com/post/5052/