هدایت شده از حزب تمدن نوین اسلامی
💫پیام نوروزی دبیرکل حزب خطاب به اعضای محترم
بسم الله الرحمن الرحیم
یا مقلّب القلوب والابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال
اعضای شریف، مومن و مجاهد حزب تمدن نوین اسلامی؛
آغاز سال ۱۴۰۵، در تقارن پرمعنای نوروز و عید فطر، ما را در موقعیتی قرار داده است که بیش از هر زمان، نیازمند شناخت درست از جایگاه خود و تصمیمگیریهای سرنوشتساز هستیم. این سال، نه صرفاً آغاز یک تقویم، که گشایش فصلی تازه در سرنوشت تاریخی ملتی است که بهای ایستادگی را با خون پرداخته است.
رمضانِ گذشته، رمضانِ ابتلاء و تمایز بود؛ ماهی که در آن، دشمنان این سرزمین با چهره عریانِ خود، به گمان خام، خواستند ستون خیمه این انقلاب را فرو افکنند. اما شهادت رهبر عزیز انقلاب اسلامی، حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای و جمعی از فرماندهان و رجال این ملت، نه پایان یک راه، بلکه انفجار معنا در متن تاریخ بود؛ حقیقتی که نشان داد این انقلاب، بر اشخاص متوقف نمیماند، بلکه در «امتداد ایمان» زنده است.
امروز، در میانه نبردی نابرابر اما امیدبخش، جمهوری اسلامی توانسته است معادلات دشمن را برهم زند و ضرباتی راهبردی بر پیکره آنان وارد آورد. این دستاورد، نه صرفا محصول تجهیزات و ادوات نظامی، که نتیجه ارادهای است که از ایمان تغذیه میکند و از شهادت نیرو میگیرد.
در چنین بزنگاهی، انتخاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به رهبری انقلاب اسلامی، تجلی تداوم این مسیر الهی و عقلانی است. بیعت و اطاعت از ایشان، نه یک تکلیف صرف، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ انسجام ملی، استمرار بازدارندگی و پیشروی در میدانهای پیچیده پیشرو است. امروز، هرگونه تردید در این مسیر، هزینهای فراتر از یک خطای سیاسی، و هرگونه وفاداری، سرمایهای برای آینده این ملت است.
حزب تمدن نوین اسلامی، در این لحظه تاریخی، خود را نه ناظر، که «کنشگر مسئول» میداند؛ مسئول در قبال تعمیق گفتمان انقلاب، تقویت جبهه درونی، و تبدیل رنجهای این ملت به قدرتی پایدار. ما باید از این گذرگاه عبور کنیم، نه با احساسات زودگذر، بلکه با فهمی عمیق از میدان، و با ارادهای که آینده را میسازد.
نوروز پیام زندگی است و عید فطر، وعده رستگاری پس از صبر. این تقارن، به ما میآموزد که رهایی، از دل مجاهدت میگذرد.
با امید به سالی که در آن، پیروزی نه یک آرزو، بلکه یک روند قطعی باشد، و با ایمان به اینکه این ملت، از دل آتش، آیندهای روشنتر برخواهد ساخت.
والسلام علیکم و رحمهالله
سید یاسر جبرائیلی
دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی
@htni_ir
اقتصاد مقاومتی؛ معماری نوین قدرت ملی در پیوند وحدت اجتماعی و امنیت پایدار
تاملی راهبردی در شعار سال ۱۴۰۵
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/post/5052/
اقتصاد مقاومتی به معنای بازپسگیری حاکمیت اقتصادی و ایجاد یک سپر درونی در برابر تکانههای خارجی است؛ سپری که اجازه ندهد هر تغییر در بازارهای جهانی، بهصورت مستقیم به سفره مردم منتقل شود و ثبات اجتماعی را برهم بزند. وقتی مردم در افق معیشتی خود با بیثباتی و پیشبینیناپذیری مواجه شوند، اعتماد عمومی تضعیف میشود و شکافهای اجتماعی تشدید میگردد.
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/post/5052/
امروز در میانه جنگ، جمهوری اسلامی توانسته است با ایجاد اخلال در عبور و مرور ناوگان تجاری وابسته به دشمن، قیمت جهانی نفت را افزایش دهد و به تبع نفت، قیمت جهانی تمامی محصولات پالایشی و پتروشیمی نیز افزایش یابد. این امر، در اقتصاد غرب و شرق بحران ایجاد کرده است. اما از آنجائیکه مع الأسف نفت و محصولات پالایشی و پتروشیمی ملی به داخل کشور خودمان با قیمت جهانی فروخته میشود، اقتصاد ایران نیز از شوک افزایش قیمت نفت متاثر شده و قیمت محصولات فوق افزایش یافته است. هرچند خوشبختانه هنوز گرانسازان موفق نشدهاند قیمت سوخت خودرو و قیمت انرژی مصرفی خانوار را جهانیسازی نمایند، باید انذار داد که این برنامه ضد اقتصاد مقاومتی و ضد وحدت و امنیت ملی، در دستور کار دولت چهاردهم است و باید آن را از دستور کار خارج سازد.
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/post/5052/
مردمیسازی اقتصاد در منطق اقتصاد مقاومتی، یکی از عمیقترین و تعیینکنندهترین ابعاد این دکترین است؛ اما نه بهمعنای مشارکتهای صوری یا دعوت عمومی به حضور در عرصه اقتصاد، بلکه بهمعنای واقعی و ساختاری آن، یعنی گذار از «مشارکت» به «مالکیت». بر اساس روح قانون اساسی، مردمیسازی زمانی تحقق مییابد که شرایط کار برای همه فراهم شود، اشتغال کامل بهعنوان یک هدف راهبردی دنبال گردد و مهمتر از همه، ابزار تولید در اختیار عموم مردم قرار گیرد. این نقطه تمایز اساسی است: اقتصادی که در آن مردم صرفاً در جایگاه نیروی کار یا مصرفکننده تعریف شوند، حتی اگر در ظاهر فعال و پرتحرک باشد، اقتصادی مقاوم نخواهد بود، زیرا پیوند واقعی و پایدار میان مردم و فرآیند تولید شکل نگرفته است. در مقابل، اقتصاد مقاوم اقتصادی است که مردم در آن نهتنها کار میکنند، بلکه مالک ابزار تولیدند، در خلق ارزش مشارکت واقعی دارند و بهصورت مستقیم از ثمرات رشد اقتصادی بهرهمند میشوند.
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/post/5052/
✨بازدارندگی؛ خط قرمز واقعی آمریکا و رژیم صهیونی
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری از پس غبار روایتهای رسمی و ادعاهای تکراری آشکار شده، یک حقیقت راهبردی است: مسئله آمریکا و رژیم صهیونیستی هرگز «بمب» بهمثابه ابزار آفندی نبوده است؛ مسئله، «بمب» بهمثابه ستونِ بازدارندگی است. آنچه آنان را نگران میکند، نه امکان آغاز جنگ از سوی ایران، بلکه «ناممکن شدن جنگ علیه ایران» است.
اگر دغدغه واقعی، «آفند هستهای» بود، منطق سیاست خارجی آنان ایجاب میکرد که با همان شدت و حساسیت، با سایر دارندگان سلاح هستهای نیز مواجه شوند؛ حال آنکه تجربه تاریخی نشان میدهد نه تنها چنین نیست، بلکه در برابر قدرتهای هستهای تثبیتشده مانند چین و روسیه و حتی بازیگران غیرمتعارفتری چون کره شمالی، منطق تعامل، مهار و همزیستی جایگزین تهدید و اقدام نظامی شده است. چرا؟ چون «هزینه حمله» در آنجا از آستانه قابلتحمل عبور کرده است.
در واقع، آنچه در قبال ایران دنبال میشود، نه یک سیاست منع اشاعه بیطرفانه، بلکه «حفظ عدمتوازن راهبردی» است؛ یعنی نگه داشتن ایران در نقطهای که بتوان آن را تهدید کرد، تحریم کرد و در صورت لزوم، مورد تهاجم قرار داد، بدون آنکه با پاسخ ویرانگر و غیرقابلکنترل مواجه شد. به بیان روشنتر، آنان نمیگویند «ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد»؛ آنان عملاً میگویند «ایران نباید به سطحی از بازدارندگی برسد که هزینه حمله به آن، غیرقابلمحاسبه شود.»
در این چارچوب، «هستهای شدن» نه یک هدف تهاجمی، بلکه یک «تغییر پارادایم امنیتی» است: گذار از وضعیت آسیبپذیری ساختاری به وضعیت موازنه تهدید. و دقیقاً همین گذار است که با منافع راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در تضاد قرار میگیرد. زیرا با تحقق آن، گزینه نظامی از روی میز آنان عملاً برداشته میشود و ابزارهای فشار، کارایی خود را از دست میدهند.
بنابراین، نزاع اصلی نه بر سر «داشتن یا نداشتن یک سلاح»، بلکه بر سر «تعریف نسبت قدرت» است. آنچه آنان از آن بیم دارند، ظهور ایرانی است که دیگر نتوان با آن از موضع تهدید سخن گفت؛ ایرانی که نه بهدنبال جنگ، بلکه بهدنبال بستن درهای جنگ است. شاید وقت تجدیدنظر در دکترین هستهای کشور فرارسیده باشد...
سید یاسر جبرائیلی
@syjebraily
وحدت ملی نه یک پدیده صرفاً گفتمانی یا حاصل توصیههای سیاسی، بلکه محصول مستقیم یک نظم اقتصادی عادلانه، باثبات و قابل پیشبینی است. انسجام اجتماعی زمانی شکل میگیرد و پایدار میماند که اقتصاد بتواند احساس عدالت، ثبات و امنیت معیشتی را در میان آحاد جامعه تثبیت کند. در چنین نگاهی، اقتصاد صرفاً عرصه تولید و توزیع کالا نیست، بلکه بستر تولید اعتماد اجتماعی است و هرگونه اختلال در این بستر، مستقیماً به تضعیف پیوندهای ملی منجر میشود.
بر همین اساس، هر سیاست اقتصادی که فشار نامتوازن بر طبقات مختلف وارد کند یا شوکهای ناگهانی و پیشبینیناپذیر به معیشت مردم تحمیل نماید، در واقع انسجام ملی را هدف قرار داده است، حتی اگر در ظاهر با توجیهات فنی یا ضرورتهای کوتاهمدت همراه باشد.
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/post/5052/
اقتصاد مقاومتی، وحدت ملی و امنیت ملی سه مؤلفه جداگانه نیستند، بلکه اضلاع بههمپیوسته یک منظومه واحد را تشکیل میدهند که هر یک دیگری را تغذیه و تقویت میکند. اقتصادی که بر پایه عدالت، ثبات و مشارکت واقعی مردم بنا شده باشد، بهطور طبیعی سرمایه اجتماعی را افزایش میدهد و این سرمایه اجتماعی به انسجام ملی میانجامد؛ انسجامی که خود بهعنوان یکی از مهمترین منابع تولید امنیت عمل میکند. در مقابل، هرگونه اختلال در ضلع اقتصاد – از طریق سیاستهای ناپایدار، وابستگیهای بیرونی یا نابرابریهای ساختاری- بهسرعت به تضعیف وحدت ملی منجر شده و در نهایت امنیت کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. از این رو، اقتصاد مقاومتی را باید نه یک سیاست بخشی، بلکه یک معماری کلان برای بازآرایی قدرت ملی دانست؛ معماریای که هدف آن تبدیل اقتصاد از نقطه ضعف به منبع اصلی اقتدار و پایداری کشور است.
متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/post/5052/
✨اخلال در گذرگاهها
سناریوی بازدارندگی دریایی ایران در جنگ چندوجهی با غرب و صهیونیسم
در این مقاله مبسوط که به سناریوهای اخلال در گذرگاههای تنگه هرمز و بابالمندب پرداختهام، ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ منتشر شد. بحمدلله درباره تنگه هرمز جمهوری اسلامی اقدام موثری انجام داد و پیشبینیهای متعددی از این مقاله به ویژه آثار اقتصادی انسداد تنگه هرمز محقق شد.
در مقاله، ملاحظات مهمی مطرح شده که باید در جریان اخلال مورد توجه قرار گیرد. امیدوارم انشاءالله مورد استفاده واقع شود.
متن کامل مقاله:
https://hokmran.com/post/4207/
✨اخلال در گذرگاهها
سناریوی بازدارندگی دریایی ایران در جنگ چندوجهی با غرب و صهیونیسم
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
چکیده
این نوشتار به بررسی راهبرد اخلال هدفمند در تنگههای هرمز و بابالمندب بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار در جنگ اقتصادی جمهوری اسلامی ایران علیه رژیم صهیونیستی و حامیان غربی و عربی آن میپردازد. این دو گذرگاه دریایی از اهمیت ژئوپلیتیکی بیبدیلی برخوردارند و بخش عمدهای از تجارت جهانی انرژی و کالا از طریق آنها صورت میگیرد. هرگونه اختلال—حتی کوتاهمدت—در تردد این مسیرها میتواند بازارهای جهانی را با شوک شدید مواجه سازد و اثرات اقتصادی گستردهای در سطح بینالمللی برجای بگذارد.
راهبرد پیشنهادی بر استفاده از قابلیتهای ایران در جنگ دریایی نامتقارن استوار است. این شامل مینگذاری دریایی، حملات پهپادی و موشکی به نفتکشها، توقیف هدفمند کشتیهای دشمن، تهدیدات نرم مانند رزمایشهای نظامی، و بهرهگیری از ظرفیت نیروهای همپیمان در منطقه میشود. اجرای این اقدامات میتواند موجب افزایش شدید قیمت نفت (تا بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه)، تشدید تورم در کشورهای غربی، اختلال در زنجیره تأمین کالا، و در نهایت اعمال فشار روانی و اقتصادی بر دولتها و مردم این کشورها گردد.
با این حال، این راهبرد بدون آمادگی داخلی میتواند تبعات منفی جدی برای اقتصاد ایران نیز در پی داشته باشد. افزایش قیمت جهانی انرژی، بهواسطه وابستگی نظام قیمتگذاری داخلی به نرخهای دلاری بینالمللی، میتواند به تورم داخلی دامن بزند. برای مقابله با این تهدید، پیشنهاد میشود فرمولهای قیمتگذاری محصولات نفتی و پتروشیمی از نرخهای جهانی مستقل شده و بهصورت ثابت و ریالی تعریف شود. همچنین، لازم است زیرساختهای صادراتی خارج از تنگه هرمز، نظیر خط لوله گوره–جاسک و مسیرهای سواپ نفتی، توسعه یافته و مسیرهای وارداتی از بنادری مانند چابهار یا کشورهای دوست در جنوب و شرق کشور تقویت گردد. ایجاد توافقهای اضطراری با کشورهای همسو مانند چین، روسیه، عمان و دیگر همسایگان برای تداوم تجارت در شرایط بحران، از دیگر الزامات اجرای موفق این سناریو است.
در نهایت، تأکید میشود که راهبرد اخلال باید بهصورت مرحلهبندیشده و انعطافپذیر طراحی گردد تا بتوان آن را متناسب با تغییرات میدانی و تحولات سیاسی تنظیم کرد. بهرهگیری حسابشده از این ظرفیت راهبردی، در صورت فراهمبودن پیشنیازهای اقتصادی، لجستیکی و دیپلماتیک، میتواند به تغییری جدی در موازنه جنگ اقتصادی و افزایش قدرت چانهزنی ایران در سطح بینالمللی منجر شود.
📑متن کامل مقاله:
https://hokmran.com/post/4207/
✨بهترین پدافند، آفند موثر است
اظهار «غلط کردیم» ترامپ پس از هدف قرار دادن تاسیسات LNG قطر توسط ایران پیرو حمله اسرائیل به پارس جنوبی، یکبار دیگر ثابت کرد که «بهترین پدافند، آفند موثر است».
قصه نیروگاهها نیز همین است. اگر به یک نیروگاه ایرانی حمله شود و در پاسخ، چند نیروگاه کلیدی در منطقه خاموش شود، یک «غلط کردم» دیگر از ترامپ خواهیم شنید.
@syjebraily