هدایت شده از خانوم علیا ؛
ویدیوهای هیئتهای جهانی را که برای ادای احترام به پیکرت آمدهاند میبینم و با هر قابِ کوتاه، قلبم مچاله میشودو زهرِ باور رفتنت تلخ و جرعه جرعه دارد به جانم تزریق میشود. یا مرا خواهد کُشت و یا تا آخرین لحظات زندگیام، جگرم را پارهپاره خواهد سوزاند. روی بیلبوردی در خیابان، در کنار تصویرت با آن عبای قهوهای عسلی رنگ که بسیار دوستش داشتم، نوشته بود «به هقهق جمعمان جمع است، از بالا تماشا کن...» آری.
به هقهق جمعمان جمع است، در فقدان محبوبی
تماشا کن، جهان را بُرد، سیل اشک و اندوهت
چقدر این چند وقت همه چیز انگار در حال جنب و جوشِ، همه مردم درحال جنب و جوشان.
ایران این چند وقت آروم و قرار نداره، انگار شده کربلا