eitaa logo
- تـأنی𔓘
131 دنبال‌کننده
148 عکس
14 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۲۰ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ِ اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم(: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sht6sfx&btn=ماه‌پیشونی
مشاهده در ایتا
دانلود
- تـأنی𔓘
با اینکه از ۷ صبح تا ۸ شب سمت گوشی و فضای مجازی نرفتم، اما حالا که اومدم اونقدرام مشتاقش نبودم و دوس
و اینو اضافه کنم که هیچ خبر و اتفاقِ هیجان انگیزی توش نیست که هر روز هر روز اینجا منتظرشیم.
امروز ی حسِ خاص و عجیبی تو وجودم رخنه کرده؛ حسِ غم، غریبی.
فعلا برای مدتی پتانسیلِ ارتباط با اجتماع رو از دست دادم. به قول معروف لامپ اجتماعی بودنم سوخته؛ زمان نیازه تا دوباره بتونم بدستش بیارم، حتی پتاسیلِ ارتباط با آدمای نزدیک.
تیرکِ آخر خیلی غم‌گینم کرد:")
ولی به حرمت تسبیحِ مقانلو باید می‌بردیم:")))
هیچ خبری نیست عزیزم؛ هیچ خبری. انقدر منتظر نباش.
دبیر ادبیات کلاس ما رو مثل خانواده می‌دونه، باهامون صمیمیه، راحته، حال می‌کنه، شوخی می‌کنه، می‌خنده، از روحیاتِ شخصی‌ش می‌گه، در حالی که با هیچ‌کدوم از کلاس‌های دیگه این‌طور نيست و این اقرار خودشه. این مسئله حس خوبی بهم میده. دوست‌ش دارم و قطعا اگر ما به عنوان سال‌آخری‌های مدرسه بریم، هم ما دلمون تنگ می‌شه و هم معلم برای ما دلش تنگ میشه.
اشک‌های گرم ..
عیدتون خیلی خیلی مبارک:)🤍
اول چشمان‌ش را بوسیدند ..:)🤍
هدایت شده از زُحل‌خانم‌؛
واقعا انسان موجود عجیبیه. یعنی من مدت زیادیه سعی دارم به وجود خودم این رو اثبات کنم که عزیز دلم آدمهای مورد علاقه ی تو متعلق به تو نیستن و شاید هیچگونه تعلق و نزدیکی ای هم بهت نداشته باشن ولی باز هر بار با کوچیک ترین اتفاقا اون بغض مزخرف میاد گلومو میگیره و هی انگار توی چشمام نگاه میکنه و میگه فقط بشین و از دست رفتن آدمهارو نگاه کن تا همه چیز رقت انگیز تر از قبل جلوه کنه.
هر دفعه که صمیمی‌تر رفتار کردم، بعدش پیشمون شدم. و این موضوع تکرار میشه و دوباره بیشتر پیشمون میشم.