♦️چرا خبری دربارۀ توقیف اموال عناصر ضد انقلاب و وطنفروش در آذربایجانشرقی منتشر نمیشود؟
از اقدامات مهم و قابل ستایش قوۀ قضائیه، توقیف و مصادرۀ اموال عناصر ضدانقلاب، وطنفروش و تجزیهطلب و همکاران دشمن است که با استقبال ملت ایران روبهرو شد.
سالهای طولانی عناصر ضدانقلاب و وطنفروش، حتی در داخل کشور علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی اقدام میکردند اما توقیف اموال آنها معمولا در دستور کار نبود. (برای نمونه فروشگاه زنجیرهای ساعدینیا )
🔸 البته عناصری که در زمینۀ رسانه و تبلیغات و جنگ نرم که در مواردی مهمتر از جنگ سخت است، با دشمن همکاری میکردند(میکنند) ذیل عناوین پوششی گوناگون (شهروندخبرنگار، خبرنگار، مستندساز، فعال حقوقبشر، گزارشگر، فعال رسانه و عناوین ساختگی دیگر) به نفع بیگانگان فعالیت خود را انجام میدادند، در حالی که تغییر عنوان فعل مجرمانه، ماهیت و کیفر را تغییر نمیدهد!
علاوه بر عناصر ضدمیهنی و ضدانقلاب داخلی، عناصری نیز در خارج از کشور، مشغول فعالیتهای رسانهای، سیاسی، تروریستی، قومگرایی و تجزیهطلبی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و هستند. اما کسی کاری با اموال و املاک آنها در داخل ایران نداشت!؟ یعنی عنصر وطنفروش در خارج از ایران، فرضا با شبکه تروریستی اینترنشنال یا رسانههای شبیه آن یا گروهکهای مسلح تروریستی همکاری داشت و با پول مزدوری خود، در ایران نیز اموال و املاک میخرید!
🔸به خوبی قابل درک است که پس از آغاز حرکت درخشان قوۀ قضائیه در توقیف و مصادرۀ اموال عناصر ضد ملت و وطنفروش و همکاران متجاوزان، تا چه اندازه از فعالیتهای تبلیغی وطنفروشان خارج از کشور و اقدامات وطنفروشان داخلی کاسته شده است.
🔺در منطقه آذربایجان نیز برخی اخبار نویدبخش از توقیف اموال عناصر وطنفروش منتشر شد. دادگستری آذربایجانغربی در یک فقره از توقیف اموال ۱۲۹ عنصر ضدانقلاب و وطنفروش خبر داد که اینعملکرد شایستۀ ستایش است.
🔸آذبایجانشرقی و تبریز یکی از استانها و شهرهای مهم ایران و یکی از پایگاههای نهضت اسلامی است. علاوه بر داخل، افرادی از این منطقه در خارج از کشور مشغول همکاری با طرحهای سیاسی و رسانهای و تروریستی دشمن هستند. اینها در قالب گروهکهای گوناگون در فضای واقعی، فضای مجازی و در زمینههای تجزیهطلبی، اجرای پروژههای رسانهای و سیاسی دشمن و ... با دولتهای بیگانه همکاری دارند. رصد رسانهها و فضای مجازی نشان میدهد که این عناصر در نقاط مختلف از جمله آمریکا، برخی کشورهای اروپایی (انگلیس، سوئد، هلند و...)، ترکیه، باکو و... مشغول فعالیت علیه ملت ایران هستند و روشن است که هزینههای خود را از سرویسهای اطلاعاتی بیگانه دریافت میکنند. آیا اموال این عناصر نیز در آذربایجانشرقی توقیف میشود؟
🔸جستجودر رسانهها برای یافتن خبری از توقیف اموال عناصر وطنفروش و ضدانقلاب در آذربایجان شرقی توسط دادگستری استان نتیجهای در بر نداشت. بهرغم حرکت تاثیرگذار و قابل ستایش قوه قضائیه در استانهای مختلف در توقیف اموال وطنفروشان و خائنان که اخبار آنها منتشر شده است، عدم انتشار خبری در این زمینه در آذربایجانشرقی سؤالبرانگیز است؟ آیا اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است؟ یا صورت گرفته و خبر آن منتشر نشده است؟ چرا؟/ عارف محمدنیا
@tabrizejan
🇮🇷 نخبگان آذربایجان (ایتا)
♦️برنامهریزی عناصر قومگرا در تبریز برای «پس از موفقیت حملۀ دشمنان!»: جمهوری غیراسلامی با مرزبندیهای قومی!
اندکی پیش از حملۀ رژیمهای جنایتکار آمریکا و صهیونی به ایران در اسفند ۱۴۰۴، عدهای از عناصر شناخته شدۀ قومگرا و ضدامنیتی که برخی از آنها سابقۀ طولانی در فعالیتهای قومگرایانه (پانترکیستی) و تقسیم درون ایران بر مبنای فدرالیسم دارند، در تبریز تجمعی در پوشش «هماندیشی فعالان مدنی آذربایجان!» تشکیل داده و به خیال خود، برای پس از موفقیت حملات دشمنان خارجی، قطعنامه صادر کردند!
🔸طبق انشایی که یکی از قومگرایان شناخته شده و دارای سابقۀ دستگیری به نام قطعنامه در تجمع مورخ ۷ اسفند ۱۴۰۴ در تبریز خواند، «با استناد به اصول و هنجارهای بینالمللی مندرج در اسناد و کنوانسیونهای حقوق بشری!» در مادۀ اول قطعنامۀ خود، خواهان «به رسمیت شناختن ایران متکثر؟ از حیث فرهنگی، زبانی، مذهبی و هویتی!» شدند.
🔺«تغییر و بازنگری در ساختار اداری کشور، تغییرات اساسی، ابراز نگرانی نسبت به برخوردهای خشونتآمیز در جریان اعتراضات اخیر، هشدار دربارۀ تداوم رویکردهای اقتدارگرایانه» از جمله مواردی است که در قطعنامۀ خوانده شده توسط عنصر قومگرا ذکر شده است.
🔸در قطعنامۀ خوانده شده توسط عنصرقومگرا چند بار بر «جمهوریخواهی» تاکید شده و بدون اشارهای به اسلام آمده است: «در شرایط حساس کنونی، تشکیل جبههای واحد بر مبنای اصول جمهوریخواهی و مقابله با فاشیزم را ضرورتی راهبردی اعلام میکند!»
در پایان آن قطعنامه آمده است: «کلیۀ فعالین و تشکلهای مدنی و سیاسی آذربایجان و حتی سراسر ایران، به وحدت عمل و تلاش مشترک برای تحقق جمهوریت و صیانت از سازوکارهای دمکراتیک فراخوانده میشود!»
خلاصۀ قطعنامۀ قومگرایان این است که پس از موفقیت حملات دشمنان ایران، در کشور یک حکومت جمهوری با مرزبندیهای قومیتی به صورت دمکراتیک بر مبنای قوانین بینالملل ایجاد خواهدشد!
.🔸بر پایۀ گزارشهای برخی شرکتکنندگان در تجمع غیرقانونی قومگرایان، هشت تن به اسامی: مرجان منافزاده، اشرف شادولی، محمد زیدی، شکور اکبرنژاد، حسن فرهودینیا، حسن ارک، عباس پوراظهری و محمد صفری سخنرانی کردند و فردی به نام علیرضا صرافی ( متولد ارومیه،ساکن تهران) متن قطعنامه را خواند.
🔸علیرضا صرافی از عناصر کهنۀ قومگرایان است که در پوششهای مختلف برای جذب نیرو، شبکهسازی و ترویج قومگرایی و تضعیف وحدت و هویت ملی سالهای متمادی کار کرده است.
نامبرده در اوایل دهۀ ۸۰ با هدف ویژهای از تهران به تبریز کوچ کرد و مجلهای به نام «دیلماج» با جهتگیری قومیتی و پانترکیستی منتشر کرد. وی در سایۀ غفلت یا بیتوجهی مسئولان ارشاد اسلامی و مراجع امنیتی، آشکارا به تبلیغ برای تبدیل ایران یکپارچه به مناطق قومیتی مرزبندی شده «فدرالیسم» میپرداخت و ویژهنامهای نیز با این موضوع منتشر کرد.
پس از اغتشاشات قومگرایان در خرداد ۱۳۸۵ در تبریز و تخریب اموال عمومی و سردادن شعارهای تجزیهطلبانه، صرافی از تبریز به تهران متواری شد. هیئت نظارت بر مطبوعات به عنوان مرجع قانونی به خاطر رویکرد تفرقهانگیز و ضدوحدت ملی، پروانۀ انتشار دیلماج را لغو کرد.
🔸صرافی که تاکنون دربارۀ اهانت به پرچم مقدس کشورمان سکوت کرده است، در بهمن ۱۳۹۸ پس از آتش زدن پرچم رژیم جنایتکار آمریکا توسط نمایندگان مجلس، با انتشار مطلبی از پرچم آمریکا دفاع کرد و آتش زدن آن را سبعیت (وحشیگری) دانست و نوشت: «کسانی که به نام نماینده ملت ایران پرچم آمریکا را در صحن مجلس آتش زدهاند با یک اقدام غیرمتمدنانه هم به ملت ایران و هم به آمریکا یکجا توهین کردهاند.
اگر آتش زدن پرچم در صحن مجلس را ناشی از ناآگاهی و حماقت و درک سیاسی وارونه از نمادهای بین المللی ندانیم، اجبارا باید آنرا ناشی از نوعی راسیسم و نژادپرستی (که آن هم خود نوعی حماقت توام با سبعیت در قالب ایدوئولوژی است) بدانیم.»
شگفت اینکه با وجود فرمانداری تبریز، معاونت سیاسی امنیتی استانداری و مراکز امنیتی، چگونه عدهای عناصر بدنام و دارای سوابق سوء در تبریز برای تشکیل حکومت پس از حملۀ بیگانگان به کشور دورهمی به نام فعالان مدنی آذربایجان تشکیل دادهاند؟
گفتنی است اخیرا در برخی کشورهای خارجی نیز نشستهای مشابهی توسط مزدوران قومگرا و تجزیهطلب آذری تشکیل شده است و نشست یا تجمع به نام «فعالین مدنی! آذربایجان» در واقع ادامۀ نشستهای حارجی در داخل کشور است!
سؤال اساسی این است که؛ ماموریت تشکیل گردهمایی در داخل برای معرفی «حکومت» پس از جمهوری اسلامی، توسط کدام دولت یا دوایر خارجی به عناصر کهنهکار قومگرای داخلی سپرده شده است؟
چگونه است که این افراد در جمهوری اسلامی با امنیت و آزادی کامل، در همگرایی با دشمن خارجی علیه جمهوری اسلامی تشکیل جلسه میدهند؟
@tabriz404
🇮🇷 نخبگان آذربایجان
♦️جلسۀ برخی عناصر سابقهدار قومگرا با استاندار آذربایجانشرقی!
اخیرا جلسهای با گردانندگی یکی از عناصر قدیمی فعال در زمینۀ قومگرایی و تغییر ساختار ایران به فدرالیسم قومیتی در استانداری آذربایجان شرقی با حضور سرمست استاندار، و محمدزاده معاون سیاسی وی برگزار شده است.
در اینجلسه علیرضا صرافی که دارای سابقۀ بازداشت نیز میباشد، از سامان دادن به تشکلی سخن گفت که اعضای آن «فعالان مدنی!» هستند. (فعالان مدنی در ادبیات قومگرایان به عناصر فعال در زمینۀ قومگرایی گفتهمیشود!). وی علاوه بر سیاهنمایی وضعیت کشور، خواستار دستور فوری سرمست برای طی مراحل اداری و ثبت قانونی «تشکل» شد!
🔺سرمست، استاندار دولت پزشکیان در آذربایجانشرقی با تاکید بر استقبال گرم خود از فعالیت این عناصر، گفت: ما کاملا استقبال میکنیم... مراحل ثبت قانونی را طی کنید و تا آن وقت هم به فعالیت خودتان ادامه دهید!؟.. برای اینکه فردا از تهران، از وزارت کشور حرفی نیاید که این تشکل با قوانین سازگاری دارد؟..»
🔺تشکلی که مؤسس آن عنصر شناخته شده جریان قومگرا و فعال در راستای تضعیف یکپارچگی و همبستگی ایران با تبلیغ فدرالیسم قومی و دارای سوابق برخورد قضایی و امنیتی است، چه هدفی را میتواند دنبال کند؟ استقبال نماینده دولت در استان از این تشکل، مساعدت به آن و تشکیل جلسه و پذیرایی از اعضای آن چه پیامی به جامعه دارد؟ آیا استاندار میتواند به تشکل فاقد مجوز قانونی، به صراحت بگوید که تا زمان اخذ مجوز بروید فعالیت کنید؟
🔺قدیمها، وزارت کشور و شورای امنیت کشور و شورای عالی امنیت ملی به این چیزها حساسیت داشتند!
@tabriz404
🇮🇷 نخبگان آذربایجان
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺حکایت جوان بنزسواری که به پرچمداران خیابان پیوست!..
@tabriz404
🇮🇷 نخبگان آذربایجان
♦️خسو خاشاک آوردند دریا را بسوزانند!
تضعیف جایگاه ولی فقیه که این روزها نمود ظاهری آن از زبان برخی مسئولین اجرائی نیز شنیده میشود برنامه طولانی مدت بخشی از جریانات سیاسی داخلی است که آرزو میکردند امام شهید آخرین ولی فقیه نظام جمهوری اسلامی باشند.
انتخاب معجزهآسای فرزند خلف امام شهید برای ادامه راه امامین انقلاب این جریان را در شوک سیاسی فرو برده است. شرایط فعلی و ملاحظات امنیتی حاکم بر نحوه ایفای نقش امام و رهبر بر امور امت، برای این افراد که اساسا اعتقاد قلبی به زعامت و ولایت مطلقه فقیه ندارند ولی در پستهای کلیدی کشور لنگر انداختهاند فرصتی داده تا مکنونات قلبی خود را بیان نموده و با اظهارات نسنجیده خود تلاش میکنند در مقابل سیل عظیم قدرت ولایت که متکی بر اعتقاد به اراده پروردگار متعال و پشتیبانی امت فهیم است بایستند و جایگاه امام در حکومت اسلامی را تضعیف نمایند. "خس و خاشاک آوردند دریا را بسوزانند"
چنین عناصری علیرغم داشتن تخصص در حوزههای مختلف علمی، همچون چشمپزشکی، متاسفانه در مسائل سیاسی و اعتقادی به سان هوش مصنوعی عمل نموده و تحلیلهای ناپخته ارائه میدهند. چرا که چشم بصیرتشان به کلی کور شده و توان شنیدن صدای امت حاضر در میدان و سنگر و خیابان را ندارند. " صم بکم عمی فهم لا یعقلون"
تحلیل نسبیگرایانه این افراد از تاریخ اسلام نهایتا به این نتیجه منتهی میشود که کار شورای سقیفه بنا به مقتضیات زمان درست بوده و امیرالمومنین(ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) نباید با تصمیم شورا مخالفت می کردند. بر همین اساس صلح با معاویه و حکمیت اشعری با عمروعاص لازم بوده و بعد از شهادت امیرالمومنین ع فرماندهان امام حسن (ع) کار درستی انجام داده و تسلیم لشکر معاویه شدهاند و امام حسین علیهالسلام باید پیشنهادات اطرافیانش را تمکین میکرده و به مسلخ عشق نمیرفت و خانوادهاش را قربانی اصول اعتقادی اسلام نمیکرد.
" زهی خیال باطل"
خون حسینی امام شهید به همراه اعضای محترم خانواده شان، خون مطهر فرماندهان، سربازان، جبهه مقاومت و فرزندان و کودکان امت، شجره طیبه نظام مبتنی بر ولایت فقیه را چنان قدرتی بخشیده که بادهای مخالفِ دشمنان خارجی و خیال خام غربگرایان داخلی توان تکان دادن آن را نخواهند داشت.
باید به هوش باشیم چرا که هوشیاری عمومی در ابن روزهای حساس تاریخ آینده کشور را رقم خواهد زد./گروه شهدای شهرستان سراب؛ دکتر مصطفی مشهدی
@tabriz404
🇮🇷 نخبگان آذربایجان
♦️ کارشناسی نظر ولایت فقیه توسط چشمپزشک!؟
سخنان معاون اجرایی رئیس جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری در واکنش به پیام کارساز ولی فقیه (با کلیدواژۀ مشهور «علیالاصول») در شفافسازی فضای سیاسی مؤثر افتاده است!
🔸سخنان قائمپناه (چشمپزشک)، دیدگاه او و امثال او را دربارۀ ولایت فقیه بازگو میکند که ولی فقیه در تفکر این جماعت چه جایگاهی دارد؟
🔸سخنان قائمپناه چنین است:
«علیالاصول نظر دیگری داشتم. حتما باید نظر دیگری داشته باشد!.. اگر قرار باشد نظر رهبری، هر آنچه که میگوید اجرا کنند، دیگر نهادی نباید وجود داشته باشد. دیگر شعام و مجلس معنا ندارد. رهبری نظر میدهد، نظرش کارشناسی میشود، برمیگردد [به ولی فقیه]، یا میپذیرد یا نمیپذیرد. همیشه اینجوری بوده، زمان حضرت امام هم همینطور بوده، زمان رهبر شهید هم همینطور بوده...
الان بنده ممکن است نظری بدهم به آقای مهندس، آقا این کار را بکن. میآید و میگوید فلانی به این دلیل نمیشود. من هم میگویم نکن دیگر!.. بنابراین اگر میگویند نظر دیگری داشتم، نه اینکه نظرش خدای نکرده مخالفت باشد!..»
🔺 سخنان قائمپناه، نشان میدهد که نگاه او و امثال او به ولی فقیه، نگاه به «مدیر مافوق» است! مثالی هم که میزند؛ «الان بنده ممکن است نظری بدهم به آقای مهندس، آقا این کار را بکن...» به طور کامل مؤید همین است که ولی فقیه در تفکر اینها «یک مدیر مافوق!» است که باید دستوراتش در شعام و مجلس (ذیل ریاست پزشکیان و قالیباف) کارشناسی شود و...
قائمپناه میگوید نظرات حضرت امام و قائد شهید هم کارشناسی میشد!
🔺اختیارات ولی فقیه در حکومت، همان اختیارات رسول خدا ص و امیرالمؤمنین ع است. امام راحل در این باره نوشتهاند:«این توهّم که اختیارات حکومتی رسول اکرم (ص) بیشتر از حضرت امیر (ع) بود، یا اختیارات حکومتی حضرت امیر (ع) بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اکرم (ص) بیش از همه عالم است... لکن زیادی فضایل معنوی اختیارات حکومتی را افزایش نمیدهد. همان اختیارات و ولایتی را که حضرت رسول و دیگر ائمه- صلوات الله علیهم- در تدارک و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است...
همان طور که پیغمبر اکرم (ص) مأمور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است، فقهای عادل هم بایستی رئیس و حاکم باشند»(کتاب ولایت فقیه، امام خمینی ره)
🔸ولی فقیه اگر در مقام (و شاورهم فیالامر) با کسانی شور کند، باید نظر خود را بازگویند، اما اگر ولی فقیه نظر خود را بگوید و در این حال، دیگران (نهاد یا شعام و..) به نام کارشناسی با آن مخالفت کنند، نتیجه همان میشود که در «حکمیت» شد! طرفه اینکه؛ کسانی که حکمیت را تحمیل کردند، پس از پایان فاجعهبار آن، به امام گفتند توبه کن! چون حکمیت را پذیرفتی! در حالی که امام در آن شرایط (شورش و دودستگی و تقسیم سپاه بهدو گروه طرفدار مذاکره و طرفدار جنگ، تهدید به قتل یا تسلیم امام به دشمن و...) چارهای جز تندادن به حکمیت نداشت.
🔺فرق میان دو تفکر (تفکر التزام عملی به ولایت فقیه به عنوان جانشین پیغمبر و امام در حکومت، و تفکر تلقی از ولی فقیه به عنوان مدیری که باید نظراتش کارشناسی شود!) در سرنوشت ملت ایران تعیین کننده است.
نمایندگان تفکر نخست کسانی هستند که وقتی ولی فقیه گفت با دشمن بجنگید. تا پای جان جنگیدند. وقتی گفت موشک نخرید، بسازید، نقطهزن بسازید. ساختند و... اینها خود را نه کارشناس، که کارگزار و سرباز ولی فقیه میدانند.
نمایندگان تفکر دوم، کسانی هستند که میگویند باید با کدخدا بست! آمریکا میتواند با فشردن یک دکمه یا یک بمب سیستم دفاعی ایران را نابود کند! در مقابل آمریکا چارهای جز مذاکره نداریم!..
🔸 بسیاری از ناهنجاریهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، نتیجۀ بیتوجهی به نظرات و فتاوای ولی فقیه است. ولی فقیه دستور به تولید و اقتصاد مقاومتی داد، کارخانهها را فروختند و... صدبار گفت مذاکره خسارتبار است و فناوری هستهای نیاز ماست، مذاکره کردند و هستهای را فروختند...
فتوا داد که «ترویج موسیقی با اهداف عالی نظام اسلامی مغایر است» جریانکنسرت راه انداختند و صداوسیما هم عقب نماند! در تبریز ما، ارشاد اسلامی، زنان خنیاگر را هم به صحنه آورد. رهبر فتوا داد که رقص حرام است. در همین تبریز ما، ارشاد اسلامی در پوشش تئاتر، دختران و پسران جوان را به رقاصی و تنجنبانی کشاند! رهبر فتوا داد که دوچرخهسواری زنان در منظر عام جایز نیست.وزارت ورزش مسابقات دوچرخهسواری زنان برگزار میکند!..(اغلب این مسئولین هم مدعی اطاعت از رهبرند!)
پایان سخن اینکه؛ چه کسی باید با مدیران متخلف از نظرات ولیفقیه برخورد کند؟ / جلال محمدی
@tabriz404
🇮🇷 نخبگان آذربایجان