تبتیل🌧
رسم چندین سالهی من برای ماه محرم فتح خون خوانی است. امسال قسمت نشد .. گویا روزیاش بود که همراه من
سال ۹۶ و ۹۷ دوبار به اربعینِ خانوادگی دعوت شدیم .
آنسالها اربعین در پاییز بود و هوا بسیار خنک. زینبم ۵ سالونیم و فاطمهام یک سالو نیماش بود.
حجم یکی از کولهها تا نیمه پوشک بود برای فاطمه :)
و کالسکهای که هر دو طفل را در خود جای میداد ..
به آن روزها که فکر میکنم میبینم چقدر جسور بودم و شجاع . مقابل همهی مخالفین با احترام ایستادم و محکم گفتم ما مهمان امام حسین هستیم و ارباب حواسش به ما هست ...
بعد از آن دو مرتبه بدون بچهها و همسرم به این سفر آمدم . سال ۴۰۱ و ۴۰۳ ..
با اینکه تنها آمدن باعث میشود خلوتی داشته باشی .. کتابی بخوانی ..مداحی گوش بدهی ..هر جا و هر مکانی که دلت خواست بایستی ، بمانی ، بخوابی ..
ولی هر دوبار دلم برای آن ور مادرانهایام لک میزد :')
دیروز این عکس را گذاشتم .
اما بعد نشد بخوانم ..
یادم آمد سفر اربعینیِ مادرانهای با ادا نمیشود :)
#مامان_بودن
#اربعین_بدون_ادا
زینب دختر حساسی است .
در اوج بلوغ و نوجوانیاست ..
هر غذایی را نمیخورد. روی هر بالشی سرش را نمیگذارد. روتین پوستیاش را با خودش آورده :)
از شلوغی و سر و صدا بیزار است .
به قاشقها و لیوانهای سر سفره چپ چپ نگاه می اندازد . تاریخ انقضای هر خوراکی را باید بداند وگرنه لب نمی زند . و ...
خلاصه که پا گذاشته در متناقضترین سفر با روحیاتش !
دیشب قبل خواب به من گفت سال دیگر هم میآیم ..
البته که من گفتم هنوز زود است، شب آخرِ برگشتن نظرسنجی را میگیرم :)
این را گفتم ؛
ولی میدانم که ارباب دل میبرد
وگرنه به قول حاج محمود که میگوید : بیاراده میزنم دل رو به جاده /میبینم عاشقتر از من چه زیاده چه زیاده ..
هر سال تکرار نمیشد.
بله ارباب ما این است آی اهل دنیا !
Mohsen Chavoshi40 Rooz.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
آقای چاوشی عزیز.. خیلی خیلی عزیز
دمتون گرم !
ایران را سخت و بی حساب دوست داشتن؛ محکومیت من است؛همه جای ایران را و همیشه ی ایران را...🇮🇷❤️
[نادر ابراهیمی]
#لرستان_عزیز