لو أن المرتضى أبدى مُحَله
لکان الناس طُراً سُّجداً له
ومات الشافعی ولیس یدری
علیُ ربهُ أم ربه الله
ترجمه :اگر مرتضی مقام خودش رو آشکار کند
همه مردم در برابرش به سجده می افتند
زندگی شافعی تمام شد و نفهمید
علی خدای او بود یا الله
_شافعی !_
جگرم سوخت که آهم نرود تا جایی
و سپس این غم تو خاک مرا سوازنده
آتش روی دلم دود و شد رفت به چشم
که غمت سبب شد و روح مرا سوزانده
_عماد_
این حسین کیست
که عالم همه دیوانه اوست؟
این چه شمعی است
که جان ها همه پروانه اوست...؟
و اگر چشم تو برگشت زمن،
وقت پایان حیات است حسین
و اگر آمد به لبت خنده ز من،
موعد فتح بهشت است حسین(:
_عماد_
زندگیمیچرخد و در نقطه ای که هر چه خندیدی
میفرستد اشک را هر روز و شب در چشمتو!
_امزک_
خستگی پیچیده در روح و تنم
منِ بیچارهِ بی دل به کجا رو بزنم؟
به کجا من بروم جز به در خانه دوست
که کلیدحل این مسئله هابه دست اوست؟
_عماد_