eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬ ✫⇠ ✫⇠قسمت :7⃣0⃣1⃣ در همین موقع، مردی از ته کوچه بدوبدو آمد طرفمان. یک جارو زده بود زیر بغلش و چند تا کتاب هم گرفته بود دستش. از ما پرسید: «شما اهل روستای حاجی آباد هستید؟!» ما به هم نگاه کردیم و جواب دادیم: «نه.» مرد پرسید: «پس اهل کجا هستید؟!» صمد سفارش کرده بود، خیلی مواظب باشم. با هر کسی رفت و آمد نکنم و اطلاعات شخصی و خانوادگی هم به کسی ندهم. به همین خاطر حواسم جمع بود و چیزی نگفتم. مرد یک ریز می پرسید: «خانه تان کجاست؟! شوهرتان چه کاره است؟! اهل کدام روستایید؟!» من که وضع را این طور دیدم، کلید انداختم و در حیاط را باز کردم. یکی از زن ها گفت: «آقا شما که این همه سؤال دارید، چرا از ما می پرسید. اجازه بدهید من شوهرم را صدا کنم. حتماً او بهتر می تواند شما را راهنمایی کند.» مرد تا این حرف را شنید، بدون خداحافظی یا سؤال دیگری بدوبدو از پیش ما رفت. وقتی مرد از ما دور شد، زن همسایه گفت: «خانم ابراهیمی ! دیدی چطور حالش را گرفتم. الکی به او گفتم حاج آقامان خانه است. اتفاقاً هیچ کس خانه مان نیست.» یکی از زن ها گفت: «به نظر من این مرد دنبال حاج آقای شما می گشت. از طرف منافق ها آمده بود و می خواست شما را شناسایی کند تا انتقام آن منافق هایی را که حاج آقای شما دستگیرشان کرده بود بگیرد.» ادامه دارد...✒️ ❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃ ✫⇠ ✫⇠قسمت :8⃣0⃣1⃣ با شنیدن این حرف، دلهره به جانم افتاد. بیشتر دلواپسی ام برای صمد بود. می ترسیدم دوباره اتفاقی برایش بیفتد. مرد بدجوری همه را ترسانده بود. به همین خاطر همسایه ها به خانه ما نیامدند و رفتند. من هم در حیاط را سه قفله کردم. حتی درِ توی ساختمان را هم قفل کردم و یک چهارپایه گذاشتم پشت در. آن شب صمد خیلی زود آمد. آن وضع را که دید، پرسید: «این کارها چیه؟!» ماجرا را برایش تعریف کردم. خندید و گفت: «شما زن ها هم که چقدر ترسویید. چیزی نیست. بی خودی می ترسی.» بعد از شام، صمد لباسش را پوشید. پرسیدم: «کجا؟!» گفت: «می روم کمیته کار دارم. شاید چند روز نتوانم بیایم.» گریه ام گرفته بود. با التماس گفتم: «می شود نروی؟» با خونسردی گفت: «نه.» گفتم: «می ترسم. اگر نصف شب آن مرد و دار و دسته اش آمدند چه کار کنم؟!» صمد اول قضیه را به خنده گرفت؛ ادامه دارد...✒️ @tafakornab @shamimrezvan 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 http://eitaa.com/joinchat/2767126539Cf9cc9852b1 حجاب فاطمی مخصوص بانوان👆آقا❌❌❌
💝خوش بحال نیکوکاران 🌺امام کاظم(ع)؛ 💖خداوند درزمین بندگانی دارد 💖که برای برآوردن نیازهای مردم میکوشند 💖اینان ایمنی یافتگان روز قیامت اند. 📚الکافی.ج2ص197،وسائل الشیعه ج۱۱ ص۵۸۲ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
✨اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ ✨يَوْمٌ لَا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ ✨يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ ﴿۴۷﴾ ✨پيش از آنكه روزى فرا رسد كه آن را از ✨جانب خدا برگشتى نباشد پروردگارتان ✨را اجابت كنيد آن روز نه براى شما پناهى ✨و نه برايتان مجال انكارى هست (۴۷) 📚 سوره مبارکه الشورى ، آیه ۴٧ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
نحس بودن عدد سیزده برخی از افراد باور به نحس بودن عدد سیزده و بیرون رفتن از منزل در این روز دارند. در حالی که از نظر دین مقدس اسلام، هیچ روزی و هیچ عددی نحس نیست، مگر این‌که در آن روز گناه و معصیتی اتفاق افتاده باشد. همه مراجع: سیزده بدر ریشه شرعی ندارد و از خرافات است ولی تفریح سالم و خالی از گناه بدون اعتقاد به نحس بودن سیزده، اشکالی ندارد. استفتا از دفتر مراجع تقلید @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
✋✋ ✋✋ همه باهم همراه با خانواده همه بگویید به نیت دفع شر و بلا از ایران اسلامی ان شاءالله با حضور قلب ۲۳۰ مرتبه "یا دافِعَ البَلایا" @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
♥️♥️💠💠♥️♥️💠💠♥️♥️💠💠♥️♥️ 🍀 داستان کوتاه🍀 پدر هیچ وقت جلوی چشم ما گریه نمی کرد گاهی شبها اما از پسِ روزهایی که زیاد کار کرده بود قبل از آن که به رختخواب برود دور از چشم همه ، حتی مادرم می رفت سراغ چمدان توی انباری پیراهن پولکی سبز رنگ همیشگی را بیرون می کشید طوری در آغوش می گرفت که گویی شانه هایی هنوز توی آن استوار است گویی صاحبش هنوز توی آن نفس می کشد دردش را می فهمد و قفسه ی سینه اش برای غم ها و دلتنگی هایش بالا پایین می شود آنقدر که محکم آن پیراهن را به سینه اش می چسباند من هم اغلب دزدکی نگاه می کردم که مرد خانه مان چگونه در آغوش یک پیراهنِ خالیِ کهنه اشک می ریزد یک بار لای در مرا دید پیش خود نشاند و پیراهن را دستم داد گفت بو بکش بوی خاصی نمی داد اما به روی خودم نیاورد آن را از دستم گرفت و داخل چمدان گذاشت عکسی را بیرون کشید ، بوسید و نشانم داد پسری توی حوض ، آب تنی می کرد و پیر زن مهربانی توی لباس سبز رنگ پولکی لبِ یک حوض که دورتا دورش پر بود از گلهای شمعدانی حوله به دست ، با لبخندی ملیح نشسته بود گریه امانش را برید گفت:می خواستم عطر تنش لابلای گلبرگ گل های روی پیراهنش لانه کند گفت می خواستم چمدان را که باز کردم تمام انباری بوی مادرم را بگیرد فردای آن شب قُلکم را شکستم و با تمام پولش برای مادرم چند پیراهن گلدار خریدم تا هر روزِ خدا یک لباس گل گلی به تن کند. http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆 💜💜💠💠💜💜💠💠💜💜💠💠
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍒 🍒 از بزرگى پرسیدند: برکت در مال یعنی چه ؟ در پاسخ، مثالی زد و فرمود: گوسفند در سال یکبار زایمان می کند و هر بار هم یک بره به دنیا می آورد . سگ در سال دو بار زایمان میکند و هر بار هم حداقل 6-7 بچه. به طور طبیعی شما باید گله های سگ را ببینید که یک یا دو گوسفند در کنار آن است. ولی در واقع برعکس است. گله های گوسفند را می بینید و یک یا دو سگ در کنار آنها ... چون خداوند برکت را در ذات گوسفند قرار داد و از ذات سگ برکت را گرفت . مال حرام اینگونه است . فزونی دارد ولی برکت ندارد. روی مفهوم" برکت در روزی" فکر کنیم. ====================== http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆 ======================
💕این دو نکته را به خاطر داشته باشید: هرچقدر احساس گناه داشته باشید، گذشته تغییر نمی کند و هرچقدر استرس داشته باشید، آینده عوض نمی شود... http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
💠✨ 🌸⇦•مرد مومنی در شهر خوی باغی داشت. تمام میوه‌ها را برداشت نمی‌کرد، و همیشه 20 درصد میوه‌ها را برای رهگذران در روی درختان رها می‌کرد. و اگر رهگذری نبود بخورد، سهم پرندگان برای زمستان بود. هرگز باغ او را تگرگ و سرما نمی‌زد چون با خدا شریک بود. 🌸⇦•اما اصل و نکته این داستان این که هر وقت کسی باغ او می‌رفت و می‌پرسید این باغ مال شماست؟؟(تامیوه‌ای بخورد) این مرد عارف می‌گفت: فعلا نوبت این باغ برای ماست و نوبت ماست و باغ مالکش ما نیستیم. 🌸⇦•واقعا جمله زیبایی‌ست، مالک اصلی خداست که همیشه زنده است.ما مالک نیستیم نوبت استفاده‌مان است و نوبت ماست 💟: @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان👆👆
برای این مردم ، هرگز خودت را تغییر مده ! چون اینان هر روز تو را به یک شکل میخواهند ؛ شکل تصورات غلطشان که فکر میکنند تنها حقیقت درست جهان است ... http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍒 🍒 💎یک روز در پارک نشسته بودم تلگرام خود را چک میکردم، یک پسر بچه ۸ یا ۹ ساله آمد و گفت: کاکا یک بسته آدامس میخری؟ گفتم همراه من پول نیست، ولی اگر میخواهی بنشین کنارم حالا دوستم می آید میخرم. پسر گفت: خوب است و نشست بعد از مدتی گفت: کاکا در مبایلت چه را میبینی؟ گفتم در فضای مجازی میگردم گفت فضای مجازی چیست کاکا؟ خواستم جوابی بدهم که قابل درک یک پسر بچه ی ۸، ۹ ساله باشد گفتم جان کاکا فضای مجازی جایست که نمیتوانی لمسش کنی ولی تمام رویاهایت را در آنجا میسازی. گفت کاکا من هم فضای مجازی را دوست دارم، من هم زیاد میرم گفتم مگر انترنت داری؟ گفت نی کاکا، پدرم در زندان است، هر وقت دیدنش میروم نمیتوانم لمسش کنم ولی دوستش دارم. مادرم صبح ساعت ۷ میره سر کار، شب ۱۰ می آید که من میخوابم نمیتوانم ببینمش ولی دوستش دارم. وقتی برادر کوچکم گریه میکند، نان را در آب میریزیم میخوریم فکر میکنیم سوپ است، تا حالی سوپ نخوردم ولی سوپ را دوست دارم. من دوست دارم درس بخوانم و دکتر شوم ولی نمیتوانم مکتب بروم باید کار کنم، اما مکتب رفتن را دوست دارم کاکا جان حالا تو بگو این دنیای مجازی نیست؟ اشک هایم را پاک کردم و نتوانستم چیزی بگویم فقط گفتم بلی جان کاکا، دنیای تو مجازی تر از دنیای من است 🍃وقتی خواندید حیف است به اشتراک نگذراید🍃 ====================== http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆 ======================
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
"خوشبخت ترین" مخلوق خواهی بود اگر روزت را آنچنان زندگی کنی، که گویی نه فردایی وجود دارد برای دلهره و نه گذشته ای برای حسرت...! http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 #داستان_وضرب_المثل👆👆