eitaa logo
تفسیر صوتی و متنی استاد قرائتی
2.5هزار دنبال‌کننده
106 عکس
27 ویدیو
2 فایل
انشاء الله باگوش دادن به یک آیه از قرآن در روز جزء عمل کنندگان‌به قرآن قرار گیریم🙏 ارتباط با ادمین: @S_K_ahmadi54 تاریخ ایجاد کانال ۱۳۹۹/۸/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
"تفسیر نور (محسن قرائتی) وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‌ وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْ‌ءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ «111» و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان نازل مى‌كرديم و مردگان با آنان سخن مى‌گفتند و همه چيز را (به گواهى صدق و اعجاز) دسته دسته در برابرشان گرد مى‌آورديم باز هم ايمان نمى‌آوردند، مگر آنكه خداوند بخواهد (به اجبار ايمان آورند)، ولى بيشترشان نادانى مى‌كنند. نکته ها گويا يكى از درخواست‌هاى مشركان، نزول فرشتگان و سخن گفتن مردگان با آنان بوده است، غافل از آنكه اين مشركان به قدرى لجوجند كه حتّى اگر امور غيبى مثل فرشتگان براى آنان محسوس شود باز هم ايمان نخواهند آورد. سعدى نيز مى‌گويد: چون بود اصل گوهرى قابل‌ تربيت را در او اثر باشد هيچ صيقل نكو نداند كرد آهنى را كه بد گهر باشد سگ به درياى هفتگانه مشوى‌ چون شود تر، پليدتر باشد خر عيسى گرش به مكّه برى‌ چون بيايد هنوز خر باشد «قبل» يا به معناى مقابل است، يا جمع قبيل، به معناى گروه و دسته. در دو آيه‌ى قبل، ادعاى دروغ مشركان مطرح شد كه مى‌گفتند: اگر معجزه بيايد ايمان مى‌آوريم، اينجا نمونه آن معجزات مطرح شده است. شبيه اين آيه، در سوره‌ى حجر آيات 14 و 15 آمده است: «وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ» اگر از آسمان درى باز شود و كفّار از آن بالا روند، باز هم گويند: چشم ما را جادو كرده‌اند. جلد 2 - صفحه 533 پیام ها 1- براى دلهاى لجوج، هيچ آيه و نشانه‌اى زمينه‌ساز ايمان نمى‌گردد. «ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا» 2- خدا اگر بخواهد، مى‌تواند به اجبار، همه را مؤمن سازد، ولى اين خلاف حكمت اوست. «ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ» 3- جهالت، عامل ايمان نياوردن به آيات الهى است. ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا ... وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ‌ پانویس پرش به بالا↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی پرش به بالا↑ طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌4، ص 421. پرش به بالا↑ محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 347." ‏‏‏‏ @tafsir_qheraati ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
"تفسیر نور (محسن قرائتی) وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‌ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ «112» (اى پيامبر! اينان تنها در برابر تو به لجاجت نپرداختند، بلكه) ما اين گونه براى هر پيامبرى، دشمنى از شيطان‌هاى انس و جنّ قرار داديم. كه برخى از آنان حرف‌هاى دلپسند و فريبنده را به برخى ديگر مرموزانه القا مى‌كنند. البتّه اگر پروردگارت مى‌خواست، چنين نمى‌كردند. (ولى سنّت الهى بر آزادى انسان‌ها مى‌باشد،) پس آنان را و آنچه به دروغ مى‌سازند به خود واگذار. نکته ها در دو آيه‌ى قبل آمده بود: ما آنان را به حال خود رها كرديم، «نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» اينجا مى‌فرمايد: تو نيز آنان را به حال خود رها كن. «فَذَرْهُمْ» سقوط انسان، از قبول وسوسه‌ى شيطان شروع مى‌شود، «يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ» «1» «1». ناس، 5. جلد 2 - صفحه 534 آنگاه هر كه وسوسه در او اثر گذاشت از ياران شيطان مى‌شود، «إِخْوانَ الشَّياطِينِ» «1» و در نهايت خودش شيطان مى‌گردد. «شَياطِينَ الْإِنْسِ» تضادّ و درگيرى، زمينه ساز تكامل اختيارى است. به همين جهت خداوند، جهان را عالم تزاحم و تضادّ اختيارى قرار داده است. «وَ كَذلِكَ» پیام ها 1- از عوامل استقامت و پايدارى انسان، آگاهى از تاريخ و مشكلات ديگران است. «وَ كَذلِكَ» 2- مبارزه حقّ و باطل، در طول تاريخ وجود داشته است. «وَ كَذلِكَ» 3- رهبر جامعه، بايد براى مخالفت‌ها آماده باشد. «وَ كَذلِكَ» 4- انتظار ريشه‌كن شدن مخالفان و بدخواهان را نداشته باشيم. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا» 5- از سنّت‌هاى الهى روبرو شدن انبيا با مخالفان گوناگون است. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا» 6- كفّار لجوج، شيطانند. شَياطِينَ الْإِنْسِ‌ ... 7- شياطين انس و جنّ از طريق القاى به يكديگر، با هم ارتباط دارند. يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‌ بَعْضٍ‌ ... 8- شياطين، روشهاى شيطنت را به يكديگر مى‌آموزند. «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‌ بَعْضٍ» 9- مخالفان انبيا، تبليغات درون گروهى دارند. «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‌ بَعْضٍ» 10- كلمات زيبا و فريبنده، مى‌تواند از عوامل اغفال انسان باشد. يُوحِي‌ ... زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً «1». اسراء، 27. جلد 2 - صفحه 535 11- خداوند انسان را آزاد آفريده و دنيا را ميدان درگيرى‌ها قرار داده است. «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ» 12- اختيار و آزادى بشر، در مسير رشد و تربيت اوست. «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ» 13- در نظام هستى، يك اراده حاكم است نه دو قدرت، يزدان و اهريمن در برابر هم نيستند و تلاش‌هاى انحرافى از قدرت و سلطه‌ى الهى بيرون نيست. «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ» پانویس پرش به بالا↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی" ‏‏‏‏ @tafsir_qheraati ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
"تفسیر نور (محسن قرائتی) وَ لِتَصْغى‌ إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ «113» و (شياطين، سخنان فريبنده‌ى خود را بر مردم مى‌خوانند) تا گوش دل آنان كه به قيامت ايمان ندارند، به آن سخنان مايل شود و آن را بپسندند و آنان به دست آورند آنچه را به دنبال به دست آوردنش هستند. نکته ها «لِتَصْغى‌» از «صَغْو»، به معناى تمايل است، تمايلى كه از راه شنيدن حاصل مى‌شود. «اقتراف»، به معناى تحصيل و كسب چيزى است. پیام ها 1- وسوسه‌ها و تبليغات، به تنهايى عامل انحراف نيست، بلكه گوش دادن و دل سپردن و جذب شدن، مؤثّر است. لِتَصْغى‌ ... لِيَرْضَوْهُ‌ 2- ايمان نداشتن به آخرت، سبب تسخير و نفوذ شيطان است. «لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» پانویس پرش به بالا↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی" ‏‏‏‏ @tafsir_qheraati ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
"تفسیر نور (محسن قرائتی) أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ «114» جلد 2 - صفحه 536 پس (بگو:) آيا (با اين همه دلايل روشن) غير خدا را به داورى جويم؟ در حالى كه اوست كه كتاب آسمانى را به تفصيل به سوى شما نازل كرد، وكسانى كه به آنان كتاب داده‌ايم، (يهود و نصارى) مى‌دانند كه اين كتاب، از طرف پروردگارت به حقّ نازل گشته است، پس به هيچ وجه از ترديدكنندگان مباش. نکته ها «حكم» را برخى با «حاكم» يكى دانسته‌اند، امّا برخى گفته‌اند: «حَكَم»، داورى است كه طرفين دعوا، او را انتخاب كرده باشند، ولى «حاكم»، هرگونه داور است. «1» در مجمع‌البيان آمده است: حَكَم، كسى است كه به حقّ داورى كند، ولى حاكم، به هر قاضى گفته مى‌شود. در آيه 111، سخن اين بود كه اگر مردگان هم با اينان حرف بزنند يا فرشتگان فرود آيند، ايمان نخواهند آورد. در اين آيه مى‌فرمايد: اهل كتاب، وحى بودن قرآن را مى‌دانند و تقاضاى معجزات ديگر، تنها بهانه است. پيامبر صلى الله عليه و آله در راه خود ترديدى ندارد، لذا خطاب‌ «فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ» هشدار به مسلمانان است كه نگران حقّانيت راه خود نباشند. پیام ها 1- با وجود كتابى همچون قرآن، به سراغ داورى ديگران رفتن، نادرست و قابل توبيخ است. «أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً» (جز خداوند، كسى حقّ قانون‌گذارى و داورى ندارد) 2- خداوند، قرآن را به تفصيل نازل كرده است. «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا» 3- يكى از دلايل حقانيّت اسلام، بشارت انبياى گذشته در تورات و انجيل است. «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ» چنانكه در آيه‌اى ديگر «1». تفاسير نمونه و المنار. جلد 2 - صفحه 537 مى‌فرمايد: «يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ» «1» اهل كتاب، پيامبر اسلام را همچون فرزندان خود مى‌شناختند. 4- رهبر بايد از قاطعيّتى ترديدناپذير در راه دعوت خود برخوردار باشد. فَلا تَكُونَنَ‌ ... 5- مبادا به خاطر ايمان‌نياوردن اهل‌كتاب، در شما ترديدى پيدا شود، زيرا آنان حقانيّت قرآن را خوب مى‌دانند و انكارشان به دليل لجاجت است. «يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ» «1». بقره، 146؛ انعام، 20. پانویس پرش به بالا↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی" ‏‏‏‏ @tafsir_qheraati ایتا