حمید گفت:
راستے یک چیزهایے آمده،
خانمها زیر چادرشان سر مےکنند.
جلوش بستہ است و تا روے بازوها را مےگیرد..
فاطمہ گفت: مقنعه را مےگویے؟
حمید دستهایش را کہ با حرارت در فضا
حرکت مےکردند، انداخت پایین و آمد کنار او نشست.
گفت: نمےدانم اسمش چیست،
ولے چیز خوبے است؛
چون بچہ بغل مےگیرے راحتترے..
از آن موقع با چادر، مقنعہ پوشیدم
و هیچوقت در نیاوردم. برایم جالب بود
و لذتبخش کہ او بہ ریزترین کارهاے من دقت مےکند؛
بہ لباس پوشیدنم، غذا خوردنم، کتاب خواندنم!
#شهید_حمید_باکرے✨
#همسر_شهید🌱
از کانال ما حمایت کنید 🌻
@takavarmedia313