eitaa logo
🖋 طلبه مدافع 🇵🇸/یالثارات الخامنه‌ای🚩
394 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
984 ویدیو
6 فایل
با فاطمه سادات شهیده همراه شوید و رسم رفاقت آموزید و ببینید دستگیری عرشیان آسمان را از فرشیان زمین... راه خدا امید بخشه، اما هموار نیست... خانواده شهیده @hoseiny18 و لینک ناشناس https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f6z23za&btn=ادمین.کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
و چگونه از جان نگذرد ؛ آنکه می‌داند جان بھای‌ دیدار است ! - شهیدآوینی @talabe_modafe
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴انیمشن تلخ از جنایت شب گذشته آمریکا در مراسم عروسی در سیریک @talabe_modafe
سید عباس موسوی معاون دفتر رئیس جمهور در برنامه "بوقت ایران" گفت: "همین که چنین توافقی امضا شد به شما حسِ خوبی دست نداد؟ ✍️برو حس خوب رو از تبدیل شدن عروسی مردم به عزا و شهادت کودکان و دهها زخمی و مجروح در جزیره سیریک بپرس... @talabe_modafe
کالانعام❌ بل هم اضل✅
🖋 طلبه مدافع 🇵🇸/یالثارات الخامنه‌ای🚩
معجزه ✨🌱 یک روز با محمدحسین برای انجام کاری رفته بودیم . معمولاً به خاطر شتابی که در کارها بود از ل
من بسیجی ام ✨🌱 در طول مدتی که محمدحسین مسئول شناسایی لشکر شده بود، من و مجید آنتیک چی چندین بار به او اصرار می کردیم که عضویت سپاه دربیاید، اما او زیر بار نمی رفت و می گفت:(شما دنبال چی هستید؟ اینکه یکی به نیروهای سپاه اضافه شود؟ من دوست دارم به عنوان یک بسیجی خدمت کنم، پس بگذارید راحت باشم.) گفتیم:(محمدحسین! مگر سپاه چه اشکالی دارد؟) گفت:(سپاه هیچ اشکالی ندارد، خیلی هم خوب است، اما مت خدمت در لباس بسیجی را بیشتر دوست دارم.) محمدحسین این قدر ظرفیت و لیاقت داشت که می توانست از فرماندهان رده بالای سپاه شود؛ اما این در صورتی بود که به عضویت سپاه در می آمد و رسمی می شد. بارها مسئولین لشکر به او پیشنهاد می کردند، اما چون به بسیج عشق می ورزید، نمی پذیرفت؛ تا جایی که سفارش کرده بود اگر من شهید شدم روی سنگ قبرم ننویسید پاسدار، اگر چنین بنویسید روز قیامت جلوی شما را خواهم گرفت. من یک بسیجی ام.:) _قسمتی از کتاب حسین پسرغلامحسین @talabe_modafe
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِیَ اللهِ وَ رَبَّانیَّ آیاتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَی خَلْقِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللهِ فی ظُلُماتِ الاَرضِ…»🕊❤️‍🩹 @talabe_modafe
🖋 طلبه مدافع 🇵🇸/یالثارات الخامنه‌ای🚩
من بسیجی ام ✨🌱 در طول مدتی که محمدحسین مسئول شناسایی لشکر شده بود، من و مجید آنتیک چی چندین بار به
بگذار دنیا برای اهلش بماند!✨🌱 آخرین باری که محمدحسین از منطقه به کرمان آمده بود، باهم توی شهر دنبال کارهای روزمره رفته بودیم. گفت:(مهدی!هیچ تا به حال شده یک بنز یا یک ماشین مدل بالای دیگری را ببینی و از ته دل آرزو کنی که ای کاش یکی از آن ها مال من بود؟) گفتم :(راستش زیاد روی این قضیه فکر نکرده ام، اما خب! من یک انسانم. ممکن است گاهی از دلم بگذرد و بخواهم که من هم بنز، خانه و و امکانات راحت داشته باشم.) محمدحسین مکثی کرد و با لحنی دوستانه و برادرانه گفت:(سعی کن اینها را برای اهلش ببینی. خانه، ماشین لوکس، تجملات و تشریفات برای دوستداران دنیااست. برای آنان که طالبش هستند. ماکه این راه را انتخاب کرده ایم و به جنگ آمده ایم، راهمان چیز دیگری است. بگذار دنبا برای اهلش بماند.) یادم است یک بار دیگر که با محمدحسین صبحت می کردیم، می گفت:(مهدی! معتقدم دو نفر که خیلی با هم دوست هستند و همیشه بایکدیگرند، بعد از شهادت یا وفات یکی از آنان، باز هم این دوستی شان ادامه پیدا می کند، مثلاً می توانند از طریق خواب باهم ارتباط داشته باشند، حتی اگر آن شخصی که زنده است، مشکلی داشته باشد؛ دوستش می تواند به او کمک کند و راهنمایی اش کند. من خودم هر وقت در طول جنگ به مشکلی برخورده ام ، متوسل به خانم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) شده و دوستان شهیدم را در خواب دیده ام. آنان هم راهنمایی ام کرده اند و راه حل مشکلات را پیش رویم گذاشته اند.) وقتی محمدحسین این را گفت، همان جا از او قول گرفتم اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبش کرد، فراموشم نکند، بگذارد دوستی مان پابرجا بماند و در گرفتاری ها کمکم کند. او هم قول داد و چقدر خوب به وعده اش وفا کرد. بعد از شهادتش هربار به مشکلی بر می خوردم به خوابم می آید و راهنمایی ام می کند و وقتی به توصیه هایش عمل می کنم، گره کارهایم باز می شود _قسمتی از کتاب حسین پسرغلامحسین @talabe_modafe