هدایت شده از 🇮🇷روزی یک حدیث🇵🇸
یک نیاز؟
🖌 حضرت #رسول_الله صلی الله علیه و آله فرمود: هركه یک نياز برادر مؤمن خود را برآورد، مثل كسى است كه تمام وقت خدا را عبادت كرده است.
--------------------
🖌 قالَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه وآله: مَنْ قَضى لاَِخَيهِ الْمُؤْمِنِ حاجَةً كانَ كَمَنْ عَبَدَاللّهَ دَهْرا .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۳۰۲.
#حدیث #تربیت_نبوی(ص)
#معاشرت با #مؤمن
روزی یک حدیث 👉
هدایت شده از سیره علما
🔺حقیقت غیبت
▫️رضا کرم سیچانی:
🔹 #شهید_جلال_افشار را وقتی دیدمش خیلی ناراحت بود. می گفت: «دیروز غیبت یکی از دوستانم را کردم». شب در عالم رویا دیدم که گوشت او را در دیگی گذاشته ام و روی اجاقی می پزم. پس از آماده شدن با قاشق و چنگال به جانش افتادم و تا می توانستم خوردم.
🔸می گفت: «امروز حال عجیبی داشتم. استغفار کرده و از آن دوستم حلالیت طلبیدم».
📚کتاب جلوه جلال، نوروز اکبری زادگان، نشر ستارگان درخشان، چاپ اول، ۱۳۹۵، ص ۹۹.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
هدایت شده از سیره علما
🔺پیام پشه و عنکبوت!
🔹آیتالله #محمدحسن_مامقانی فقط از طریق هدایای مقدان و ارادتمندان امرارمعاش میکرد. یک سال مرز بین ایران و عراق بسته شد و ارتباط ایشان با ارادتمندان قطع شد. در این یک سال، ایشان با قرض امور خود را گذراند؛ اما خبر آوردند که منع آمدوشد یک سال دیگر تمدید شده است.
▫️ایشان میگفت:
🌀وقتی که این خبر رسید در حال نوشتن مطلبی بودم. مطلب را نوشتم و منتظر شدم تا جوهر خشک شود. در همین لحظه به ذهنم رسید که امسال را که با قرض گذراندهام، یک سال آینده را چه کنم؟!
🪴 ناگاه دیدم پشهای از سمت راست کاغذ و عنکبوتی از سمت چپ کاغذ بالا میروند. در یکلحظه پشه خود را به سمت عنکبوت پرتاب کرد و طعمه او شد.
🌱دیدن این مطلب را موعظهای از طرف خدا دانستم که خدا رزق بندگان را بدون اینکه طلب کنند به آنها میرساند. پس باید به او توکل کنم.
🔅 هنوز چند روزی از این قضیه نگذشته بود که شخصی از راه ایران و بهصورت قاچاقی وارد عراق شده بود، نزدم آمد و هدایای زیادی با خود آورده بود. بهطوریکه همه قرضها را ادا کردم و مخارج خود را تا سال آینده تأمین کردم.
📚مخزن المعانی، ص۷۴
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔻هسته سخت، دیگی که برای اصولگرایان نجوشید!
✍محمدرضا شهبازی
🔹هسته سخت جمهوری اسلامی از کی اخ و پیف شد؟ اصولگرایان و نهادهای قدرت و ثروت متصل به آنها طی بیست سال سعی کردند از هسته سخت حامیان جمهوری اسلامی یک توده مطیع و حرف گوش کن بسازند که فقط به آنها بگوید چشم. اما دو انتخابات اخیر مجلس و ریاستجمهوری آخرین و محکمترین میخ بر تابوت این رویای خام بود. این دو انتخابات به آنها ثابت کرد جماعتی که قرار بود در قرارگاهها، مدارس خاص، جلسات بصیرتی سررسیدمحور، رسانههای مبتنی بر کدکشی و... پیادهنظام آنها بار بیایند، حالا دارند از زمین بازی بیرونشان میکنند.
🔹تاختن به هسته سخت حامیان جمهوری اسلامی از طرف اصولگرایان در واقع آخرین تلاش آنها برای باقی ماندن در زمین بازیست.
اصولگرایان هروقت اول نبودند، دوم شدهاند و حالا اینکه ببینند بعنوان نفر سوم و چهارم باید بنشینند و رقابت دیگران را تماشا کنند برایشان خیلی سنگین است.
🔹این لفاظیهای شکاف اجتماعی و وحدت و دوقطبی و... را جدی نگیرید. این جماعت اگر زورشان میرسید حاضر بودند انتخابات ده درصدی برگزار شود ولی رای بیاورند و اتفاقا الان از همین زورشان گرفته که حتی با کاهش مشارکت هم رای نیاوردهاند. چرا؟ چون دیگر حتی همان هسته سخت طرفدار نظام که در هر شرایطی حاضرند رای بدهند هم به آنها رای نمیدهند.
🔹از قدیم گفتهاند فحش بادبزن جگر است.
بگذارید این جماعت شکستخورده با فحش به حزباللهیها و ایتایی و خودسر و دوقطبیساز و... خواندنشان، یک کم از آتش جگرشان کم کنند. اما این هسته سخت جمهوری اسلامیست که همچنان به پهناوری جغرافیای ایران و گستردگی شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ پای انقلاب مانده و خواهد ماند. آنها هم اگر عقل داشتند وسط باد زدنهای بیحاصلشان مینشستند نوع سیاستورزی بیست ساله را مرور میکردند و دلیل این رویگردانی حزباللهیها از خود را در نوع نگاه متفرعنانه و قیممآبانه خود به مردم میجستند.
✅ @Rajanews_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پای صحبتهای جانبازان اعصاب و روان!
به قول بچه های جنگ: موجیها!
به اسایشگاههای جانبازان حتما سر بزنیم، این جزء برنامه هامون باشه.
این یادگارهای جنگ یکی یکی دارن پر میکشن و چند سال دیگه نیستند هـــــــــــــــــــا !
حق گردنمون دارند هــــــــــــــــــــا.
بخاطر ما اینطوری شدند!
طلبه پیاده
فکر می کنیم بازی می کنیم ولی...
خیلی پیش میاد که فکر می کنیم بازی می کنیم، ولی بازیچه ایم.
مثلا جوانی را تصور کنید که وقت پر قیمت جوانی را به بازیهای موبایلی و کامپیوتری می گذراند، تصور می کند در بازی خیلی ماهر است وتواناییهایی دارد که دیگران ندارند!
اما این جوان اگر دقت کند متوجه می شود که بازیچه شرکتی شده که آن بازی را طراحی کرده برای به بازی گرفتن افرادی مانند او!
نامش را گذاشته اند «سرگرمی»
آن شرکت گرانبهاترین چیزی که او دارد را از او می گیرد؛ یعنی: «وقت»
سرش را به چیزی گرم کرده تا متوجه نشود بازیچه اوست.
بازیچه اصلی کسی است که فکر می کند بازی کننده است. اوست که در بازیِ حقیقی، شکار می شود، تیر میخورد و زخمی می شود، در تله می افتد و... ، نه شخصیتهای داخل بازی!
می بینیم جوانهایی را که حتی از مهارتهای ابتدایی برقراری ارتباط؛ مانند: سخن گفتن با دیگران و برقراری ارتباطهای ساده با دیگران هم برخوردار نیستند.
این حاصل بازی شرکت سازنده با آنهاست.
مراقب جوانانمان باشیم به آنان یادآوری کنیم که بازیگر شخص دیگری است و آنکه بازیچه و شکار است، خود آنان هستند، تا مدیریت زندگیشان را از دست دیگران بگیرند.
بسیارند کسانی که تصور می کنند بازیگرند اما بازیچه اند، دنیا برای هر کسی مناسب خودش دارد، یکی ثروت و دیگری ریاست و ...، مراقب خودمان هم باشیم.
طلبه پیاده