هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب | آموزش تبلیغ
🛑اگر مدام افسرده ای و خاطرات
گذشته، رو مرور می کنی...👌
🛑اگه زندگی برات بی معنا شده😐
🛑اگه گرفتاری و مشکلات داری...😔
یه سری به این کانال بزن #آرامش پیدا میکنی
👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2957443777C7a55bd4d90
https://eitaa.com/joinchat/2957443777C7a55bd4d90
هدایت شده از عبرت🧐🕳.
🔆
هنوز میگی خدایا شکرت 😒😕
بیا اینجا تا #شکرگزاری رو یاد بگیری😇
👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2957443777C7a55bd4d90
هدایت شده از عبرت🧐🕳.
من #سوگندم یه #دختر_شرو_شیطون که بعد مدتها تو مراسم فوت پدربزرگ پسرعمهم هیربد رو دیدم. از همون دیدار اول کلکلهامون شروع شد و هرجا همدیگرو تنها گیر میاوردیم حسابی از خجالت هم درمیومدیم. این دعواها تا جایی ادامه پیدا کرد که دیگه ازش بیزار شده بودم. تا اینکه یه شب که قرار بود خانوادهی عمو بزرگم برا خواستگاری واسه پسرشون مرتضی بیان،ازم خواست برم ببینمش گفت میخواد چیز مهمی بهم بگه که باز کارمون به دعوا کشید و اجازه حرف زدن بهش ندادم و برگشتم . وقتی رسیدم خونه مهمونا اومده بودن، داشتم آماده میشدم برم پیششون که هیربد زنگ زد. با دادی که پشت گوشی کشید دلم هری ریخت اون داشت.... 😱😭🥺
https://eitaa.com/joinchat/2031682960C5f1ba3a698
کاش اونشب هیچوقت.......😔
_ جداً که خیلی پررویی! تو بهتر از هر کسی میدونستی تنها دلیلی که خانوادهت، اون ننه و خواهرِ افادهایت ما رو اونجا تحمل میکردن، فقط و فقط اسمِ ازدواج من و تو بود. وقتی تو عهدت با من رو شکستی و تنهام گذاشتی، عملاً آوارهم کردی. فقط من اونقدر ذلیل نبودم که وایسم تا اونا با اردنگی پرتم کنن بیرون. خودم حرمتمو برداشتم و رفتم.
آراد دهنشو باز کرد که چیزی بگه:
+ من... من فقط...
ولی جملهش ناتموم موند. حرفشو قورت داد و دوباره سکوت کرد. شاید جوابی نداشت، شایدم نمیخواست ادامه بده. فقط پاشو بیشتر رو پدال گاز فشار داد.
منم دیگه نا نداشتم. دلم از ضعف داشت میرفت. از دیروز که اون معجون کذایی رو خورده بودم، هیچی از گلوم پایین نرفته بود. معدهم داشت خودشو میخورد.
انرژیای برای ادامه دادن به اون بحثِ تکراری و مسخره نداشتم. رومو کردم سمت پنجرهی بخارگرفته و چشمامو بستم تا حداقل تا مقصد بخوابم و ریختشو نبینم.
نمیدونم چقدر گذشته بود؛ شاید نیم ساعت، شاید بیشتر. با صدای زنگِ گوشخراشِ تلفن آراد از خواب پریدم. گیج و منگ چشمامو باز کردم و به اطراف نگاه کردم. از جادهی خلوت بیرون شهر خبری نبود و رسیده بودیم داخل شهر و ترافیک خیابونا.
آراد گوشی رو برداشت، نگاهی به صفحه انداخت و با یه حالتِ خبردار، دکمه رو زد و گذاشت روی اسپیکر:
+ بله قربان... در خدمتم.
صدای داد و فریادِ یه مرد مسن و عصبانی توی فضای ماشین پیچید:
قسمت اول👇👇👇
https://eitaa.com/talk_shirin/4614
تلخ و شیرین🎭
@talk_shirin
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب | آموزش تبلیغ
🔴 پویش حفظ سوره های پُرفضیلت قرآن با ۵۰ میلیون تومان جایزه و اعطای گواهینامه!!!
🍃 سوره یاسین | الرحمن | واقعه | فتح
🍃 آموزش رایگان روش اصولی حفظ
🍃 وبینارهای آموزشی و انگیزشی
🍃 حفظ قدمبهقدم همراه با مفاهیم
✨ تو دورههای قبل ۴۰۰۰ نفر حافظ شدن، اگه تو هم دوست داری کاملاً رایگان حافظ بشی، داخل این کانال عضو شو و سنجاقِ کانالو ببین 😍👇
https://eitaa.com/joinchat/3557359630C0180f05df5
حواستباشه! فرصت از دستت نره عزیز:)
هدایت شده از عبرت🧐🕳.
🔴 چند وقت پیش دوستم گفت بیا قرآن حفظ کنیم، اما نمیدونستم از کجا باید شروع کرد! 😐
✨ تا اینکه با پویش حفظ سوره یاسین آشنا شدم؛ کاملا رایگان و مثلِ آب خوردن حافظ شدم، تازه آخرش هم گواهینامه و جایزه داره!!! 😉👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3557359630C0180f05df5