eitaa logo
Why am I me?
283 دنبال‌کننده
254 عکس
87 ویدیو
0 فایل
شاید یه تیکه از اتاق های ذهنم خوش اومدی گل من؟ @Radioactiv_SN یکم اینجا صراحتا سطح خشونت و بی وجودی دشمن رو بیان میکنیم. @Radioactiv_SNn چنل اصلی https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kv0cjrx&btn=حرفامون
مشاهده در ایتا
دانلود
این خیلی مهمه که الان ناراحتی و فکر میکنی که کافی نیست و یا چرا من اینجوریم
این با ارزشه
کلمه "گلم" دوست ندارم
شوهرا به زن هاشون نمی‌گن گلم چرا؟
Why am I me?
کلمه "گلم" دوست ندارم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اکثرا یا میگم گل یا گلم💔
امشب باید زود بخوابم فردا کار دارم دعا کنید بشه
هدایت شده از شب‌های‌حوّا.
آفتاب عاشورا بر کالبد کربلا تازیانه می‌زد و دشت، لبریز از عطر غریب سرخ بود. در میان آن اندک‌سپاه نور، جوانی که هنوز بوی حنای حجله بر دستانش بود و برق عشق عروسش در نگاهش، وهب، ایستاده بود. اما میدان، او را فرا می‌خواند. وهب به قلب حادثه زد و به میدان رفت. تیغش صاعقه‌وار می‌بارید و صفوف کفر را می‌درید، اما هجوم بی‌امان کینه، تن جوانش را محاصره کرد. سرانجام، سرو قدش را شکستند و سر پرشورش را از تن ربودند. کوفیان، به خیال آن‌که کمر زنی را بشکنند، سر بریده‌ی پسر را به سوی خیمه‌ی مادر پرتاب کردند. سر در میان غبار غلتید. مادر، استوارتر از کوه، پیش رفت. سر را از خاک برداشت. غبار از پیشانی‌اش سترد و بر لبان تشنه‌اش بوسه‌ای زد. ضجه‌ای در گلو نشکست و اشکی بر گونه نلغزید. تنها نگاهش کرد، شکوه‌مند و با عزت. سپس، سر جگرگوشه‌اش را چونان پاره‌ای از جان بر کف گرفت، سینه سپر کرد و با فریادی که ستون هفت‌آسمان را لرزاند، نهیب زد. «ما آن‌چه را در راه خدا داده‌ایم، باز پس نمی‌گیریم!» و با قدرتی خداوندی، سر را چنان که گویی صاعقه‌ای از غیب بر فرق ستم فرود آمده، به سوی لشکریان یزید پرتاب کرد. خشم مقدس در او بیدار شد. مادر، با چشمان آتش‌گون، عمود خیمه را کشید تا خود به میدان خون بزند، اما صدای خورشید او را بازگرداند. آن تجلی تام خداوند، سالار شهیدان، خطاب به او کرد. «ای امّ وهب، به خیمه بازگرد که جهاد از زنان برداشته شده است.» او با اطاعت از امر امام، در حالی که خون فرزند بر لباس داشت، به خیمه‌گاه بازگشت.