هدایت شده از گورستان سَطلبردارها
چیزی که پروژهای بودن ز ز آ (زن، زندگی، آزادی) رو قطعی میکند، اختلافات درون اپوزیسیون هست که حتی «زن، زندگی، آزادی» از بایوی رضا پهلوی حذف شد. جنبشی که پروژهای بیش نبود و وقتی کار نکرد، علی کریمی، شاهین نجفی و امثالهم خطش زدند و پرتش کردند کنار.
این اختلافات، موذیانه و در عین حال جالب است. اما بدبختی برای زنهایی مثل آتش ماند؛ که در این بازی سوختند. تمام جنبشها از سبز ۸۸ تا امروز مصادره شد، شما ماندید و حوضتان، با هیجان لحظهای و خونی که مصرف کردید.
به نفع کنترلگَرانی که از خون مردم سود میبرند. این بازیهای جومانجی، گاهی با رگههای سلطنت قاطی میشود، گاهی با مجاهد خلق، گاهی با فمینیست، و مردم بیگناه را قاطی میکند تا بمیرند و نانش را شما بخورید.
این نوبت، بازیِ سلبریتیها و بلاگرها و سلطنتطلبهای حرامزاده است، خونِ بعدی، سطلِ آشغال مصرفیِ بعدی.
با اینکه میدانند این حکومت سقوط نمیکند، باز هم میکُشند. با اینکه میدانند جمهوری اسلامی رفتنی نیستند و خودشان بازگشتی ندارند، باز هم مردم را به کشتن میدهند. اگر یقین به سقوط داشتید، همگی در ایران بودید برای براندازی، نه از آنسوی دنیا فرمان صادر کنید، حرامزادهها!