جالبه که یه موجودی که مراحل تشکیلش کاملا مادی هستش انقدر پیچیدهست
احساس و معنویت و...
اینجاست که عبارت آفرینشی دیگر معنای عمیقتری پیدا میکنه چون ما رو با این سوال رو به رو میکنه که آیا انسان رو میشه فقط به مجموعهای از سلول ها و اندام ها و فرایندای زیستی تقلیل داد یا یه چیزی در تجربه انسانی وجود داره که برای فهمیدنش باید فراتر از توصیف بدن رفت
فلسفه اسلامی هم این مسئله مطرح شده که نفس انسان چه نسبتی با بدنش داره و چطور به وجود میاد. مثلا ملاصدرا معتقد بود نفس انسان آغاز پیدایشش به بدن وابستست اما توی ادامه مسیرش میتونه به مراتب بالاتری از وجود برسه یعنی انسان از همون اولش یه موجودی کامل و تغییرناپذیر نیستش و در اصل در جریان رشد و تحول به تدریج به مرتبهای تازهای از وجود میرسه پس از این نگاه انسان فقط یه چیزی نیستش که ساخته بشه و بعد همونطور باقی بمونه خودش یه موجود در حال شدنه. البته این برداشت فلسفی رو نباید تنها معنای ممکن آیه دونست اما خب طبیعتا میشه ازش برای فکر کردن به این مسئله استفاده کرد که انسان چطور از یه موجود زنده به موجودی صاحب اندیشه و فکر تبدیل میشه