در طول زندگی حتی کلمات هم بار مفهوم خودشون رو دارن که به خبر بدل میشه و تنها راه فهم خبریه که از وجود میفهمیم
عقیده واقعی اصل وجود خود اون تفکره اما خبر هستش که باعث وجودش میشه. صرفا وقتی که وجودش کامل بشه اون دیگه مربوط به خبر نیست و بعد خودت میتونی بخاطر فلان خبر به سراغش بری
Why am I me?
اما یکم این مفهوم با این چیزی که در ذهنم هست اختلاف داره چون اصل وجود رو کاری ندارم اینکه کلا هر چ
اوه پس ما رفتیم تو یه خط دیگه
Why am I me?
اوه پس ما رفتیم تو یه خط دیگه
منم از سر اینکه گفتی خود انسان یه خبره درگیر وجودیت شدم
به خاطر همین پرسیدم که خبر اصلا چیه؟ میتونه در حدی گسترده بشه که مفهوم زندگی رو هم تبدیل به یه چیز خشک و خالی کنه؟ اگر اینطوره، جهان میتونه مجموعهای از اخبار باشه و خب، هر خبری هم مقصودی داره...اره رفتم تو باقالیا خلاصه
Why am I me?
منم از سر اینکه گفتی خود انسان یه خبره درگیر وجودیت شدم به خاطر همین پرسیدم که خبر اصلا چیه؟ میتونه
وجود خبر رو میسازه گاهی هم خبر وجود رو اما هرچقدر و تهش بریم باز هم خبر واسطهست. مشکل خبر نیستش مشکل اینه که چقدر تا عمقش میتونیم بریم یعنی چقدر تا عمق خود اون باری که خبر داری حمل میکنه. عمق رو میتونیم تحمل کنیم یا در آخر بر میگردیم بر احساسات؟مسئله همینه
و خب یه قسمت ترسناکش اینه که خبر اگر نبود هیچ مفهومی انتقال پیدا نمیکرد نه اینکه وجود نداشته. صرفا انتقال پیدا نمیکرد