روح من به تمامی اندیشهها، سلیقهها و احساسات گوناگون خوشآمد میگوید و حریصانه به روی هرچه سرراهش سبز میشود آغوش میگشاید. بهراستی چرا باید خود را از لذتهایی محروم کند که بر جای جای سنگلاخ زندگی پراکندهاند؟ این لذتها چنان کمیاب و دیریابند که دیوانگی است اگر از حرکت بازنایستیم و حتی از راه خود دور نیوفتیم تا هرکدامشان را که در دسترسمان است دستچین کنیم. به باور من، هیچچیز خوشایند تر از دنبال کردن این افکار در مسیر زندگی نیست.
- سفر به دور اتاقم.