منت سرم میذارید اگه هرکدومتون، هر چند صلواتی که براتون مقدوره از طرف شهیده #مهسا_طاهری، برای سلامتی و ظهور امام زمان بفرستید. ❤️
(جانمازی که شهیده باهاش نماز میخوندن و خانواده به تازگی از خوابگاه تهران آورده بودن.)
هدایت شده از بانوی شهید دکتر مهسا طاهری
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین پست شهیده(مهسا طاهری)
در فضای مجازی 🕊🌱
#شهید_همت
تَمامِ مَن
آخرین پست شهیده(مهسا طاهری) در فضای مجازی 🕊🌱 #شهید_همت
اینم کانال شهیده طاهری هست که به تازگی راهاندازی شده، عکس و مطالب خاصتر رو میتونید از اینجا دنبال کنید.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز دوباره "چیکو" رو دیدم.
جدیدا براش یه آینه تو اتاق گذاشتن این خودشیفتهی اعظم هم همش جلوی آینه میره و خودش رو صدا میکنه یا احوال خودش رو میپرسه.
هر کیام میره سمتش گارد میگیره و نوکش رو جلو میاره تا از جلوی آینه کنار نبرنش 😂
#چیکو
مادر شهید عزیزی برای اینکه من نترسم قفسش رو گذاشته بود توی اتاق و آینه هم اونجا بود تا نیاد داخل پذیرایی.
تا یکی میرفت سمت اتاق، میگفت نرید سمت چیکو الان میاد بیرون و دخترم رو میترسونه.
🦜 آخرم این چیکو ول کن نشد و اومد دقیقا روی پشتیای که بهش تکیه دادم پشت سرم وایستاد و دوباره نوارش روی سلام دادن گیر کرد، منم سعی میکردم بدون نگاه بهش آرامشم رو حفظ کنم و جواب سلامش رو بدم تا بلکم بیخیال بشه و بره ولی ول ماجرا نبود.
آخرم قندون نجاتم داد تا قندها رو دید سریع پر زد سمتشون و قبل اینکه بهش برسن تندتند نوک زد و قند خورد.
#چیکو
سریعم تا دعواش میکنن بهش برمیخوره.
یه تیکهام گیر داده بود به در و داشت چوبای در رو میکَند.
تازه قلدرم هست، یه قناری طفلی دارن که توی یه قفس دیگهست. هی میره روی قفس اون وایمیسته و شروع میکنه حرف زدن؛ قناریام طبق گفته بقیه خیلی ازش میترسه و همش میره گوشهی مخالف جایی که چیکو وایستاده تا حسابی ازش دور باشه.
#چیکو
اگه هنوز چیکو و شهید قاسم عزیزی رو نمیشناسید. روی اسم شهید بزنید و از همون پیام شروع به خوندن کنید.
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب منم طلبیده شدم خادم یکی از موکبها باشم و پشمک خوشگل صورتی بدیم به بچهها.
هربار که میگفتن دیگه تمومه و همه برن، شکر برکت میکرد و بازم مخزنِ دستگاه پر میشد و بچهها خوشحال منتظر رسیدن نوبتشون میشدن.
🐥 یهو دیدم یه جوجه با روسری کج و کوله نگاهم کرد و گفت: آخیششش، خاله! خداروشکر که بازم شکر دارید و به منم پشمک میرسه.
جوری نفس راحت کشید که انگار یکی از بزرگترین مشکلات زندگیش رو حل کرده بودیم.
شانس آورد اونور میز بود و نمیتونستم تو بغلم فشارش بدم، قربون صدقهی لحن بامزهش رفتم و دخترک هم بالاخره به مراد دلش رسید، پشمک بدست و خوشحال رفت پیش مامان باباش ✨
و قصهی امشب ما هم به سر رسید.
امشب دوباره از اون شبای بسیار شلوغ بود و پیدا کردن جا پارک شده بود برام یه معضلی، انقدر کوچهها رو بالا پایین کردم که دیگه واقعا رد داده بودم و دلم میخواست همون وسط خیابون ماشین رو ول کنم به امان خدا.
بالاخره یه جای خالی پیدا کردم که ابتدای کوچه و پیاده رو بود ولی دلم نیومد اونجا پارک کنم چون همیشه تو ذهنم میاد که ممکنه یه نفر ویلچری باشه و بخاطر بیفکری من نتونه از اونجا رد بشه.
#هیچستانِ_دنیا
خلاصه که از اونجا هم رد شدم. دیگه خیلی از محل تجمع دور شده بودم و همش به خودم بد و بیراه میگفتم که کاش همین یه بار رو بیخیال این ملاحظاتت میشدی، آخه تو تابحال کِی دیدی کسی بخاطر این کار اونم این ساعت از شب به مشکل خورده باشه که از این فکرای بیخود میکنی...
ماشین رو بالاخره پارک کردم. این دعوای ذهنی هنوز ادامه داشت که همون لحظه نگاهم به ماشین جلویی افتاد که یه خانمی رو دارن روی ویلچر میذارن.
به معنای واقعی کلمه وا رفتم و صداهای توی ذهنم درجا خفه شدن.
قدم زنان به سمت مسیر تجمع میرفتم و همش خداروشکر میکردم که اونجا پارک نکردم.
یه قسمت دقیقا مشابه، ماشینا چسبیده بهم پارک کرده بودن که از پشت سرم این مکالمه رو شنیدم:
+ واااای حالا چکار کنیم؟ اگه ویلچرت رد نشه چی؟ از کجا ببرمت
_ نگران نباش برو جلوتر شاید بشه رد شد.
و خداروشکر تونستن از یه قسمت کوچیک ویلچر رو رد کنن.
#هیچستانِ_دنیا
من تابحال همچین صحنهای رو ندیده بودم که بگم بخاطر اون چنین ملاحظهای دارم ولی خوب یادمه که پنج سال پیش توی رویداد چای نباتی که کرمان برگزار کردیم این جمله رو از زبون یه فرد معلول شنیدم که خیلیا به فکر این قشر از جامعه نیستن و زیرساخت شهری جز چند مورد محدود در نسبت با این افراد و محدودیتهاشون طراحی نشده و خیلی از مردم ملاحظشون رو نمیکنن، همینم باعث شده تا نتونن خیلی توی اجتماع حاضر بشن، اکثرا بعد یه مدت منزوی میشن و نمیتونن به راحتی زندگیشون رو بگذرونن.
این جملات برای همیشه تو ذهنم حک شدن و بهم این اجازه رو نمیدادن که کارایی مثل همین پارک کردن ماشین توی قسمت نامناسب رو انجام بدم ولی امشب واقعا دلم میخواست بیخیال طی کنم که خدا هم قربونش برم کاری کرد که تا عمر دارم این صحنه از خاطرم نره.😇
#هیچستانِ_دنیا