eitaa logo
تَمامِ مَن
91 دنبال‌کننده
651 عکس
126 ویدیو
1 فایل
تمامِ مَن در این وَطَن معنا می‌شود...🇮🇷 آیدی جهت ارتباط👇: @saeedi_59
مشاهده در ایتا
دانلود
خداروشکر که اسنپ و تپسی داریم وگرنه که اصلا شوخی‌ راننده تاکسی‌های مشهدی درباره‌ی قیمت جالب نیستن!
شیر گرم و اولین پذیرایی که امام رضا ازمون کردن. (رفت جزو تاریخچه خاطرات، بخش اولین‌ها)
تَمامِ مَن
شیر گرم و اولین پذیرایی که امام رضا ازمون کردن. (رفت جزو تاریخچه خاطرات، بخش اولین‌ها)
همزمان صدای پسر کوچولوی بانمکِ پرچم به دستی میومد که با صدای بلند "این مردم امام رضا دارن" رو میخوند.
Pooyanfar موزیکدلPooyanfar-Ba Ma Doshman Beshe -musicdel.ir.mp3
زمان: حجم: 5.3M
چیزی که پسرک میخوند، قسمتی از این مداحی بود. اگه دوست داشتین گوش بدین.
هربار کیفمو باز میکنم، این کارت امانات رو میبینم و رنج میبرم. وقتی داشتم کیفم رو تحویل امانت‌داری میدادم تقریبا مطمئن بودم که نوشته‌ی روی دیوار (پرداخت جریمه ساعتی برای نگه‌داری بیش از ۶ ساعتِ وسایل) شامل حالم نمیشه. ولی الان به روز هم کشیده که نرسیدم برم و جالب‌تر اینکه هنوزم نمیدونم کی میتونم برم اونطرفی. احتمالا آخرش باید برم قسمت گمشدگان دنبالشون بگردم. 😊
تَمامِ مَن
خیلی چیزها با عمل و کارهای به ظاهر کوچیک ما تغییر میکنه. چایخونه‌ ساکت بود، صدای بهم خوردن شیشه‌ی استکان‌ها شنیده می‌شد و هرکس آروم مسیری رو طی میکرد تا چای برداره. چایی رو برداشتم و رفتم توی صحن، چند دقیقه‌ای گذشت که یهو حس کردم جمعیت زیادی دارن از دیوار نزدیک به حرم میگذرن و برای تجمع اومدن، شنیدن صدای شعارها با اون حال و هوای معنوی ترکیب جالبی ایجاد کرده بود. یکم که بیشتر گوش دادم متوجه شدم صدا از داخل چایخونه‌ست.سریع اون سمتی رفتم تا یوقت صداها قطع نشن و بتونم این صحنه‌ رو ثبت کنم. یکی از خادما جمع رو دست گرفته بود و با تمام وجودش میخوند و بقیه پشت سرش ابیات و شعارها رو تکرار میکردن. هیچکدوم از خادما آدمای چند دقیقه‌ی قبلی که دیدم نبودن، همه با یه حس و حال کاملا متفاوت، با مقاومت و امید کارشون رو انجام میدادن. حتی زائرا هم با حس کاملا متفاوتی چای میخوردن، شعار میدادن و رد میشدن.
در کمال ناباوری منم کادوی روز معلم گرفتم و الان در خوشحال‌ترین حالت ممکنم 😍❤️
روز معلم به شما هم مبارک. آقا سیدعلی آقای خامنه‌ای. عزیزترین معلم شهید ملت ایران. @heyraaan
وی با تمام قوا در حرم حاضر شده... آخه شما به جزئیات نگاه کنید: اون دستبند طرح پرچم دور بازوی خرسش، تانک، ماشین‌ و حیوون‌هاش در کنار اون دوتا شاخه گل ریز و خوشگل (حفظ ظاهر مثلا خشن پسرونه اما لطافت و مهربونی درونیش) 😇 بیسکورول‌هاش رو هم روی ماشین چیده، انگار ماموریت رسوندن آذوقه و مهمات بوده. از زمان شروع جنگ حتی اسباب‌بازی و بازی‌ کردن بچه‌هامون هم متفاوت شده.
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماشاءالله جوری محکم و با صلابت رجز میخوند که مو به تن آدم سیخ میشد. خیلی وقته که دیگه سن آدما ملاک سنجش حرف و رفتارشون نیست! بله، ایران همچین شیر پسرهایی داره...