علم، معرفتِ سلطه است.
هوبرت کنوبلاخ
مبانی جامعهشناسی معرفت
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
جامعهشناسان معرفت وقتی به معرفت علمی مینگریستند، آن را معرفتی استعلایی دربارهی طبیعت میدیدند و چون طبیعت برای آنان امری جهانشمول بود، از این رو، آنها میتوانستند از عوامل اجتماعی دخیل در ظهور و سقوط این نظریهها صحبت کنند، اما هیچگاه برای آنها متصور نبود که عوامل اجتماعی در ساخت محتوای این نظریهها نیز دخیل باشند.
در واقع، جامعهشناسان معرفت دو ساحت برای علم در نظر میگرفتند؛ ساحت نظریههای علمی که علم را امری استعلایی میدانست و ساخت مجموعهی شرایط اجتماعی که سبب توسعه یا توقف رشد علم می شد. جامعهشناسان معرفت فقط به بررسی ساحت دوم پرداختند.
حال آنکه #کوهن -به واسطهی فلسفهی #ويتگنشتاین- به چنین تمایزی برای علم قائل نبود. از او نظر به نظریههای علمی و شرایط اجتماعی تحقق آنها، اساساً یک امر واحد بودند. از این رو، معرفت از جمله معرفت علمی همچون همهی امور و فعالیتهای بشری ذاتا امری اجتماعی است، زیرا انسان ذاتا موجودی اجتماعی است.
غلامحسین مقدمحیدری
توصیف فلسفی علم
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
وقتی #تغییر قابل مشاهدهای وجود نداشته باشد، حرکتی وجود ندارد و زمانی که هیچ تغییر قابل مشاهدهای وجود ندارد، اصلا هیچ تغییری وجود ندارد.
نامهی پنجمِ لایبنیتس
مکاتبات لایبنیتس و کلارک
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
تصدیق میکنم که بین حرکتِ مطلقِ حقیقیِ جسم و تغییر صرفأ نسبی وضع آن نسبت به جسم دیگر، تفاوت است، زیرا وقتی علت بیواسطهی تغییر در جسمی باشد، آن جسم واقعا حرکت خواهد کرد و در نتیجه، در آن هنگام وضع دیگر اجسام نسبت به آن تغییر خواهد کرد، هر چند علت آن تغییر در آنها نیست.
به تعبیر دقیق، درست است که هیچ جسمی وجود ندارد که کاملا و بهتمامه در حالت سكون باشد، ولی ما با بررسی ریاضی شئ، از #سکون مفهومی #انتزاعی میسازیم.
نامهی پنجمِ لایبنیتس
مکاتبات لایبنیتس و کلارک
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
اما برابری (Equality) با اینهمانی (Identity) تفاوت دارد. هنوز معنای حقیقی اینهمانی به صورت بیابهام و با توافق همگانی تعیین نشده است. #اینهمانی دلالت بر این دارد که چیزی همان است، و چیزی بیش از همان نیست: خودِ همان، همانِ با خود.
بهجای این اغلب با بیدقتی میگویند اینهمانی یعنی با خود برابر بودن. اما هنگامی برابری داریم که تعدد وجود داشته باشد. در حالی که هر چیز منفردی، هر چیز فردی، می تواند لنفسه با خودِ خود همان باشد.
هایدگر
اصل بنیاد
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
نیروشناسی ارسطو مستلزم چند قضیه بود که همهی آنها در اواخر قرون وسطی در معرض انتقاد قرار گرفت. در درجه اول، مفهوم ارسطویی، #حرکت_مکانی بود، یعنی فرایندی که همچون هر گونه تغییر دیگر، امکانات بالقوهی هر جسم برای تغییر به وسیلهی عامل محرك، از طریق آن جنبهی فعلیت مییافت.
در #حرکت_طبیعی، این عامل یک اصل ذاتی و درونی بود که یا همچون علت فاعلی، مثلا نفس در اشیای جاندار عمل میکرد، یا همچون اصل تولید کنندهی حرکت خاص خودبخودی، در یک محیط مخصوص، مانند حرکت اجسام به طرف «مكان طبیعی» خود، عمل میکرد. هر یک از افلاک آسمانی نیز به وسیله یک «نفس» حرکت میکرد و نویسندگان متأخر «عقل» مینامیدند که موجب #حرکت_دورانی فلک میشد.
در حرکت غیرطبیعی یا قسری، عامل حرکت همیشه یک محرك خارجی بود که جسم متحرك را همراهی و شکل بیگانهی حرکت خود را بر آن تحمیل میکرد. ولی این حرکت خواه بر اثر فعالیت طبیعی یک «#طبع» یا «صورت» انجام گیرد و خواه یک عامل خارجی آن را تحمیل کرده باشد، اصل اساسی، محفوظ میماند.
از آگوستین تا گالیله
آ.سی. کرومبی
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
«هر متحرکی، محرکی لازم دارد» اگر علت حرکت (محرك) متوقف شود، معلول (متحرك) نیز متوقف خواهد شد. هدفدار و غايتمند بودن حرکت، اساسیترین جنبهی كل مفهوم #حرکت_طبیعی بود؛ برای مثال زمین هدف و #غایت یک سنگ در حال سقوط بود.
تحميل یک حرکت بیگانه نسبت به هدف طبیعی، حرکت غیر طبیعی نامیده میشد. اینگونه حرکت تا زمانی دوام داشت که عامل بیگانه با جسم متحرك تماس داشته باشد.
از آگوستین تا گالیله
آ.سی. کرومبی
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
برقراری این تمایز میان امر حسی و امر غيرحسی، امر فیزیکی و امر غیرفیزیکی یکی از مشخصههای اصلی چیزی است که #متافیزیک خوانده میشود و معیار تعیینکنندهی تفکر غربی است.
با اطلاع از اینکه تمایز مذکور میان امر حسی و امر غيرحسی ناکافی است، متافیزیک جایگاه خود را بهعنوان شیوهی تفکر معیار از دست میدهد.
هایدگر
اصل بنیاد
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
تفاوت «فیزیک» ارسطویی با آنچه ما امروزه تحت همین عنوان میفهمیم، تنها از این جهت نیست که آن یکی به دوران باستان و علم فیزیک به عصر جدید تعلق دارد. بلکه تفاوت آنها پیش از همه در این است که «فیزیکِ» ارسطو فلسفه است، در حالی که فیزیک مدرن علمی تحصلی (positive) است که همانا پیشفرض آن یک فلسفه است.
فیزیک #ارسطو همچنان کتاب بنیادی آن [دانش یا معرفتی] است که بعدها #متافیزیک نامیده شد. این [کتاب] تار و پود كل تفکر غربی را معین میکند، حتی آنجا که به نظر میرسد این تفکر بهمثابه تفکر عصر جدید در تقابل با تفکر باستان فکر میکند. اما تقابل متضمن وابستگیای سرنوشت ساز و حتی اغلب خطرناک است. بدون فیزیکِ ارسطو گالیلهای وجود نداشت.
هایدگر
اصل بنیاد
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
هرچند شاید برای ما دشوار باشد اینچنین فکر کنیم که [خودِ] نسبت و #ربط به مثابهی وجودیْ اصیلتر از آن چیزی است که نسبت و ربط بدان احاله میشود، [=طرفِ نسبت و ربط]، اما اینْ همان چیزی است که #هایدگر از ما میخواهد.
آنچه که نسبت بدان احاله میشود، [آنچه طرفِ نسبت و ربط است]، را نه میدانیم و نه میتوانیم پیشبینی کنیم.
مقدمهی جان استمبو
اینهمانی و تفاوت
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle
#کوزانوس در جلد دوم رسالهاش (جهل آموخته) دست به یک دگرگونی سرنوشتساز دربارهی ایدهی جهان میزند. برای نخستینبار در کیهانشناسی مغرب زمین، جهان عاری از هر مرکزی میشود. نه زمین و نه خورشیدی که حتی نیکولاس کپرنیک درصدد نگهداشتن آن بود، مرکز جهان نیستند.
با نظر به مرکز زُدایی و نسبیّتِ حرکتِ اجسام سماوی، کوزانوس را میتوان جد نظریهی #نسبیت #اینشتین نامید. با وجود این، شکل برهانآوریای که کوزانوس را به سمت تز خود هدایت میکند آن را از روشی که اینشتین عمل میکند بهطور کلی متفاوت میسازد. و در نتیجهی آن، رابطهی امر مادی و بُعد روحانیِ واقعیت، همانطور که خواهیم دید، کاملا متفاوت است.
ریجین کادِر
"زمین اختری نجیب است"
✅ حلقهی مطالعاتی تمنا
🌐 @TamanaCircle