۲۴ دی
- میخوایبری؟
اگهتوبریمنخیلیتنهامیشم، نرو.
+ ماهمیشهکنارهمیم، حتیاگهفرسخها
فاصلهبینمونباشه، کنارتمهمیشهخب؟
هرزماندلتنگمشدیبهماهنگاهکن، همونلحظهمنمدارمبهماهنگاهمیکنم.
ماه، میشهوجهاشتراکما زمانیکهدلتنگیم، هوم؟
- اگهابراجلویِماهُگرفتنوروشوپوشوندن
چی؟
+ بهجایخالیشنگاهکن، وبهاینفکرکن کهماههیچوقتقرارنیستپشتابربمونه.
* وماه، تورابهیادِمنمیاندازد.
[ ازسریدیالوگهایِردوبدلشدهیِامروز، ساعت ۱۴:۲۰ ]
۲۴ دی
نهدرکاخوُنهدرحجره، نهپشتمیزهاگمبود.
علی، باکفشهایوصلهدارشبینمردمبود.
۲۶ دی
بابا، توتکیهگاهمی.
شریکِتمومِجرمهام، تنهاکسیکهبدونترسباهاشحرفمیزنم.
توآغوشامنیوقتاییکهبههمریختهام.
کسیکهغمِتوچشمهامومیخونهو
نمیتونمچیزیروازشپنهانکنم.
بابا، توگوششنوامی.
توپایۀتمومدیوونهبازیاومسخرهبازیامی، کسیکهتوتمومِشیطنتهاوخرابکاریام
همراهیمیکنه.
کسیکهکنارشخودِواقعیممونیازبه
هیچتظاهرینیست.
توامنی، توآرومی، تومشاوری، تویهآغوشِهمیشهبازی.
بابا، منوُتویهتیمِمستقلیم.
تیمیکههیچکسحریفشنمیشه.
خوشحالمکهدخترِتوام.
اینکهتوبابایِمنیبهترینهدیۀخدابودهبرایمن.
روزتمبارکامنترین.
[ پ.ن: دلمخواستاینواینجابنویسم. ]
۲۶ دی
۲۶ دی
- تامیلا -
مثلِهرسال، تولدتمبارکِمن.
بودنتادامهدارباشهیاورِ روزایسخت.
خداتوروبرایِمنزیادنبینه.
* قلبم، دودستیبرایِتو.
۲۶ دی
۲۶ دی
بیخیالعزیزِمن، بیخیالِاینغموغصهها.
بیابشین، خستهشدی.
بشینبراتچاییبریزموشعرِرهیمعیری
روباصدایِجنابنعمتیگوشبدیم.
۲۹ دی
۲۹ دی
۲۹ دی
۳۰ دی
۳۰ دی