🌑سوم شوال سال ۲۴۷هجری قمری متوكل عباسی ملعون
بدرک واصل شد.
مدت خلافت غاصبانه او ۱۴سال و ۱۰ماه
و عمر نحسش ۴۱سال بود.
#متوکل درايام حکومت غاصبانه اش بساط لهو ولعب وطرب را برپا کرد واموال زیادی رابه سی هزار راوی ملعون دادکه مطابق میلش حدیث جعل کرده و نشردهند.
اميرالمؤمنين عليه السلام درمورد بنی العباس خبیث فرمودند:
#كافرترين آل عباس "متوکل" خواهدبود.
او به والى مدينه ومكه دستورداد كسى به #آل_ابیطالب احسان نكند
و داد وستد باآنان ممنوع است،
واگر كسى كوچكترين رحمى كند سخت عقوبت خواهد شد.
زندگی چنان بر #علويون سخت شد که زنان #علويه جز لباس كهنه نداشتند. وپيراهن سالمی رابراى نمازخواندن به نوبت میپوشيدند،
و تامرگ متوکل #نخ_ريسى میكردند.
#متوکل_خبیث هميشه از اميرالمؤمنين وحضرت زهرا و حسنین عليهم السلام به بدى ياد کرده و العیاذبالله لعن و سب وجسارت میكرد.
آن ملعون #هفده_بار قبرمطهر #سيدالشهداء عليه السلام راخراب كرد. #دیزج_یهودی رامأمور اینکار کرد.
اونیز قبرامام حسین علیه السلام وسایر قبور و تمام خانه های اطراف راتا حدود دویست جریب ویران کرد. زمینها راشخم زده و زراعت میکردند وهرکس برای زیارت میرفت، دستگیر میکردند.
به قبرمطهر حضرت آب بستند،
اما آب بافاصله دورتادور قبرحضرت چرخید
و روی قبرمطهر نرفت
وآن قسمت به #حائرحسینی معروف گشت.
ولى دوباره شیعیان همت کرده وبارگاه رابنا میکردند.
متوکل دستور به منع زیارت داد و راه کربلا را بست
و دست زوار را قطع میكرد و آنان را میكشت.
#متوکل_لعین به اجبار، امام هادی علیه السلام ازمدینه به سامرا آورد وبسیار به ایشان بی حرمتی کرده وناسزا میگفت.
اوفرمان داد که هرکجا #شیعیان رایافتید آنان را به بدترین نحو بکشید. وی سادات را تحت تعقیب قرارداده و آنها را به #حبس_ابد یا قتل محکوم مینمود.
حتی وقتی شیعه بودنِ #ابن_سکیت معلم فرزندانش رافهمید، زبانش را ازقفا بیرون کشید
و اورا شهیدکرد.
#متوکل_عباسی بسیارفحاش بود
وبه پسرش فحشهای رکیک میداد وبعد به آوازه خوانها دستورمیداد که همان فحشها رابا غنا بخوانند و برقصند.
وی از #شرب_خمر و زنا وقتل وغارت ابایی نداشت.
بالاخره پسرش #منتصر_عباسی در #سوم_شوال چندنفر ازغلامهاى خاص پدرش رامأمور به كشتن وى كرد
وآنها درحالى كه متوكل مشغول شرب خمر بود،
خونش را ريختند.
درهمان روزمردم با #منتصر درقصر بيعت كردند
و اونیز شش ماه بیشتر زنده نبود.
📚تتمةالمنتهى ص۳۳۰
📚تاريخ الخلفاء ص۳۵۷
📚بحارالانوار ج۵۰ص۲۱۰