eitaa logo
سعید کرمی " ◇ تنزیلات ◇ "
746 دنبال‌کننده
33 عکس
22 ویدیو
0 فایل
؛ هیچ اگر سایه پذیرد ، منم آن سایه ی هیچ ..... ؛ ربِّ اِنّی لما اَنزلتَ اِلیَّ من خیرِِ فقیرُُ آیدی : @saeedkarami_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
بارانِ تیر ... هنگامی که شمر بن ذی الجوشن، شجاعت حسین علیه السلام را دید، سواران را فرا خواند و در پشتِ پیادگان قرار گرفتند و به تیراندازان، فرمانِ تیر داد. آنان، او را تیرباران کردند و از فراوانیِ تیرها، مانند خارپشت [ جوجه تیغی ] شده بود. امام علیه السلام، عقب کشید و آنان در برابرش موضع گرفتند. ---------- ▪️ فَلَمّا رَأی ذلِکَ [أی شَجاعَةَ الحُسَینِ علیه السلام] شِمرُ بنُ ذِی الجَوشَنِ، استَدعَی الفُرسانَ فَصاروا فی ظُهورِ الرَّجّالَةِ، وأمَرَ الرُّماةَ أن یَرموهُ، فَرَشَقوهُ بِالسِّهامِ حَتّی صارَ کَالقُنفُذِ، فَأَحجَمَ عَنهُم، فَوَقَفوا بِإِزائِهِ 📚الإرشاد: ج ۲ ص ۱۱۱ ■ کانال 🔹 " تنزیلات " 🔹 سعید کرمی ➡️ @tanzilat ⬅️ ➡️ @tanzilat ⬅️
📌نبرد جانانه سیدالشهدا علیه السلام .... ➖راوی می‌گوید: آن گاه حسین علیه السلام، دشمن را به نبردِ تن به تن فرا خواند و همه کسانی را که به جنگش می‌آمدند، از میان بر می‌داشت تا آن جا که تعداد فراوانی از آنها را کُشت و در این حال، می‌فرمود: «مرگ، از ننگ، بهتر است و ننگ، از ورود به آتش». ➖یکی از راویان می‌گوید: به خدا سوگند، تا کنون شکست خورده ای را ندیده بودم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند؛امّا این گونه استوار و پُردل مانده باشد. ➖ پیادگان، بر او یورش می‌بُردند واو هم بر آنان، یورش می‌بُرد و آنان، مانند فرار بُزها به هنگام حمله گرگ، از هم شکافته می‌شدند. ➖او بر آنان، حمله می‌بُرد و در حالی که آنان، بالغ بر سی هزار نفر بودند، از پیشِ پای او، مانند ملخ‌های پراکنده، می‌گریختند و او، دوباره به جای خویش، باز می‌گشت و می‌گفت: «هیچ نیرو و توانی، جز از جانب خداوندِ والامرتبه بزرگ، نیست». ---------- ▪️ قالَ الرّاوی: ثُمَّ إنَّ الحُسَینَ علیه السلام دَعَا النّاسَ إلَی البِرازِ، فَلَم یَزَل یَقتُلُ کُلَّ مَن بَرَزَ إلَیهِ، حَتّی قَتَلَ مَقتَلَةً عَظیمَةً، وهُوَ فی ذلِکَ یَقولُ: القَتلُ أولی مِن رُکوبِ العارِ وَالعارُ أولی مِن دُخولِ النّارِ ➖قالَ بَعضُ الرُّواةِ: وَاللَّهِ ما رَأَیتُ مَکثوراً قَطُّ، قَد قُتِلَ وُلدُهُ، وأهلُ بَیتِهِ وأصحابُهُ، أربَطَ جأشاً مِنهُ، وإنَّ الرِّجالَ کانَت لَتَشُدُّ عَلَیهِ فَیَشُدُّ عَلَیها بِسَیفِهِ، فَتَنکَشِفُ عَنهُ انکِشافَ المِعزی إذا شَدَّ فیهَا الذِّئبُ، ولَقَد کانَ یَحمِلُ فیهِم وقَد تَکَمَّلوا ثَلاثینَ ألفاً، فَیُهزَمونَ بَینَ یَدَیهِ کَأَنَّهُمُ الجَرادُ المُنتَشِرُ، ثُمَّ یَرجِعُ إلی مَرکَزِهِ وهُوَ یَقولُ: لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ العَلِیِّ العَظیمِ 📚 الملهوف: ص ۱۷۰، مثیر الأحزان: ص ۷۲ ■ کانال 🔹 " تنزیلات " 🔹 سعید کرمی ➡️ @tanzilat ⬅️ ➡️ @tanzilat ⬅️
🩸خون‌ها را از لب و دندان علی اکبر علیه‌السلام پاک کرد … صورت به صورتش گذاشت … ➖ امام حسین علیه‌السلام وقتی سر علی اکبر علیه‌السلام را بر روی زانو گذاشت، علی اکبر از هوش رفته بود. اما امام علیه‌السلام خواست که یک بار دیگر سخنی از لب های علی بشنود. ➖ فَجَعَلَ یَمسَحُ الدَّمَ عَن ثَنایاهِ الشَّریفَةِ ▪️پس با گوشه عمامه (و یا به نقلی با آستین خود)، خون را از دندان های علی پاک می‌کرد اما باز دید سخن نمی‌گوید. 📋 فَجَعَلَ یَلثُمُهُ ▪️شروع کرد دندان های علی را بوسیدن. ➖ و دائما آن ها مس کرد و می‌فرمود: 📋 عَلَیٰ الدُّنیا بَعدَکَ الْعَفَا. ▪️خاک برسر دنیا بعد از تو علی جانم. 📚 ریاض القدس ج۳ ص۴۸۹ 📚لهوف، ص۱۱۲ ■ کانال 🔹 " تنزیلات " 🔹 سعید کرمی ➡️ @tanzilat ⬅️
سعید کرمی " ◇ تنزیلات ◇ "
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام 🩸خون‌ها را از لب و دندان علی اکبر علیه‌السلام پاک کرد … صورت به صورتش گذ
✍ به زانو می‌رسم  پیشت نفَس دیگر نمی‌آید خودت را بر عبایم ریز... از من بر نمی‌آید تو را گُم کرده‌ام ... این راه را ... حتی رکابم را علی ، بابای تو بودن به من دیگر نمی‌آید جوانم دست و پا می‌زد جوانهاشان مرا دیدند چه کردند این مسلمانها که از کافر نمی‌آید تو را روی عبایم با مصیبت جمع کردم؛ وای علیِ‌اکبرم یارب به این اکبر نمی‌آید تو داری می‌دهی جان و تماشا می‌کنم ای وای پدر هستم ولی کاری زِ دستم بر نمی‌آید @tanzilat
🩸بٰانَ الإنكسارُ في وَجهِ الحُسين عليه‌السّلام … در نقل‌ها آمده است: 📋 لَمّا قُتِلَ العبّاسُ علیه‌السلام ... بٰانَ الإنكسارُ في وَجهِ الحُسين عليه‌السّلام، ▪️وقتی که ابالفضل العباس علیه‌السلام به شهادت رسید، آثار شکستگی در صورت مبارک سیدالشهداء صلوات‌الله‌‌علیه نمایان شد. 📚 مقتل أبي مخنف، ص۶۵ @tanzilat
♦از يقينياتِ بنده اين است كه اگر خدای متعال می‌خواست با عدلش با مردم برخورد كند، امام حسين‌ علیه‌السّلام را خلق نمی‌كرد ... آیت‌الله‌ مرتضی تهرانی @tanzilat
➖ زخمی در گلوی حسین علیه السلام [ بر اثر تیری که به او اصابت کرد، ] پدید آمد. ➖او دستش را بر آن می‌نهاد و چون از خون، پُر می‌شد، می‌گفت: «خدایا! تو می‌بینی». ➖سپس، دوباره چنین می‌کرد و چون پُر می‌شد، می‌گفت: «خدایا! این، در راه تو، اندک است». ---------- ▪️قَد أصابَ الحُسَینَ علیه السلام جُرحٌ فی حَلقِهِ، وهُوَ یَضَعُ یَدَهُ عَلَیهِ فَإِذَا امتَلَأَتِ الدَّمُ قالَ: اللَّهُمَّ إنَّکَ تَری، ثُمَّ یُعیدُها، فَإِذَا امتَلَأَت قالَ: اللَّهُمَّ إنَّ هذا فیکَ قَلیلٌ ➕ الدرّ النظیم: ص ۵۵۱ @tanzilat
➖از خدا، امام حسین علیه‌السلام را بخواهید و از امام حسین علیه‌السلام، خدا را بخواهید... ▫️مرحوم سید هاشم حدّاد ؛ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی دِه که محبت نچشیده‌ست؛ ➡️ @tanzilat ⬅️
وقتی‌که امام سجاد ع آرزو می‌کند که ای‌کاش مادر مرا نزاییده بود ... ➖سهل ساعدی گوید: ➖ وقتی که در ورودی شهر شام به محضر إمام سجاد علیه‌السلام رسیدم، حضرت به من فرمودند: ای سهل! آیا درهم و دیناری به همراه داری؟ گفتم: بله ای آقای من! هزار دینار به همراه دارم. ▪️ حضرت‌ فرمودند: مقداری از آن را به این نیزه‌دارها بده و به آن بگو مقداری جلوتر راه بروند تا مردم به دیدن سرها مشغول شده و دیگر به نوامیس ما نظر نکنند. ▪️سهل گوید: من این‌کار را کردم و برگشتم خدمت إمام سجاد علیه‌السلام که در آن هنگام إمام علیه‌السلام این جملات را با خود زمزمه می‌نمودند: 📋 أقادُ ذلِيلًا في دِمَشقَ كأنّني من الزَّنج عبدٌ غاب عنه نصيرُ ▪️در دمشق مرا با ذلت در بند و زنجیر می‌کشانند، گویا من یک بردهٔ زنجی هستم که یار و یاوری ندارد. 📋 و جدِّي رسولُ اللَّه في كلِّ مشهدٍ و شَيخي أميرالمؤمنينَ أميرُ ▪️و حال آنکه در هر کجا باشم جد من پیغمبر خداست و بزرگ من امیرالمؤمنین، وزیر و خلیفه پیغمبر است. 📋 فَيا لَيتَ أُمّي لَم تَلِدْني و لَم أكُن يزيدُ يراني في البِلاد أَسيرُ ▪️ای کاش مادر مرا نزاییده بود و من نبودم تا یزید اینگونه مرا در بین شهرها، اسیر ببیند. 📚مقتل أبو مخنف، ص۱۲۱ 📚الدّمعة السّاكبة، ج۵ ص۸۱ ■ کانال 🔹 " تنزیلات " 🔹 سعید کرمی ➡️ @tanzilat ⬅️ ➡️ @tanzilat ⬅️
• زخمی که بر دل آید، مرهم نباشد او را... @tanzilat