eitaa logo
Tapsi
1 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام بچه‌ها پیام کانال ها باز شده ولی گپ هنوز بسته‌ست اگه حرف یا سوالی دارین؛ یک کانال بسازید و پیام هاتون رو در گروه فوروارد کنید
معنی تیمار دغل صنع توفیق بگیر ای جوان دست پیر جوان و پیر تضاد خود را افکندن کنایه از ناتوان شدن. معنی سه بیت اول صفحه ۱۳ درس اول قلمرو زبانی رو بخونید. از گنج حکمت سوال نیامده درس دوم قاضی بست املا و معنی کلمات اومده صفحه ۱۸ محجوب گشت آغاجی خادم وسطای صفحه خط نهم و دهم از پایین (و این مرد بزرگ و دبیر کافی) تا آخر پاراگراف معانی اش مهمه. تا صفحه ۱۹ مجهول کردن جملات را بلد باش. دوتا جمله اومده که باید مجهول کنیم. صفحه ۲۴ شعر خوانی ذاغ و کبک: یه بیت اولش رو حفظ کنید. درس سه در امواج سند: از صفحه اولش آرایه اومده: سینه مالان و قرص خورشید. سینه مالان کنایه از آرام آرام. بین خورشید و مغرب تناسب است. گردی زعفران رنگ استعاره است از نور آفتاب هنگام غروب. نیزه ها و نیزه زاران، تکرار داره»ابیات بعدیش هم آرایه های مطالعه شود. صفحه بعد: چه اندیشید آن دم که کس ندانست *$$$(_(_+که مژگانش به خون دیده_(_تا)&(!:( به خون دیده تر شد»نقش کلمات در این بیت اومده(بیت رو کامل متوجه نشدم از کتاب مطالعه شود)» او چه اندیشید» او میشه نهاد.چه مفعول است. اندیشید هم فعل است. آن دم»میتونست حذف بشه پس قید است(قید زمان است) کس ندانست»کس میشه نهاد و ندانست هم فعل است. (که) حرف ربط است. مژگانش میشه نهاد. به خون دیده میشه متمم. تر میشه مسند و (شد) هم فعل اسنادی است. معنی کلمات هم از این صفحه اومده. کلماتی مثل رستاخیز، عافیت سوز، اختر، ژرف. صفحه بعد: بند آخر»به پاس هر وجب خاکی از این ملک. ز مستی ...... معانی اینا در مهمه. صفحه ۳۲: (از یک جایی به بعد کتاب ما از استاد دو صفحه جلوتریم که صفحات ذکر شده در این پیام صفحات کتاب استاد است. از محتوای پیام متوجه شوید که کدام صفحه منظور است. سوال ۳ قلمرو ادبی از این صفحه است: چهار پاره دوبیتی های پیوسته» تعریفش و توضیحش و اینکه کدام مضامین استفاده میشه و شاعران معروفش کیا هستن. از گنج حکمتِ بعد از صفحه ۳۲ سوالی نیومده. درس آزادم طبیعتاً هم شر و ور محضه. از درس پنجم صفحه ۴۱(شاید برای ما صفحه ۴۳ باشه) دو دربار » دربار رزم و دربار بزم(بزم و رزم باهم جناس دارن) دقیق ترش میشه جناس ناقص اختلافی هنوز کتاب رو باز نکردم ممکنه مثلاً بزم رو غلط نوشته باشم دقت کنید. و در قلمرو زبانی همین در صفحه ۴۳ کتاب استاد و شاید صفحه ۴۵ ما: بحث شاخص یک سوال ازش اومده. یک جمله‌ای میدم میگن شاخص رو مشخص کن یا اینکه زیر یک کلمه خط می‌کشن و میگن این چیه و نقش دستوریش چیه که همون شاخص ممکنه باشه. درس شش: لیلی و مجنون» به لحاظ معانی فقط صفحه اولش رو بخونید و به لحاظ آرایه هم بین ۵ و ۶ و ۷ رو بخونید. در صفحه بعدیش: دریاب که مبتلای عشقم، آزاد کن که برای عشقم بیت سیزدهم. یا بیت هجده(پرورده هشتم جز عشق نیست سرنوشتم) عشقم» مخففِ عشق هستم. آزاد کن از بلای عشقم» منظورم این میمی که به عشق چسبیده اینه که (من را) از بلای عشق آزاد کن؛ اینجا (را) مفعول است. در بیت هجده: پرورده عشق !ـ؛ـ+:!ـ)»)! سرشتم» سرشتم یعنی سرشت من» میمی که اینجا به سرشت چسبیده مضاف الیه است.
معنی تیمار دغل صنع توفیق بگیر ای جوان دست پیر جوان و پیر تضاد خود را افکندن کنایه از ناتوان شدن. معنی سه بیت اول صفحه ۱۳ درس اول قلمرو زبانی رو بخونید. از گنج حکمت سوال نیامده درس دوم قاضی بست املا و معنی کلمات اومده صفحه ۱۸ محجوب گشت آغاجی خادم وسطای صفحه خط نهم و دهم از پایین (و این مرد بزرگ و دبیر کافی) تا آخر پاراگراف معانی اش مهمه. تا صفحه ۱۹ مجهول کردن جملات را بلد باش. دوتا جمله اومده که باید مجهول کنیم. صفحه ۲۴ شعر خوانی ذاغ و کبک: یه بیت اولش رو حفظ کنید. درس سه در امواج سند: از صفحه اولش آرایه اومده: سینه مالان و قرص خورشید. سینه مالان کنایه از آرام آرام. بین خورشید و مغرب تناسب است. گردی زعفران رنگ استعاره است از نور آفتاب هنگام غروب. نیزه ها و نیزه زاران، تکرار داره»ابیات بعدیش هم آرایه های مطالعه شود. صفحه بعد: چه اندیشید آن دم که کس ندانست *$$$(_(_+که مژگانش به خون دیده_(_تا)&(!:( به خون دیده تر شد»نقش کلمات در این بیت اومده(بیت رو کامل متوجه نشدم از کتاب مطالعه شود)» او چه اندیشید» او میشه نهاد.چه مفعول است. اندیشید هم فعل است. آن دم»میتونست حذف بشه پس قید است(قید زمان است) کس ندانست»کس میشه نهاد و ندانست هم فعل است. (که) حرف ربط است. مژگانش میشه نهاد. به خون دیده میشه متمم. تر میشه مسند و (شد) هم فعل اسنادی است. معنی کلمات هم از این صفحه اومده. کلماتی مثل رستاخیز، عافیت سوز، اختر، ژرف. صفحه بعد: بند آخر»به پاس هر وجب خاکی از این ملک. ز مستی ...... معانی اینا در مهمه. صفحه ۳۲: (از یک جایی به بعد کتاب ما از استاد دو صفحه جلوتریم که صفحات ذکر شده در این پیام صفحات کتاب استاد است. از محتوای پیام متوجه شوید که کدام صفحه منظور است. سوال ۳ قلمرو ادبی از این صفحه است: چهار پاره دوبیتی های پیوسته» تعریفش و توضیحش و اینکه کدام مضامین استفاده میشه و شاعران معروفش کیا هستن. از گنج حکمتِ بعد از صفحه ۳۲ سوالی نیومده. درس آزادم طبیعتاً هم شر و ور محضه. از درس پنجم صفحه ۴۱(شاید برای ما صفحه ۴۳ باشه) دو دربار » دربار رزم و دربار بزم(بزم و رزم باهم جناس دارن) دقیق ترش میشه جناس ناقص اختلافی هنوز کتاب رو باز نکردم ممکنه مثلاً بزم رو غلط نوشته باشم دقت کنید. و در قلمرو زبانی همین در صفحه ۴۳ کتاب استاد و شاید صفحه ۴۵ ما: بحث شاخص یک سوال ازش اومده. یک جمله‌ای میدم میگن شاخص رو مشخص کن یا اینکه زیر یک کلمه خط می‌کشن و میگن این چیه و نقش دستوریش چیه که همون شاخص ممکنه باشه. درس شش: لیلی و مجنون» به لحاظ معانی فقط صفحه اولش رو بخونید و به لحاظ آرایه هم بین ۵ و ۶ و ۷ رو بخونید. در صفحه بعدیش: دریاب که مبتلای عشقم، آزاد کن که برای عشقم بیت سیزدهم. یا بیت هجده(پرورده هشتم جز عشق نیست سرنوشتم) عشقم» مخففِ عشق هستم. آزاد کن از بلای عشقم» منظورم این میمی که به عشق چسبیده اینه که (من را) از بلای عشق آزاد کن؛ اینجا (میم) مفعول است. در بیت هجده: پرورده عشق شد سرشتم» سرشتم یعنی سرشتِ من» میمی که اینجا به سرشت چسبیده مضاف الیه است. جز عشق مباد سرنوشتم» منظور از سرنوشتم اینه که سرنوشت من. میمی که اینجا به سرنوشت چسبیده مضاف الیه است. درس هفت(خیلی ازش املا اومده) مثلاً: پنج شیش خط پایینش یا صفحه بعدیش: خط دوم به سِر ملائک» درون و باطن ملائک. یا آخر همین پاراگراف: در این آیینه نقش های بوقلمو» یعنی رنگارنگ که از صفات خداست. منظور از آیینه در اینجا دل انسان است. سر نشترِ عشق بر رگ روح زدند» سر نشتر عشق اضافه تشبیهی است. پس ارایه تشبیه داریم. رگِ روح اضافه استعاری است پس اینجا استعاره داریم. شعر خوانی آفتاب حسن: دو بیت اولش رو حتما حفظ کنید. و به معانی کلماتش دقت کنید. معطوف و بدل و تکرار رو بلد باشید. صفحه ۷۲(شاید ۷۴ ما) قلمرو ادبی سوال دو در مورد تضمین(تضمین یعنی یک تیکه از شعر یک شاعر دیگه رو در شعر خودمون ذکر کنیم و بیاریم و معمولا داخل گیومه قرار میدن) به مثالی که اینجا برای تضمین آورده دقت کنید. قلمرو فکری: در باره اصطلاحات پیر و مراد و پیوند آن با زندگی مولوی توضیح دهید(چرت و پرتایی که در مورد مولوی و پیر و مراد به احتمال زیاد در اینجا به ذهن تون میرسه رو ننویسید که نمرش میپره😂) پیر و مراد دو اصطلاح عرفانی است به معنای عارف کاملی که هدایت سالکان را بر عهده می‌گیرد یعنی مامور میشه که راه عرفان رو آموزش بده و دیگران را در طی کردن راه عرفان آموزش بدهد. پیوندش با زندگی مولوی: شمس پیر و مراد مولوی بود و مولوی خودش پیر و مراد شاگردانش مثل حسام الدین چلبی بود که مولوی هدایت دیگران رو بر عهده داشت. از گنج حکمتِ بعد از درس هشتم سوالی نیامده. متناقض نما و پارادوکس رو مطالعه کنید. درس بعدی: ( یادآوری در مورد فعل های اسنادی: است، بود، شد، گشت، گردید؛ مخصوصا «شد» اینها بعضی مواقع اسنادی نیستند مثلاً «شد»
معنی تیمار دغل صنع توفیق بگیر ای جوان دست پیر جوان و پیر تضاد خود را افکندن کنایه از ناتوان شدن. معنی سه بیت اول صفحه ۱۳ درس اول قلمرو زبانی رو بخونید. از گنج حکمت سوال نیامده درس دوم قاضی بست املا و معنی کلمات اومده صفحه ۱۸ محجوب گشت آغاجی خادم وسطای صفحه خط نهم و دهم از پایین (و این مرد بزرگ و دبیر کافی) تا آخر پاراگراف معانی اش مهمه. تا صفحه ۱۹ مجهول کردن جملات را بلد باش. دوتا جمله اومده که باید مجهول کنیم. صفحه ۲۴ شعر خوانی ذاغ و کبک: یه بیت اولش رو حفظ کنید. درس سه در امواج سند: از صفحه اولش آرایه اومده: سینه مالان و قرص خورشید. سینه مالان کنایه از آرام آرام. بین خورشید و مغرب تناسب است. گردی زعفران رنگ استعاره است از نور آفتاب هنگام غروب. نیزه ها و نیزه زاران، تکرار داره»ابیات بعدیش هم آرایه های مطالعه شود. صفحه بعد: چه اندیشید آن دم که کس ندانست *$$$(_(_+که مژگانش به خون دیده_(_تا)&(!:( به خون دیده تر شد»نقش کلمات در این بیت اومده(بیت رو کامل متوجه نشدم از کتاب مطالعه شود)» او چه اندیشید» او میشه نهاد.چه مفعول است. اندیشید هم فعل است. آن دم»میتونست حذف بشه پس قید است(قید زمان است) کس ندانست»کس میشه نهاد و ندانست هم فعل است. (که) حرف ربط است. مژگانش میشه نهاد. به خون دیده میشه متمم. تر میشه مسند و (شد) هم فعل اسنادی است. معنی کلمات هم از این صفحه اومده. کلماتی مثل رستاخیز، عافیت سوز، اختر، ژرف. صفحه بعد: بند آخر»به پاس هر وجب خاکی از این ملک. ز مستی ...... معانی اینا در مهمه. صفحه ۳۲: (از یک جایی به بعد کتاب ما از استاد دو صفحه جلوتریم که صفحات ذکر شده در این پیام صفحات کتاب استاد است. از محتوای پیام متوجه شوید که کدام صفحه منظور است. سوال ۳ قلمرو ادبی از این صفحه است: چهار پاره دوبیتی های پیوسته» تعریفش و توضیحش و اینکه کدام مضامین استفاده میشه و شاعران معروفش کیا هستن. از گنج حکمتِ بعد از صفحه ۳۲ سوالی نیومده. درس آزادم طبیعتاً هم شر و ور محضه. از درس پنجم صفحه ۴۱(شاید برای ما صفحه ۴۳ باشه) دو دربار » دربار رزم و دربار بزم(بزم و رزم باهم جناس دارن) دقیق ترش میشه جناس ناقص اختلافی هنوز کتاب رو باز نکردم ممکنه مثلاً بزم رو غلط نوشته باشم دقت کنید. و در قلمرو زبانی همین در صفحه ۴۳ کتاب استاد و شاید صفحه ۴۵ ما: بحث شاخص یک سوال ازش اومده. یک جمله‌ای میدم میگن شاخص رو مشخص کن یا اینکه زیر یک کلمه خط می‌کشن و میگن این چیه و نقش دستوریش چیه که همون شاخص ممکنه باشه. درس شش: لیلی و مجنون» به لحاظ معانی فقط صفحه اولش رو بخونید و به لحاظ آرایه هم بین ۵ و ۶ و ۷ رو بخونید. در صفحه بعدیش: دریاب که مبتلای عشقم، آزاد کن که برای عشقم بیت سیزدهم. یا بیت هجده(پرورده هشتم جز عشق نیست سرنوشتم) عشقم» مخففِ عشق هستم. آزاد کن از بلای عشقم» منظورم این میمی که به عشق چسبیده اینه که (من را) از بلای عشق آزاد کن؛ اینجا (میم) مفعول است. در بیت هجده: پرورده عشق شد سرشتم» سرشتم یعنی سرشتِ من» میمی که اینجا به سرشت چسبیده مضاف الیه است. جز عشق مباد سرنوشتم» منظور از سرنوشتم اینه که سرنوشت من. میمی که اینجا به سرنوشت چسبیده مضاف الیه است. درس هفت(خیلی ازش املا اومده) مثلاً: پنج شیش خط پایینش یا صفحه بعدیش: خط دوم به سِر ملائک» درون و باطن ملائک. یا آخر همین پاراگراف: در این آیینه نقش های بوقلمو» یعنی رنگارنگ که از صفات خداست. منظور از آیینه در اینجا دل انسان است. سر نشترِ عشق بر رگ روح زدند» سر نشتر عشق اضافه تشبیهی است. پس ارایه تشبیه داریم. رگِ روح اضافه استعاری است پس اینجا استعاره داریم. شعر خوانی آفتاب حسن: دو بیت اولش رو حتما حفظ کنید. و به معانی کلماتش دقت کنید. معطوف و بدل و تکرار رو بلد باشید. صفحه ۷۲(شاید ۷۴ ما) قلمرو ادبی سوال دو در مورد تضمین(تضمین یعنی یک تیکه از شعر یک شاعر دیگه رو در شعر خودمون ذکر کنیم و بیاریم و معمولا داخل گیومه قرار میدن) به مثالی که اینجا برای تضمین آورده دقت کنید. قلمرو فکری: در باره اصطلاحات پیر و مراد و پیوند آن با زندگی مولوی توضیح دهید(چرت و پرتایی که در مورد مولوی و پیر و مراد به احتمال زیاد در اینجا به ذهن تون میرسه رو ننویسید که نمرش میپره😂) پیر و مراد دو اصطلاح عرفانی است به معنای عارف کاملی که هدایت سالکان را بر عهده می‌گیرد یعنی مامور میشه که راه عرفان رو آموزش بده و دیگران را در طی کردن راه عرفان آموزش بدهد. پیوندش با زندگی مولوی: شمس پیر و مراد مولوی بود و مولوی خودش پیر و مراد شاگردانش مثل حسام الدین چلبی بود که مولوی هدایت دیگران رو بر عهده داشت.
از گنج حکمتِ بعد از درس هشتم سوالی نیامده. متناقض نما و پارادوکس رو مطالعه کنید. درس بعدی: ( یادآوری در مورد فعل های اسنادی: است، بود، شد، گشت، گردید؛ مخصوصا «شد» اینها بعضی مواقع اسنادی نیستند مثلاً «شد» وقتی معنی رفتن و از بین رفتن بدهند دیگه فعل اسنادی حساب نمیشن. اگه بتونی جای فعل «شد» فعل های گشت و می‌باشد بزارید اون موقع دیگه اسنادی است. اگه دو تا بیت دادن و گفتن که این دوتا رو باهم مقایسه کنید؛ شما بگید مثلاً این اسنادیه و کاری انجام نشده و فقط برای ربط دادن هست و در اون یکی فعل اسنادی نیست چون کاری انجام شده، مثلاً رفتن و کردن و اینا...
معنی تیمار دغل صنع توفیق بگیر ای جوان دست پیر جوان و پیر تضاد خود را افکندن کنایه از ناتوان شدن. معنی سه بیت اول صفحه ۱۳ درس اول قلمرو زبانی رو بخونید. از گنج حکمت سوال نیامده درس دوم قاضی بست املا و معنی کلمات اومده صفحه ۱۸ محجوب گشت آغاجی خادم وسطای صفحه خط نهم و دهم از پایین (و این مرد بزرگ و دبیر کافی) تا آخر پاراگراف معانی اش مهمه. تا صفحه ۱۹ مجهول کردن جملات را بلد باش. دوتا جمله اومده که باید مجهول کنیم. صفحه ۲۴ شعر خوانی ذاغ و کبک: یه بیت اولش رو حفظ کنید. درس سه در امواج سند: از صفحه اولش آرایه اومده: سینه مالان و قرص خورشید. سینه مالان کنایه از آرام آرام. بین خورشید و مغرب تناسب است. گردی زعفران رنگ استعاره است از نور آفتاب هنگام غروب. نیزه ها و نیزه زاران، تکرار داره»ابیات بعدیش هم آرایه های مطالعه شود. صفحه بعد: چه اندیشید آن دم که کس ندانست *$$$(_(_+که مژگانش به خون دیده_(_تا)&(!:( به خون دیده تر شد»نقش کلمات در این بیت اومده(بیت رو کامل متوجه نشدم از کتاب مطالعه شود)» او چه اندیشید» او میشه نهاد.چه مفعول است. اندیشید هم فعل است. آن دم»میتونست حذف بشه پس قید است(قید زمان است) کس ندانست»کس میشه نهاد و ندانست هم فعل است. (که) حرف ربط است. مژگانش میشه نهاد. به خون دیده میشه متمم. تر میشه مسند و (شد) هم فعل اسنادی است. معنی کلمات هم از این صفحه اومده. کلماتی مثل رستاخیز، عافیت سوز، اختر، ژرف. صفحه بعد: بند آخر»به پاس هر وجب خاکی از این ملک. ز مستی ...... معانی اینا در مهمه. صفحه ۳۲: (از یک جایی به بعد کتاب ما از استاد دو صفحه جلوتریم که صفحات ذکر شده در این پیام صفحات کتاب استاد است. از محتوای پیام متوجه شوید که کدام صفحه منظور است. سوال ۳ قلمرو ادبی از این صفحه است: چهار پاره دوبیتی های پیوسته» تعریفش و توضیحش و اینکه کدام مضامین استفاده میشه و شاعران معروفش کیا هستن. از گنج حکمتِ بعد از صفحه ۳۲ سوالی نیومده. درس آزادم طبیعتاً هم شر و ور محضه. از درس پنجم صفحه ۴۱(شاید برای ما صفحه ۴۳ باشه) دو دربار » دربار رزم و دربار بزم(بزم و رزم باهم جناس دارن) دقیق ترش میشه جناس ناقص اختلافی هنوز کتاب رو باز نکردم ممکنه مثلاً بزم رو غلط نوشته باشم دقت کنید. و در قلمرو زبانی همین در صفحه ۴۳ کتاب استاد و شاید صفحه ۴۵ ما: بحث شاخص یک سوال ازش اومده. یک جمله‌ای میدم میگن شاخص رو مشخص کن یا اینکه زیر یک کلمه خط می‌کشن و میگن این چیه و نقش دستوریش چیه که همون شاخص ممکنه باشه. درس شش: لیلی و مجنون» به لحاظ معانی فقط صفحه اولش رو بخونید و به لحاظ آرایه هم بین ۵ و ۶ و ۷ رو بخونید. در صفحه بعدیش: دریاب که مبتلای عشقم، آزاد کن که برای عشقم بیت سیزدهم. یا بیت هجده(پرورده هشتم جز عشق نیست سرنوشتم) عشقم» مخففِ عشق هستم. آزاد کن از بلای عشقم» منظورم این میمی که به عشق چسبیده اینه که (من را) از بلای عشق آزاد کن؛ اینجا (میم) مفعول است. در بیت هجده: پرورده عشق شد سرشتم» سرشتم یعنی سرشتِ من» میمی که اینجا به سرشت چسبیده مضاف الیه است. جز عشق مباد سرنوشتم» منظور از سرنوشتم اینه که سرنوشت من. میمی که اینجا به سرنوشت چسبیده مضاف الیه است. درس هفت(خیلی ازش املا اومده) مثلاً: پنج شیش خط پایینش یا صفحه بعدیش: خط دوم به سِر ملائک» درون و باطن ملائک. یا آخر همین پاراگراف: در این آیینه نقش های بوقلمو» یعنی رنگارنگ که از صفات خداست. منظور از آیینه در اینجا دل انسان است. سر نشترِ عشق بر رگ روح زدند» سر نشتر عشق اضافه تشبیهی است. پس ارایه تشبیه داریم. رگِ روح اضافه استعاری است پس اینجا استعاره داریم. شعر خوانی آفتاب حسن: دو بیت اولش رو حتما حفظ کنید. و به معانی کلماتش دقت کنید. معطوف و بدل و تکرار رو بلد باشید. صفحه ۷۲(شاید ۷۴ ما) قلمرو ادبی سوال دو در مورد تضمین(تضمین یعنی یک تیکه از شعر یک شاعر دیگه رو در شعر خودمون ذکر کنیم و بیاریم و معمولا داخل گیومه قرار میدن) به مثالی که اینجا برای تضمین آورده دقت کنید. قلمرو فکری: در باره اصطلاحات پیر و مراد و پیوند آن با زندگی مولوی توضیح دهید(چرت و پرتایی که در مورد مولوی و پیر و مراد به احتمال زیاد در اینجا به ذهن تون میرسه رو ننویسید که نمرش میپره😂) پیر و مراد دو اصطلاح عرفانی است به معنای عارف کاملی که هدایت سالکان را بر عهده می‌گیرد یعنی مامور میشه که راه عرفان رو آموزش بده و دیگران را در طی کردن راه عرفان آموزش بدهد. پیوندش با زندگی مولوی: شمس پیر و مراد مولوی بود و مولوی خودش پیر و مراد شاگردانش مثل حسام الدین چلبی بود که مولوی هدایت دیگران رو بر عهده داشت.
از گنج حکمتِ بعد از درس هشتم سوالی نیامده. متناقض نما و پارادوکس رو مطالعه کنید. درس بعدی: ( یادآوری در مورد فعل های اسنادی: است، بود، شد، گشت، گردید؛ مخصوصا «شد» اینها بعضی مواقع اسنادی نیستند مثلاً «شد» وقتی معنی رفتن و از بین رفتن بدهند دیگه فعل اسنادی حساب نمیشن. اگه بتونی جای فعل «شد» فعل های گشت و می‌باشد بزارید اون موقع دیگه اسنادی است. اگه دو تا بیت دادن و گفتن که این دوتا رو باهم مقایسه کنید؛ شما بگید مثلاً این اسنادیه و کاری انجام نشده و فقط برای ربط دادن هست و در اون یکی فعل اسنادی نیست چون کاری انجام شده، مثلاً رفتن و کردن و اینا...
از درس ستایش سوالی نیومده ولی کتاب رو بخونید و برای املا همه جا رو بخونید. از درس یک معنی کلمات زیر اومدن: تیمار دغل صنع توفیق. صفحه ۱۳: بگیر ای جوان دست درویش پیر/نه خود را بیفکن که دستم بگیر جوان و پیر تضاد داره خود را افکندن کنایه از ناتوان شدن و خود را به ناتوانی زدن. معنی سه بیت آخر صفحه ۱۳ درس اول رو بخونید. صفحه ۱۴ کارگاه و قلمروها رو یک نگاهی بیندازید. از گنج حکمت سوال نیامده. درس دوم قاضی بست املا و معنی کلمات اومده. صفحه ۱۸: محجوب گشت، آغاجی خادم یا وسطای صفحه خط نهم و دهم از پایین (و این مرد بزرگ و دبیر کافی) تا آخر پاراگراف معانی اش مهمه. تا صفحه ۲۱ مجهول کردن جملات را بلد باش چون سوال اومده که این جملات را مجهول کنید. دوتا جمله اومده که باید مجهول کنیم. صفحه ۲۴ شعر خوانی ذاغ و کبک: سه بیت اولش رو حفظ کنید. درس سه در امواج سند: از صفحه اولش آرایه اومده: به مغرب سینه مالان و قرص خورشید. سینه مالان کنایه از آرام آرام است. بین خورشید و مغرب تناسب است. فرو می ریخت گردی زعفران رنگ استعاره است از نور آفتاب هنگام غروب. نیزه ها و نیزه زاران، تکرار داره»ابیات بعدیش هم آرایه های مطالعه شود. صفحه بعد: چه اندیشید آن دم که کس ندانست که مژگانش به خون دیده تر شد»نقش کلمات در این بیت اومد. او چه اندیشید» او میشه نهاد.چه مفعول است. اندیشید هم فعل است. آن دم»میتونست حذف بشه پس قید است(قید زمان است) کس ندانست»کس میشه نهاد و ندانست هم فعل است. (که) حرف ربط است. مژگانش میشه نهاد. به خون دیده میشه متمم. تر میشه مسند و (شد) هم فعل اسنادی است. معنی کلمات هم از این صفحه اومده. کلماتی مثل رستاخیز، عافیت سوز، اختر، ژرف. صفحه بعد: بند آخر»به پاس هر وجب خاکی از این ملک. ز مستی ...... معانی اینا در مهمه. صفحه ۳۲: (از یک جایی به بعد کتاب ما از استاد دو صفحه جلوتریم که صفحات ذکر شده در این پیام صفحات کتاب استاد است. از محتوای پیام متوجه شوید که کدام صفحه منظور است. سوال ۳ قلمرو ادبی از این صفحه است: چهار پاره دوبیتی های پیوسته» تعریفش و توضیحش و اینکه کدام مضامین استفاده میشه و شاعران معروفش کیا هستن. از گنج حکمتِ بعد از صفحه ۳۲ سوالی نیومده. درس آزادم طبیعتاً هم شر و ور محضه. از درس پنجم صفحه ۴۱(شاید برای ما صفحه ۴۳ باشه) دو دربار » دربار رزم و دربار بزم(بزم و رزم باهم جناس دارن) دقیق ترش میشه جناس ناقص اختلافی هنوز کتاب رو باز نکردم ممکنه مثلاً بزم رو غلط نوشته باشم دقت کنید. و در قلمرو زبانی همین در صفحه ۴۳ کتاب استاد و شاید صفحه ۴۵ ما: بحث شاخص یک سوال ازش اومده. یک جمله‌ای میدم میگن شاخص رو مشخص کن یا اینکه زیر یک کلمه خط می‌کشن و میگن این چیه و نقش دستوریش چیه که همون شاخص ممکنه باشه. درس شش: لیلی و مجنون» به لحاظ معانی فقط صفحه اولش رو بخونید و به لحاظ آرایه هم بین ۵ و ۶ و ۷ رو بخونید. در صفحه بعدیش: دریاب که مبتلای عشقم، آزاد کن که برای عشقم بیت سیزدهم. یا بیت هجده(پرورده هشتم جز عشق نیست سرنوشتم) عشقم» مخففِ عشق هستم. آزاد کن از بلای عشقم» منظورم این میمی که به عشق چسبیده اینه که (من را) از بلای عشق آزاد کن؛ اینجا (میم) مفعول است. در بیت هجده: پرورده عشق شد سرشتم» سرشتم یعنی سرشتِ من» میمی که اینجا به سرشت چسبیده مضاف الیه است. جز عشق مباد سرنوشتم» منظور از سرنوشتم اینه که سرنوشت من. میمی که اینجا به سرنوشت چسبیده مضاف الیه است. درس هفت(خیلی ازش املا اومده) مثلاً: پنج شیش خط پایینش یا صفحه بعدیش: خط دوم به سِر ملائک» درون و باطن ملائک. یا آخر همین پاراگراف: در این آیینه نقش های بوقلمو» یعنی رنگارنگ که از صفات خداست. منظور از آیینه در اینجا دل انسان است. سر نشترِ عشق بر رگ روح زدند» سر نشتر عشق اضافه تشبیهی است. پس ارایه تشبیه داریم. رگِ روح اضافه استعاری است پس اینجا استعاره داریم. شعر خوانی آفتاب حسن: دو بیت اولش رو حتما حفظ کنید. و به معانی کلماتش دقت کنید. معطوف و بدل و تکرار رو بلد باشید. صفحه ۷۲(شاید ۷۴ ما) قلمرو ادبی سوال دو در مورد تضمین(تضمین یعنی یک تیکه از شعر یک شاعر دیگه رو در شعر خودمون ذکر کنیم و بیاریم و معمولا داخل گیومه قرار میدن) به مثالی که اینجا برای تضمین آورده دقت کنید. قلمرو فکری: در باره اصطلاحات پیر و مراد و پیوند آن با زندگی مولوی توضیح دهید(چرت و پرتایی که در مورد مولوی و پیر و مراد به احتمال زیاد در اینجا به ذهن تون میرسه رو ننویسید که نمرش میپره😂) پیر و مراد دو اصطلاح عرفانی است به معنای عارف کاملی که هدایت سالکان را بر عهده می‌گیرد یعنی مامور میشه که راه عرفان رو آموزش بده و دیگران را در طی کردن راه عرفان آموزش بدهد. پیوندش با زندگی مولوی: شمس پیر و مراد مولوی بود و مولوی خودش پیر و مراد شاگردانش مثل حسام الدین چلبی بود که مولوی هدایت دیگران رو بر عهده داشت.
از درس ستایش سوالی نیومده ولی کتاب رو بخونید و برای املا همه جا رو بخونید. از درس یک معنی کلمات زیر اومدن: تیمار دغل صنع توفیق. صفحه ۱۳: بگیر ای جوان دست درویش پیر/نه خود را بیفکن که دستم بگیر جوان و پیر تضاد داره خود را افکندن کنایه از ناتوان شدن و خود را به ناتوانی زدن. معنی سه بیت آخر صفحه ۱۳ درس اول رو بخونید. صفحه ۱۴ کارگاه و قلمروها رو یک نگاهی بیندازید. از گنج حکمت سوال نیامده. درس دوم قاضی بست املا و معنی کلمات اومده. صفحه ۱۸: محجوب گشت، آغاجی خادم یا وسطای صفحه خط نهم و دهم از پایین (و این مرد بزرگ و دبیر کافی) تا آخر پاراگراف معانی اش مهمه. تا صفحه ۲۱ مجهول کردن جملات را بلد باش چون سوال اومده که این جملات را مجهول کنید. دوتا جمله اومده که باید مجهول کنیم. صفحه ۲۴ شعر خوانی ذاغ و کبک: سه بیت اولش رو حفظ کنید. درس سه در امواج سند: از صفحه اولش آرایه اومده: به مغرب سینه مالان و قرص خورشید. سینه مالان کنایه از آرام آرام است. بین خورشید و مغرب تناسب است. فرو می ریخت گردی زعفران رنگ استعاره است از نور آفتاب هنگام غروب. نیزه ها و نیزه زاران، تکرار داره»ابیات بعدیش هم آرایه های مطالعه شود. صفحه بعد: چه اندیشید آن دم که کس ندانست که مژگانش به خون دیده تر شد»نقش کلمات در این بیت اومد. او چه اندیشید» او میشه نهاد.چه مفعول است. اندیشید هم فعل است. آن دم»میتونست حذف بشه پس قید است(قید زمان است). کس ندانست»کس میشه نهاد و ندانست هم فعل است. (که) حرف ربط است. مژگانش میشه نهاد. به خون دیده میشه متمم. چه شد؟ (تر) میشه مسند و (شد) هم فعل اسنادی است. معنی کلمات هم از این صفحه اومده. کلماتی مثل رستاخیز، عافیت سوز، اختر، ژرف و... صفحه بعد: بند آخر»به پاس هر وجب خاکی از این ملک و ز مستی بر سر هر قطعه زین خاک👈معانی اینا در مهمه. صفحه ۳۲: (از یک جایی به بعد کتاب ما از استاد دو صفحه جلوتریم که صفحات ذکر شده در این پیام صفحات کتاب استاد است. از محتوای پیام متوجه شوید که کدام صفحه منظور است) سوال ۳ قلمرو ادبی : چهار پاره و دوبیتی های پیوسته» تعریفش و توضیحش و اینکه کدام مضامین استفاده میشه و شاعران معروفش کیا هستن. از گنج حکمتِ بعد از صفحه ۳۲ سوالی نیومده. درس آزادم طبیعتاً هم شر و ور محضه. از درس پنجم صفحه ۴۱(شاید برای ما صفحه ۴۳ باشه) دو دربار بود » دربار رزم و دربار بزم(بزم و رزم باهم جناس دارن) دقیق ترش میشه جناس ناقص اختلافی هنوز کتاب رو باز نکردم ممکنه مثلاً بزم رو غلط نوشته باشم دقت کنید. و در قلمرو زبانی همین در صفحه ۴۳ کتاب استاد و شاید صفحه ۴۵ ما: بحث شاخص یک سوال ازش اومده. یک جمله‌ای میدن میگن شاخص رو مشخص کن یا اینکه زیر یک کلمه خط می‌کشن و میگن این چیه و نقش دستوریش چیه که همون شاخص ممکنه باشه. درس شش: لیلی و مجنون» به لحاظ معانی فقط صفحه اولش رو بخونید و به لحاظ آرایه هم بین ۵ و ۶ و ۷ رو بخونید. در صفحه بعدیش: دریاب که مبتلای عشقم، آزاد کن از بلای عشقم بیت سیزدهم. یا بیت هجده(پرورده هشتم جز عشق نیست سرنوشتم) عشقم👈 مخففِ عشق هستم. آزاد کن از بلای عشقم» منظور این میمی که به عشق چسبیده اینه که (من را) از بلای عشق آزاد کن؛ اینجا (میم) مفعول است. در بیت هجده: پرورده عشق شد سرشتم» سرشتم یعنی سرشتِ من» میمی که اینجا به سرشت چسبیده مضاف الیه است. جز عشق مباد سرنوشتم» منظور از سرنوشتم اینه که سرنوشت من. میمی که اینجا به سرنوشت چسبیده مضاف الیه است. درس هفت(خیلی ازش املا اومده) مخصوصا پنج شیش خط پایینش یا صفحه بعدیش: خط دوم به سِر ملائک» درون و باطن ملائک. یا آخر همین پاراگراف: در این آیینه نقش های بوقلمو» یعنی رنگارنگ که از صفات خداست. منظور از آیینه در اینجا دل انسان است. سر نشترِ عشق بر رگ روح زدند👈 سر نشتر عشق اضافه تشبیهی است. پس ارایه تشبیه داریم. رگِ روح اضافه استعاری است پس اینجا استعاره داریم. شعر خوانی آفتاب حُسن: دو بیت اولش رو حتما حفظ کنید. و به معانی کلماتش دقت کنید. معطوف و بدل و تکرار رو بلد باشید. صفحه ۷۲(شاید ۷۴ ما) قلمرو ادبی سوال دو، در مورد تضمین(تضمین یعنی یک تیکه از شعر یک شاعر دیگه رو در شعر خودمون ذکر کنیم و بیاریم و معمولا داخل گیومه قرار میدن) به مثالی که اینجا برای تضمین آورده دقت کنید.. قلمرو فکری: در باره اصطلاحات پیر و مراد و پیوند آن با زندگی مولوی توضیح دهید(چرت و پرتایی که در مورد مولوی و پیر و مراد به احتمال زیاد در اینجا به ذهن تون میرسه رو ننویسید که نمرش میپره😂) پیر و مراد دو اصطلاح عرفانی است به معنای عارف کاملی که هدایت سالکان را بر عهده می‌گیرد یعنی مامور میشه که راه عرفان رو آموزش بده و دیگران را در طی کردن راه عرفان آموزش بدهد. پیوندش با زندگی مولوی: شمس پیر و مراد مولوی بود و مولوی خودش پیر و مراد شاگردانش مثل حسام الدین چلبی بود که مولوی هدایت دیگران رو بر عهده داشت.
از گنج حکمتِ بعد از درس هشتم سوالی نیامده. متناقض نما و پارادوکس رو مطالعه کنید. درس بعدی: ( یادآوری در مورد فعل های اسنادی: است، بود، شد، گشت، گردید؛ مخصوصا «شد» اینها بعضی مواقع اسنادی نیستند مثلاً «شد» وقتی معنی نابود شدن و از بین رفتن بدهند دیگه فعل اسنادی حساب نمیشن. اگه بتونی جای فعل «شد» فعل های گشت و می‌باشد بزارید اون موقع دیگه اسنادی است. اگه دو تا بیت دادن و گفتن که این دوتا رو باهم مقایسه کنید؛ شما بگید مثلاً این اسنادیه و کاری انجام نشده و فقط برای ربط دادن هست و در اون یکی فعل اسنادی نیست چون کاری انجام شده، مثلاً رفتن و کردن و اینا...