eitaa logo
• تَــــࢪنّـمـــــــات • 🌿|•°
4.4هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
541 ویدیو
15 فایل
حرفٌ في گلبٍ "ھ.." 🌿 "جَهادٌ حتی الشَّهادة" جنگلِ‌حالِ احوالاتِ‌ فکرِشیخِ‌ترنّمات لي مع أللهِ حالةٌ .. هامَ قَلبي إلى سيّد الشُهداء.. کلبه‌مون؛ @taranom_pm کپی: به دلت رجوع کن .. آقایِ‌تنها.. @Tarannomat_admin کتابخوان‌مون؛ @book_eat
مشاهده در ایتا
دانلود
VID_20240813_142803_071-mc.mp3
1.44M
گَلبَم🌿 .. حکایت‌جراحت‌ها، این است که تو بیشتر از من آن‌را حس‌میکنی، تو کمالِ حضورِ من هستی، مثل مادری که بیشتر از فرزندان‌ش دردها را می‌چشد و فرزند متوجه نمی‌شود ..
هیچ جا را پیدا نمی‌کنید که برای بازگشت کسی این چنین مدعیِ عاشق حضور داشته باشد ولی میان حرف‌های عاشقانه‌شان هم او باز غریبه باشد .. ‌ ‌
جنوب لبنان ..
و آن غمی که بی‌صدا، قلب آن را عاشقانه نفس‌می‌کشد تا روح‌ برای حس‌ها و رفتارهای در مسیر او را تربیت کند .. و چه قدر غریب است این صدای نفس‌های قلب ..
بخشِ عمیقِ رفتارهای شما در استمرارِ حضورتان در زندگی متاهلی از ملکه‌های اخلاقی درونی‌‌ای که در دوران مجردی‌تان ساخته‌اید ، تشکیل می‌شود.. ‌
باید یاد بگیرید عشق را در زندگی باغبانی کنید تا با این سختیِ‌شیرینِ نربیت حضورِ عشق،بتوانیدبخشِ ناآماده و تربیت‌نشده‌ی وجود‌تان و نواقص‌ش را در زندگی متاهلی جبران کنید .. همان حضور عشقِ بزرگتر است که وقتی آمد سایر علاقه‌ها را برای خادمی راه آن عشق تنظیم می‌کند، به شرط آنکه باغبان خوبی باشید ..
عشق را باید با ایثار باغبانی کرد .. (فایل‌پی‌دی‌اف‌کتاب، 👆 متن آبی)
انسان حتما به وطن خود پناه می برد .. وطنی که روح‌ در آن سکینه می‌یابد .. بر این بازگشت‌ها تمرکز کنید،حتی اگر هرگز طعم آن را چشیده باشید باز هم طعم حضور‌تان عطر دیگری را لمس می‌کند، این بازگشت حقیقتی از ذکر است ولو مثل یک رودِ عمیق از آسمان باشد، باز هم با سال قبل فرق می‌کند .. این یک محلِ زندگی است برای روح ، با وجود تکرار ذکر‌های ملاقات اما برای هر سال گویی که تا به حال ندیده بود و خیابان قلبه‌ی او باز هم طعم اشکِ حضور جدیدی را می داد .. من خویش را میان او تعریف کردم ..
‌ شوق ،دلتنگی، ملاقات ، دویدن‌ها، تکالیفِ ناشناخته،وصال،شکست‌ها، اشک‌ها، لبخند‌ها،خواندنِ چشم‌ها، فراق و نشدنی‌های زیبا، همه و‌همه بخشی از ادبیاتِ در مسیر بودن است .. تا به وسعتِ درک حضورن دیگران را هم که جزئی از مسیرند را به مسیر دعوت کنی .. ‌
12.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سرزمینِ من است که به اشک‌های چشمه‌های زمزمِ از جراحت ها و درد‌های تو محتاج است ، تا بوی خوشِ بی‌نظیر عطر‌ تربتِ نم‌دار شده از بارانِ ابرهای آسمانِ قلب‌ت را به تعداد نفس‌های من متصل کند، تا حیات بگیرم .. چه‌قدر‌دلتنگ‌بوی‌ عطرخاک‌نم‌گرفته شده‌ایم، آن زمانی که باد خبر آمدن‌ش را می‌دهد ..