#خوانندگی_ملاحسینقلی_همدانی
✅مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی، در سفری که با جمعی از شاگردان خود به عتبات عالیات می رفت، در بین راه به قهوه خانه ای رسید که جمعی به پای کوبی در آن مشغول بودند. ایشان برای نهی از منکر، وارد قهوه خانه شده و به رئیس آن ها فرمود: اجازه می فرمایید من هم بخوانم؟ رئیس می پرسد: مگر شما هم خواندن بلدی؟ ایشان می فرماید: بلی. آخوند شروع به خواندن اشعاری می کند که معنای آن چنین است:
«معبودی به حق و شایسته پرستش جز خدا نیست. به راستی که دنیا ما را به خود سرگرم نمود و ما را سرگشته و مدهوش گرداند. ای فرزند دنیا، در کار خود دقیق شو و کردار نیک گردآوری کن. دنیا سپری می شود. هیچ روزی از عمر ما نمی گذرد، جز اینکه پایه و رکنی از ما را سست می کند. ما منزلی را که باقی است ضایع نمودیم و سرای فانی را وطن و جایگاه خویش ساختیم. ما آنچه را در آن کوتاهی نمودیم، نمی دانیم جز روزی که چهره در نقاب خاک کشیدیم». آن جمع وقتی این اشعار را شنیدند، به گریه افتادند و به دست ایشان توبه کردند. یکی از شاگردان می گوید: وقتی ما از آنجا دور می شدیم، هنوز صدای گریه به گوش می رسید.
🆔 @tareagheerfan