eitaa logo
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
99 دنبال‌کننده
237 عکس
0 ویدیو
0 فایل
💻 کانال آواتار (تصویر ♼ پروفایل) سایت ضیاءالصالحین 🎁 کپی طرح ها آزاد و مستحب است 🌐 توضیحات کامل و لیست کامل طرح ها : https://www.ziaossalehin.ir/fa/my-Avatar کانال طراح شوید (طرح های خام) : https://eitaa.com/tarhe14 ☜ارتباط : @tarah14
مشاهده در ایتا
دانلود
امام صادق عليه السلام : هرگاه كودك زاده شد [مستحب است] براى او عقيقه كنند،سر او را بتراشند و به وزن موى او، نقره صدقه بدهند و گروهى از مسلمان ها دعوت شوند ... 📚الكافي ج ۶ ص ۲۸
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام صادق عليه السلام : هرگاه كودك زاده شد [مستحب است] براى او عقيقه كنند،سر او را بتراشند و به وزن
«عقیقه» از مادّه «عقّ» در اصل، به معنای موی سر هر نوزادی است که با آن مو متولّد شده، چه نوزاد انسان باشد یا حیوان، اما الآن، اسم شده برای آن حیوانی که در روز هفتم تولّد نوزاد، برای او سر می‌برند.[1] گروهی از فقها می‌گویند: عقیقه عبارت است از کشتن گوسفند هنگام ولادت فرزند.[2] برخی دیگر گفته‌اند: عقیقه، آن حیوانی است که برای فرزند می‌کشند، چه فرزند پسر باشد یا دختر.[3] کسی که خداوند فرزندی به او عنایت کرده، بنابر نظر برخی از فقها، واجب،[4] و بنابر نظر مشهور از فقها، مستحب است،[5] در روز هفتم ولادت فرزندش گوسفندی را به عنوان عقیقه جهت حفظ فرزند از بلاها ذبح کند و گوشت آن‌را حداقل به ده نفر اطعام کند.[6] از امام صادق(ع) سؤال شده، آیا صدقه دادن قیمت عقیقه کفایت از عقیقه کردن می‌کند؟ حضرت فرمودند: نه کفایت نمی‌کند؛ خداوند دوست دارد طعام دادن و خون ریختن را.[7] در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «هر مولودى گرو عقیقه است»؛[8] یعنی اگر عقیقه نکنند فرزند، در معرض مرگ و یا انواع بلاها است.[9] از این جهت اگر پدر تا هنگام بلوغ فرزند برایش عقیقه نکند، بعد از بلوغ تا آخر عمرش بر خود فرزند مستحب است برای خود عقیقه کند.[10] عمر بن یزید می‌گوید، به امام صادق(ع) عرض کردم: «نمی‌دانم پدرم براى من عقیقه کرده است یا نه؟ امام(ع) به من امر کرد برای خودم عقیقه کنم و من هم [بنا به دستور امام] برای خودم عقیقه کردم، در حالی که پیر و سالخورده بودم».[11] در این‌که آیا در عقیقه باید حیوان هم جنس فرزند باشد؛ یعنی اگر فرزند پسر بود عقیقه، نر باشد و اگر فرزند دختر بود عقیقه، ماده باشد و این‌که چه حیوانی را می‌توان برای عقیقه کشت روایات مختلف وارد شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است: «اگر فرزند، پسر بود، برای او حیوان نر، عقیقه کنید و اگر فرزند، دختر بود برای او حیوان مادّه، عقیقه کنید».[12] امّا در روایت دیگر از امام صادق(ع) در مورد عقیقه دختر و پسر سؤال شد، حضرت فرمود: «عقیقه دختر و پسر، یکسان است و فرقی ندارد».[13] یعنی نیاز نیست برای دختر، عقیقه ماده و برای پسر عقیقه نر کشته شود. به تبع روایات، فقها، نیز نظر یکسان در مسئله ندارند؛ لذا برخی از فقها گفته‌اند: برای پسر، گوسفند نر و برای دختر، گوسفند ماده کشته شود،[14] و عقیقه نیز فقط باید گوسفند باشد، نه غیر آن.[15] البته برخی دیگر از فقها بر آنند: بهتر این است که عقیقه گوسفند باشد، سپس شتر و سپس هر حیوانی که بتوان آن‌را قربانی کرد.[16]برخی هم معتقدند مساوی بودن عقیقه در نر و ماده بودن با فرزند، مستحب است، اما اگر یکسان هم نباشند کفایت می‌کند.[17] خلاصه جمع بین روایات و نظریات مختلف فقها، این است که بهتر آن است که حیوان ذبح شونده، جهت عقیقه، گوسفند باشد، ولی اگر غیر گوسفند از بقیّه حیوانات مثل گاو یا شتر برای عقیقه استفاده کنند، نیز کفایت می‌کند. همچنین، افضل تساوی در جنسیت، بین عقیقه و فرزند است، امّا اگر تساوی در جنسیت هم رعایت نشود، باز اشکالی ندارد و کفایت، می‌کند. برخی از فقها،[18]می‌گویند حیوانی که عقیقه می‌شود، بهتر است شرایط قربانی[19] را داشته باشد؛ یعنی معیوب نباشد، چاق باشد، سن[20] آن هم رعایت شود، ولی اگر شرایط قربانی را نداشته باشد باز هم کفایت می‌کند. چنان‌که امام صادق(ع) فرمودند: «همانا عقیقه گوسفند گوشتی است(یعنی هدف گوشت است)، به منزله قربانی نیست، هر گوسفندی برای عقیقه کفایت می‌کند، منتها هر چه چاق‌تر باشد بهتر است».[21] پی نوشت : [1]. مجمع البحرین، ج  5، ص  215 [2]. المبسوط فی فقه الإمامیة ‌ج 1، ص 394 [3]. الانتصار فی انفرادات الإمامیة، ص 406 [4] همان. [5]. مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة‌، ج 7، ص 303، [6]. الکافی ج 6، ص 28 و 29 [7]. همان، ص 25. [8]. همان. [9]. حلیة المتقین، ص 115 [10]. المبسوط فی فقه الإمامیة،‌ ج 1، ص 395. [11]. الکافی، ج 6، ص 25. [12]. من لا یحضره الفقیه ج 3، ص 485 [13] الکافی، ج 6، ص 26. [14]. الوسیلة إلى نیل الفضیلة ص 316 [15]. المبسوط، ج 1، ص 395. [16]. الوسیلة إلى نیل الفضیلة،‌ ص 316.‌ [17]. لروضة البهیة ج 5، ص 448 [18]. همان، ص 447. [19].امام خمینی، مناسک حج، ص 258). [20]. همان [21]. الکافی، ج 6، ص 30. مطالعه بیشتر در : http://teb.ziaossalehin.ir/tags/عقیقه
امیرالمومنین امام علی (علیه السلام): ألظُّلمُ یُزلُّ القَدَمَ وَ یَسلُبُ النِّعَمَ وَ یُهلِکُ الاُمَمَ ؛ ظلم قدم را می لرزاند، نعمتها را سلب می کند و امتها را به نابودی می کشاند📚تصنیف غررالحکم ص ۴۵۶
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امیرالمومنین امام علی (علیه السلام): ألظُّلمُ یُزلُّ القَدَمَ وَ یَسلُبُ النِّعَمَ وَ یُهلِکُ الاُمَ
«ظلم‏» در لغت، به معنای ‏کار بی‌جا انجام دادن،[1] و خروج از حد میانه‌روی[2] است. ظلم به این معنا، جامع همه رذایل، و ارتکاب هر یک از زشتی‌های شرعی و عقلی را شامل است. و این، ظلم به معنای اعم است.[3] برای ظلم، معنای دیگری نیز وجود دارد که عبارت است از: ضرر و اذیت رسانیدن به ‏غیر، از قبیل: کشتن و یا زدن، دشنام و فحش دادن، غیبت کردن، تصرف کردن مال ‏غیر به ناحق و یا غیر اینها از کردار یا گفتاری که باعث اذیت دیگری شود. و این، ظلم به معنای اخص است.[4] بیشتر آنچه در آیات و روایات، و عرف مردم ذکر می‌شود این معنا مراد است. پس اصطلاح معروف «ظلم‏» به معناى رعایت نکردن حق است. در این تعریف، حق جایگاهى محورى دارد. علماى اخلاق، ظلم‏ را به اعتبار کسانی‌که هر یک به ‏نوعى حقى بر انسان دارند، به انواعى تقسیم کرده‌اند: ظلم‏ به خدا، ظلم‏ به خود و ظلم‏ به دیگران. ظلم‏ در تمام این موارد، به معناى عدم مراعات حقوقى است که انسان در برابر آنها مسئول است. بنابراین ظالم به کسى می‌گویند که خود را به سپاس‌گزارى از نعمت‌هاى بی‌شمار الهى و مراعات تکالیف شرعى ملزم نمی‌داند و در برابر توانایی‌ها و استعدادهایش مسئولیتى‏ احساس نمی‌کند و از سویى حقوق دیگران را نیز پایمال می‌کند.[5]  ظلم از گناهان کبیره، و عذاب آن اشد، و ندامت آن بیشتر، و وبال آن بالاتر است.[6] در قرآن بر ظالمان لعن شدید وارد شده، و در روایات متواتر مذمت و نکوهش عظیم و تهدید بر آن ثابت است. و اگر هیچ تهدیدی بر آن نباشد، همین آیات مبارکه برای ‏ظالمان کافی است: «گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام می‌دهند، غافل است! [نه، بلکه کیفر] آنها را براى روزى تأخیر انداخته است که چشم‌ها در آن [به خاطر ترس و وحشت] از حرکت بازمی‌ایستد».[7] و «آنها که ستم کردند به زودى می‌دانند که بازگشتشان به کجاست!».[8] در واقع ظلم، ناشى از سرپیچى قوا از اطاعت عقل است که در نتیجه آن، بینش‌ها، گرایش‌ها، عواطف و احساسات انسان سمت‌وسوى دیگرى می‌یابد. با ادامه یافتن این روند، حکومت صالح عقل، ضعیف و سرنگون می‌گردد و در مقیاسى وسیع‌تر جامعه را نیز فرامی‌گیرد.[9] یکى از مهم‌ترین علل ظلم، ضعف ایمان و باورهاى دینى است. بی‌گمان باور نداشتن به غیب و حیات اخروى و حساب‌رسى و پاداش نیک و بد اعمال، موجب جرئت بر ستمگرى می‌گردد. مدیریت ناصحیح قواى انسانى و تسلط ناکافى بر کنترل خواهش‌هاى نفسانى نیز یکى دیگر از اسباب تعدى، بلکه شایع‌ترین آنها است. هنگامی که انسان نتواند نفس زیادت‌خواه را تربیت و مدیریت کند، به ‏ناچار براى ارضاى آن از حد خویش تجاوز می‌کند و حقوق دیگران را زیرپا می‌نهد. مثلاً انسان حریصی که به مال دیگران چشم می‌دوزد، یا فردى که خُلق و خُوى تند و نامهربانى دارد و یا شهوت‌ران هرزه‌اى که اسیر نفس سرکش خویش است، همه در معرض ستمگرى قرار دارند و امنیت اخلاقى جامعه را تهدید می‌کنند. شاید از همین‌رو است که قدرت یا ثروت را از اسباب ظلم به ‌شمار آورده‌اند. به ‏واقع انسان نادان و ناساخته بجاى استفاده صحیح از این نعمت‌هاى بزرگ، آنها را در مسیر کفران و ناسپاسی به ‌کار می‌گیرد.[10] پی نوشت : [1]. جمهرة اللغة، ج 2، ص 934 [2]. تاج العروس من جواهر القاموس ج ‏17، ص 448 [3]. معراج السعادة، ص 475 [4]. همان، ص 476 [5]. اخلاق اسلامى (مبانى و مفاهیم)‏، ص 212 – 213 [6]. معراج السعادة، ص 476. [7]. «وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فیهِ الْأَبْصارُ»؛ ابراهیم، 42. [8]. «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون»؛ شعراء، 227.‏ [9]. اخلاق اسلامى (مبانى و مفاهیم)، ص  214. [10]. همان، ص 214 – 215. مطالعه بیشتر : https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/ظلم
امام رضا (علیه السلام) : شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم و حضرت عیسى بن مریم- که بر آنان درود باد- متولد شدند. و زمین در آن شب از زیر کعبه گسترش پیدا کرد، و نیز فضیلتى در این شب وجود دارد که هیچ‌کس از آن یاد نکرده است و آن این است که هر کس در آن روز روزه بگیرد مانند کسى است که شصت ماه روزه گرفته باشد» 📚 ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص ۷۹
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام رضا (علیه السلام) : شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم و حضرت عیسى بن مریم- که بر آنان د
روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض است. «دَحو» به معنای بسط و گسترش است.[1]بعضی نیز آن‌را به معنای تکان دادن چیزی از محل اصلی‌اش تفسیر کرده‌اند.[2] منظور از دحوالارض(گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آب‌ها، به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز بروز گسترده‌تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی‌ها و بلندی‌ها یا شیب‌های تند و غیر قابل سکونت بود. بعدها باران‌های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره‌ها گستردند. اندک اندک زمین‌های مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام‌گذاری می‌شود.[3] بنابر این دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین. گفتنی است؛ این‌که دحو الارض به معنای پهن شدن زمین است، لزوماً سر از زیر آب درآوردن نیست و حتی بر اساس تحقیقات جدید زمین‌شناسی، شبه جزیره عربستان نیز یکی از نقاط گسترش زمین بوده است و شاید نقطه آغازین حرکت در لایه‌های زیرین از زیر کعبه باشد؛ زیرا این موضوع مخالف قطعی با دانش جدید نیست. دحوالارض در قرآن در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. آن‌جا که می‌فرماید: «و زمین را بعد از آن گسترش داد».[4]بیشتر مفسران، در ذیل این آیه، مسئله دحوالارض را مطرح کرده‌اند. در کتاب‌های دعا و سنن امامیه روزى به عنوان «دحو الارض» ثبت شده است که روز بیست و پنجم ماه ذیقعده است، براى روزه و عبادت این روز ثواب بسیار نوشته‌‏اند، و در این روز نماز و دعاى مخصوصى وارد شده است. دعاى این روز مشتمل بر مضامین عالى اخلاقى - اجتماعى و طلب رحمت و توفیق توبه و پیروزى اهل حق می‌باشد. گویا تعیین یک روز خاص رمزی است از دوره‌‏اى که زمین از وضع پیشین متحول شده و چهره سوزان و خشمناک آن به تدریج به صورت رحمت درآمده و زمین و هوا آماده براى پیدایش آب و گیاه و انسان گشت.[5] فضیلت روز دحوالارض  راوی می‌گوید: «به هنگام جوانى در شب بیست و پنجم ذی‌قعده به همراه پدرم در خدمت امام رضا(ع) شام خوردیم، پس امام(ع) فرمود: شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم و حضرت عیسى بن مریم- که بر آنان درود باد- متولد شدند. و زمین در آن شب از زیر کعبه گسترش پیدا کرد، و نیز فضیلتى در این شب وجود دارد که هیچ‌کس از آن یاد نکرده است و آن این است که هر کس در آن روز روزه بگیرد مانند کسى است که شصت ماه روزه گرفته باشد».[6] اعمال شب و روز دحوالارض 1. قیام به عبادت و شب زنده‌داری در این شب که ثواب آن برابر است با ثواب صد سال عبادت و شب زنده‌داری.[7] 2. روزه گرفتن که در روایات به آن تأکید شده و دارای ثواب زیادی است.[8] 3. خواندن دو رکعت نماز هنگام ظهر به این کیفیت که در هر رکعت آن یک‌بار سوره «حمد» و پنج مرتبه سوره «والشمس» خوانده شود و سپس بعد از سلام دادن نماز گفته شود: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ»‏.[9] پی نوشت : [1]. لسان العرب، ج ‏14، ص 251، [2].المفردات فی غریب  ص 308 [3]. تفسیر نمونه، ج ‏26، ص 101 [4]. نازعات، 30، «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاه». [5]. پرتوی از قرآن، ج ‏3، ص 106. [6]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 79 [7] . إقبال الأعمال، ج 1، ص [8]. همان، ص 310 و 312. [9]. همان، ص 314 مطالعه بیشتر در : https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/دحوالارض
امام جواد (علیه السلام ) : کسي که قبر پدرم رضا عليهالسلام را در طوس با شناخت حقیقی او زيارت کند، من نزد خداي تعالي بهشت را براي او ضمانت ميکنم.  📚وسائل الشیعه  ج10 ص437
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام جواد (علیه السلام ) : کسي که قبر پدرم رضا عليهالسلام را در طوس با شناخت حقیقی او زيارت کند، من
زیارت در لغت عرب به معنای میل کردن و تمایل به کار رفته است. [1] و در اصطلاح به معنای حضور در نزد مزور  به خاطر تکریم و تعظیم او است. [2] و دارای سه رکن است : 1. زائر: عبارت است کسی که میل و گرایش به کسی یا چیزی دارد . 2.   مزور: شخص یا چیزی که میل و گرایش زائر به سوی او است . 3 . صفت باطنی گرایش و میل که با تکریم و تعظیم زائر همراه است . هر گاه یکی از این سه رکن مختل شود یا به معنای واقعی و حقیقی تحقق نیابد، زیارت صحیح واقع نمی گردد و هر چه زائر معرفت و شناخت بیشتر و عمیق تری از مزور داشته باشد و مزور نیز از کمالات بیشتری برخوردار باشد تأثیرات زیارت بهتر و بیشتر خواهد بود . بنابراین، آنچه که از لفظ زائر نیز بدست می آید این است که میل و گرایش، یکی از اصول زیارت می باشد و بدون آن، زیارتی محقق نمی شود. مطلب دیگری که تذکر آن بسیار مهم می باشد این است که تمامی کارهای خیر (از جمله زیارت) در صورتی می تواند مفید واقع شود که آن عمل خیر را انسان در آخرت به همراه خودش بیاورد ؛یعنی در صورتیکه آن اعمال به واسطه گناهان ما از بین رود، قطعا شفاعتی هم در کار نمی باشد زیرا ثواب آن عمل، مردّد به نگه داشتن آن تا روز قیامت است و به صرف انجام دادن آن، انسان نتیجه آن را نخواهد دید [3] . در نتیجه می توان گفت: اگر زائر، بتواند زیارتش را به سلامتی به مقصد خویش رساند، قطعا وعده شفاعت درباره وی محقق می شود ولی اگر (بواسطه گناهانش) نتوانست آن را به مقصد خویش رساند، قاعدتاً نمی تواند نسبت به امر شفاعت محقّ باشد. در این روایت نیز که امام فرموده اند:"حتی اگر گناهان کبیره ای داشته باشد" ؛منظور این نیست که انسان؛ دیگر با انجام یک زیارتِ عارفاً بحقه، آسوده خاطر باشد و هر گناه و جرم و جنایتی را مرتکب شود، به این امید که بخشیده می شود؛ بلکه مراد این است که اگر آن فرد؛ در قیامت دارای گناهان کبیره ای است که نتوانسته توبه کند؛و یا اصلاً قبل از آن زیارت مرتکب کبیره شده است، حال بواسطه این زیارتش (البته با جمیع شرائطش) شفاعت نصیب وی خواهد شد و بخشیده می شود. و اما منظور از "عارفاً بحقه" که در ادامه روایت آمده است ، به این نکته نیز اشاره می کند. لذا روایت را به طور کامل می آوریم. از حمزه بن حمران نقل شده است که امام صادق (ع) فرمودند: نوه ام در سرزمین خراسان ، در شهری که به آن طوس می گویند، کشته می شود. هر کس که او را بامعرفت به حقش زیارت کند، من در روز قیامت دستش را گرفته و داخل بهشتش می کنم و لو اینکه گناه کبیره داشته باشد. راوی میگوید از امام پرسیدم، جانم به فدایت؛ معرفت حقش چه چیزی است؟ امام فرمودند: اینکه بداند، اطاعتش واجب است و اینکه او امامی است غریب و امامی است که به شهادت رسیده است. هر کس او را زیارت کند در حالیکه معرفت به وی داشته باشد، خداوند ثواب هفتاد شهیدی که حقیقتاً نزد پیامبر به شهادت رسیده باشند، را به او می دهد. [4] آنچه که از ادامه روایت فهمیده می شود این است که امام صادق (ع) در مقام پاسخ به راوی که می پرسد "عارفا بحقه" یعنی چه؟ می فرمایند: اینکه امامت را واجب الاطاعه بدانی.حال سوال این است؛ که آیا صِرف همین اعتقاد؛ که امام، اطاعتش لازم است، کافی است یا لازم است انسان این اعتقاد را در عملش نشان دهد که اطاعت کردن از امامش را واجب می داند؟ مسلما گزینه دوم صحیح می باشد. پس روایت شامل کسی که اصرار بر گناهان کبیره دارد، نمی شود؛ پس دیدگاه اول به طور قطع نادرست می باشد. نتیجه آنکه هر کس عارفا بحقه به زیارت حضرت رضا (ع) برود صلاحیت شفاعت را به دست آورده است ولو آنکه در گذشته اش گناهان کبیره ای را مرتکب شده باشد؛ ولی الزاماً بدین معنی نمی باشد که هر کس صلاحیت شفاعت را دارا بود، مورد شفاعت هم واقع می شود؛ زیرا بسیاری از گناهان، جلوی خیرهائی که قرار بوده است به انسان برسد (از جمله شفاعت) را می گیرد. البته زیارت کردن، خود می تواند باعث کمک به انسان در تغییر مسیر زندگی شود. زیرا انجام عمل نیک، باعث کسب توفیق در اعمال نیک دیگر و رها کردن اعمال بد می شود. پی نوشت : [1] مفردات الفاظ القرآن ص 387 [2] طریحی، فخر الدین، ج 3، ص 320 [3] ترجمه المیزان، ج2، ص: 257 [4] بحار الانوار، ج 99، ص 35 مطالعه بیشتر در : https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/زیارت
شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت ، باب المراد ، جواد الائمه ، حضرت امام محمد تقی (علیه السلام) تسلیت و تعزیت باد.
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت ، باب المراد ، جواد الائمه ، حضرت امام محمد تقی 
حضرت جواد الائمه (علیه السلام) امام نهم شیعیان است. نام آن‌حضرت، محمد و کنیه‌اش؛ ابو جعفر و ابو علی است. لقب‌های ایشان عبارت است از: مختار، متوکّل، متّقى، زکىّ، تقى، مُنتَجَب، مرتضى، قانِع، جواد و عالِم.[1] پدرش امام رضا(ع) و مادرش به نام سَبیکه[2]نوبیّه (منطقه‌ای در سودان) آفریقا بود و در رمضان[3] و یا رجب[4] سال 195هـ.ق در مدینه متولد شد. امام جواد(ع) در سن کودکی بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسید. چنان‌که در روایات به آن تصریح شده است؛ مانند احادیثی که از پیامبر اکرم(ص) درباره تصریح به نام‌های امامان(ع) نقل شده است.[5] همچنین از جمله کسانى که تصریح به امامت آن‌حضرت را از امام رضا(ع) روایت کرده‌اند، عبارتند از: على بن جعفر، صفوان بن یحیى، معمر بن خلاد، حسین بن بشار، ابن ابى نصر بزنطى، ابن قیاما واسطى، حسن بن جهم ابو یحیى صنعانى، خیرانى، یحیى بن حبیب زیات و... .[6] کرامات امام جواد(ع) امام جواد(ع) مانند سایر امامان دارای کرامات زیادی بودند که موردی از آن‌را ذکر می‌کنیم: محمّد بن اورمه گفت: معتصم گروهى از وزیران خود را خواست به آنها دستور داد به دروغ گواهى دهند که محمّد بن على بن موسى(ع) تصمیم قیام دارد بعد حضرت را خواست گفت تصمیم دارى در دولت من قیام کنى. فرمود: به خدا قسم چنین تصمیمى ندارم. معتصم گفت: فلان کس و فلانى بر کار تو شهادت می‌دهند آنها را حاضر کردند. گفتند: صحیح است ما این نامه‌ها را از بعضى غلامان تو به دست آورده‌ایم. حضرت جواد(ع) در اطاق جلو بود دست‌هاى خود را بلند کرده گفت: «خدایا! اگر دروغ می‌گویند اینها را بگیر». یک مرتبه دیدم اطاق جلو چنان به حرکت در آمد و هر کدام از ایشان که تصمیم به حرکت کردن می‌گیرد به زمین می‌افتد. معتصم صدا زد یا ابن رسول الله من از حرف خود توبه می‌کنم از خدا بخواه که اطاق از حرکت بایستد. گفت: «خدایا! اطاق را آرام فرما تو می‌دانى ایشان دشمن تو و من هستند»، اطاق آرام گرفت.[7] بارزترین نوع تبلیغ امام جواد(ع) مناظراتی است که آن‌حضرت انجام می‌داد. مناظره‌های آن‌حضرت که از نخستین روزهای امامتش آغاز شد، ایشان را در تثبیت جایگاه ولایت و امامت، هدایت حق‌جویان و آشکار ساختن سستی گفتار ستمگران یاری داد. آن‌حضرت به دو جهت در عرصه مناظره‌های علمی گام نهاد: نخست، نیاز شیعیان که با توجه به سنّ کم آن‌حضرت در پی کشف جایگاه معنوی‌اش بودند و دوم خواست مأمون و معتصم که اندیشه خوار ساختن امام و اثبات الهی نبودن آگاهی‌های وی را در سر می‌پروراندند. کیفیت شهادت امام جواد(ع) درباره این‌که امام جواد(ع) به چه نحوی به شهادت رسیدند، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد که در این‌جا به یک نمونه اشاره می‌شود: معتصِم خلیفه ستمگر عباسی -برادر مأمون و عموی ام فضل دختر مأمون- پیوسته نقشه‌هایی را برای به شهادت رساندن امام جواد(ع) اجرا می‌کرد و در این زمینه با ام فضل نیز همدست شده بود که امام جواد(ع) را مسموم کند؛ زیرا معتصم می‌دانست که ام فضل از آن‌حضرت منحرف شده و به شدّت علیه امام(ع) موضع گرفته است. بر این اساس، ام فضل نیز درخواست معتصم را پاسخ مثبت داد و سمّی را در انگور جاسازی کرد و در پیش روی آن‌حضرت نهاد و همین که امام جواد(ع) از آن انگور خورد، ام فضل پشیمان شد و شروع به گریه کرد، حضرت فرمود: «گریه‌ات برای چیست؟ سوگند به خدا، خداوند آن‌چنان تو را به دردی در ناحیه رحم دچار سازد که جبران‌پذیر نباشد و به بلایی گرفتارت کند که قابل کتمان نباشد». بر اثر همین نفرین ام فضل بیمار شد و از دنیا رفت.[8] به هر حال؛ آن‌حضرت در شهر بغداد در ماه ذى القعده سال 220 هـ.ق در حالی که بیست و پنج سال از عمر شریفش گذشته بود، به شهادت رسید[9] و در محله‌ای از بغداد به نام کاظمین در کنار قبر جدش امام موسى بن جعفر(ع) دفن شد.[10] پی نوشت : [1]. بحار الأنوار، ج 50، ص 16 [2]. أعیان الشیعة، ج 2، ص 32 [3]. الإرشاد ج 2، ص 273، [4]. بحار الأنوار، ج 50، ص 7. [5]. بحارالانوار، ج 36، ص 336 - 337 [6]. الإرشاد ج 2، ص 274 – 280. [7]. بحار الأنوار، ج 50، ص 45 - 46. [8]. همان، ص 16 - 17. [9]. الإرشاد ج 2، ص 273. [10]. الکافی، ج 1، ص 492 مطالعه بیشتر در : https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/امام-جواد
حلول ماه ذی الحجه و سالروز ازدواج ملکوتی امیرالمومنین امام علی و حضرت زهرا (عَليهِمَا السَّلام) مبارک باد. روز ازدواج گرامی باد 🌹
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
حلول ماه ذی الحجه و سالروز ازدواج ملکوتی امیرالمومنین امام علی و حضرت زهرا (عَليهِمَا السَّلام) مبار
بنابر اختلاف نظرى که در مورد تاریخ ازدواج آنان وجود دارد، ممکن است ازدواج امام علی (علیه السلام) با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در سال اول یا دوم و یا سوم پس از هجرت بوده است. علماى شیعه در تعیین سن حضرت فاطمه به هنگام ازدواج از چهارده سال بیشتر نگفته‏ اند.[1] بنابر نظر اکثر عالمان شیعه؛ سن حضرت در زمان ازدواج، 9 یا 10 یا حداکثر 11 سال بوده است.[2] به عقیده برخی، حضرت فاطمه (ع) در سن چهل و یک سالگی پیامبر (ص) به دنیا آمد و حضرت رسول(ص) بعد از جنگ احد، فاطمه را به ازدواج علی (ع) در آورد و سن حضرت زهرا هنگام ازدواج 15 سال و 5 ماه و نیم بوده است و سن امیر مؤمنان (ع) 21 سال و 5 ماه بوده است.[3] عده دیگر گفته اند: حضرت فاطمه (ع) به هنگام ازدواج هجده سال داشته است.[4] ابن حجر در الإصابة [5] و ابن سعد در طبقات الکبیر نیز همین قول را روایت کرده‏اند.[6] در روز و ماه ازدواج آن حضرت اختلاف وجود دارد از جمله : 1. روز اول ذى حجه عقد فاطمه (ع) و روز سه شنبه ششم همان ماه، ازدواج حضرت بوده است.[7] 2. در ماه شوال پس از بازگشت حضرت علی (ع) از جنگ بدر بوده است.[8] 3. بنابر روایت امام صادق (ع): عقد على و فاطمه (ع) در ماه رمضان، و ازدواج آنها در ذى حجّه سال دوم هجرى بوده است.[9] 4. زفاف فاطمه در شب پنج شنبه، بیست و یکم ماه محرم سال سوم هجرت بوده است...[10] 5. برخی بر این عقیده اند که: عقد حضرت فاطمه (ع) در اواخر ماه صفر و ازدواج در ماه ذی حجه بوده است.[11] 6. عده ای نیز گفته اند که عقد در ماه ربیع الأول بوده و در همان ماه ازدواج صورت پذیرفته است.[12] 7. ابن سعد روایت کرده است که ازدواج فاطمه (ع) با على (ع) پنج ماه پس از ورود پیغمبر (ص) به مدینه در ماه رجب صورت پذیرفت و پس از بازگشت از بدر او را به خانه على (ع) فرستاد.[13] گفتنی است که با توجه به تاریخ تولد حضرت فاطمه (س) که در آن نیز اختلاف است؛ برخی از اقوال ذکر شده است. پی نوشت : [1] أعیان الشیعة، ج 1، ص 313 [2] الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء،ج‏4،ص21 [3] الاستیعاب فى معرفة الأصحاب ، ج 4، ص 1893، [4] مقاتل الطالبیین،‏ ص 59 [5] الإصابة فى تمییز الصحابة، ج 8، ص 264 [6] الطبقات الکبرى، ج 8، ص 18 [7] المناقب، ج 3، ص 357 [8]‌ الأمالی، ص 43 [9] کشف الغمة، ج 1، ص 364 [10] إقبال ص 584 [11] بحار الأنوار، ج 19، ص 192-193 [12] همان. [13] الطبقات الکبرى، ج 8، ص 18 مطالعه بیشتر در : https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/پیوند-آسمانی