#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#محرم
یوسف ترین من چه شده پیرهن تو را
گودال غرق خون شده آخر وطن تو را
با بغض بوتراب تنت شرحه شرحه شد
اینگونه باورم نشود پاره تن تو را
مانده است روی خاک بیابان حسین من
هر گوشه یک نشانه ای از آن بدن تو را
بابای تو علی پدر خاک باشد و
زهرا ببیند ای گل من بی کفن تو را؟
لعنت به آنکه فاصله انداخت بین ما
لعنت به نیزه ای که گرفته ز من تو را
✍️#حسن_کردی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا
#محرم
فکر کن ظهر شود روز به آخر برسد
لحظه ها بگذرد و ساعت خنجر برسد
لحظه ی آخر گودال به کندی برود
خنجر کینه سراسیمه به حنجر برسد
فکر کن بین اجانب به چه وضعی به چه حال؟
زینب از تل به تماشای برادر برسد
هرچه بوده است به غارت برود ، در گودال
بوسه ای از رگ خشکیده به خواهر برسد
ازدحام است و در این معرکه زینب مانده
به برادر برسد یا که به معجر برسد
قد خم دارد از این غم چه کسی می دانست؟
ارث مادر وسط دشت به دختر برسد
✍️#محسن_ناصحی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#محرم
اینبار بی مقدمه از سر شروع کرد
این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد
مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
از جای بوسه های پیمبر شروع کرد
از تل دوید مرثیه ی قتلگاه را
از لابلای نیزه و خنجر شروع کرد
از خط به خط مقتل گودال رد شد و
با گریه از اسیری خواهر شروع کرد
اینجا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!
طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد
بر روی سر کشید عبا را و صیحه زد
از روضه های سیلی و معجر شروع کرد
برگشت ، روضه را به تمامی دشت برد
از اربن اربنِ تن اکبر شروع کرد
لب تشنه بود خیره به لیوان و... آب شد
از التهاب مشک برادر شروع کرد
هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد
از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد
تیر از گلوی کودک من در بیاورید!
هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد
غش کردروضه خوان نفسش با شماره شد
مدّاحی از کناره ی منبر شروع کرد:
ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین!
دم را برای روضه ی مادر شروع کرد
یک کوچه وا کنید که زهرا رسیده است
مداح بی مقدمه از در شروع کرد
- هیزم می آورند حرم را خبر کنید-
این بیت را چه مرثیه آور شروع کرد
وقتی که شعر قافیه هایش تمام شد
شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد.
✍️#محسن_ناصحی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
#گودال
#عاشورا
باعث خوشبختی عالم! چه بختی داشتی
پیکر تو زیر و رو شد، روز سختی داشتی
من نمی دیدم ترا، جسمت غبار آلوده بود
غرق خون بودی، ضریح پیکرت فرسوده بود
بر تراب افتاده بودی پیش چشم بوتراب
آخرش هم رنگ جسمت را عوض کرد آفتاب
با تنی که خورده نیزه، کار تدفین سخت بود
با سر بالای نیزه، ذکر تلقین سخت بود
بین غربت، قوم و خویش تو دهاتی ها شدند
تکه های پیکرت روی حصیری جا شدند
✍رضا_دین_پرور
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا
#گودال
#عصر_عاشورا
حدودا ساعت سه شمر وارد شد به گودالش
زنا زاده نگاهی کرد آقا را و می خندید بر حالش
به خاک افتاده بود ارباب…چشمانش کمی بسته
صدایش از ته حنجر..صدای خس خس خسته
برش گرداند با پا تا کند پا مال جسمش را
برش گرداند با پا تا بسوزاند دل زهرا
به دورش صدنفر بودند با تیغ و نی و خنجر
برای کشتنش خیلی مصمم بود آن لشکر
حدودا ساعت «چار» است دیگر کار پیچیده
به روی تل خاکی دختری از ترس لرزیده
حدودا ساعت پنج است..در گودال غوغا شد
سر دزدیدن پیراهن ارباب دعوا شد
حدودا ساعت «شیش» است،قاتل دور مقتول است
همه رفتند از گودال،اما شمر مشغول است
✍ آرمان_صائمی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا
#گودال
بَـراےِ ذِبـحِ سَـرَش اِسـتِـخـٰارهِ مـےٖڪـَردَنْـد
وَ حَـرفِ شِمـر و سَنٰان هَم بهِ هَم بِفَرمٰا بُود
خُـدٰا ڪُنـَد ڪـهِ رِوايـَت دُروغْ بٰاشَـد چـُون
شِنيٖده اَم ڪهِ هَمانْ لَحظهِ مٰادَر آنجٰا بُود...
✍ آرمان_صائمی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_علیه_السلام
#گودال
#عاشورا
تا آخرین دقیقه نگاهش به خیمه بود
ناموس دوست ها! نگران کشته شد حسین
✍#علی_مشهوری
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#شام_غریبان
#زمزمه
🎙سبک:دامن کشان رفتی...
✅️بنداول
آواره شد زینب ( پناهی نداره ) ٣
رو شونهی نیزه ( سرش رو میذاره ) ٣
توی میدون افتاده علمدارش
میون خون غلطیده کس و کارش
امون ای دل امون ای دل
دیگه محرم نداره ( ناموس خدا ) ٢
مونده تنها وسطِ ( یه مشت بی حیا ) ٢
☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️
✅️بند_دوم
میسوزه هر خیمه ( تو آتیش نفرت ) ٣
دستاش و میبندن ( امون از اسارت ) ٣
میگه با اشک و ناله علمدارم
دارم بی تو از بین حرم میرم
امون ای دل امون ای دل
معجرش سوخته توی ( آتیش خیام ) ٢
روی ناقه میشینه ( چه بی احترام ) ٢
☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️
✅️بندسوم
میبینه رو نیزه ( سر بچههاش و ) ٣
رو نیزه غرق خون ( میبینه داداش و ) ٣
چقد امروز این خانم اذیت شد
چقدر با کعبِ نیزه جسارت شد
امون ای دل امون ای دل
سر تا پاش گشته کبود ( شده نیمه جون ) ٢
داره میسوزه براش ( دل آسمون ) ٢
✍️#کربلایی_محمد_مبشری
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#حسین_جان
بعدِ یک عمر که از شرمِ گُنه آب شدم
چند سالی است ، بر این عشق شرف یاب شدم
دائما بین قنوتم به خدا می گویم:
ای خدا شکر که من نوکر ارباب شدم
✍️#محمد_مبشری
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
ای شاه غیور یا اباعبدالله
ذلت ز تو دور یا اباعبدالله
نان سر سفره یادم انداخت که تو
رفتی به تنور یا اباعبدالله
بر زخم تو بدجور نمک پاشیدند
ای گریهی شور یا اباعبدالله
لعنت به کسی که تاخت بر روی تنت
با سم ستور یا اباعبدالله
✍️#وحید_عظیم_پور
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#تنورخولی
#کوفه
سجده گاه ملائک است اینجا
یاکه گردیده قبله گاه نور
در سکوت سحر به گوش دلم
صوت قرآن رسد ز کنج تنور
*
ای عجب مطبخ همین عصرم
طور موسی شده در این دل شب
بین داغی خاک وخاکستر
شد لبی گرم نالة یارب
*
کیستی ای سر بدون بدن
خیره خیره شده نگاه تو
در مناجات امشبت آمد
بوی بی مادری ز آه تو
*
قحط آغوشِ مِهر بوده مگر
سر به خاک سیه گذاری تو
تو یتیمی قبول ، مادر نه
دختری خواهری نداری تو
✍️#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd