eitaa logo
زمزمه ترحیم خوانی
43.2هزار دنبال‌کننده
394 عکس
111 ویدیو
2 فایل
مطالب اول کانال👇 https://eitaa.com/tarhimkhani/4 ارتباط👇 @Alikarbalaie
مشاهده در ایتا
دانلود
حدودا ساعت سه شمر وارد شد به گودالش زنا زاده نگاهی کرد آقا را و می خندید بر حالش به خاک افتاده بود ارباب…چشمانش کمی بسته صدایش از ته حنجر..صدای خس خس خسته برش گرداند با پا تا کند پا مال جسمش را برش گرداند با پا تا بسوزاند دل زهرا به دورش صدنفر بودند با تیغ و نی و خنجر برای کشتنش خیلی مصمم بود آن لشکر حدودا ساعت «چار» است دیگر کار پیچیده به روی تل خاکی دختری از ترس لرزیده حدودا ساعت پنج است..در گودال غوغا شد سر دزدیدن پیراهن ارباب دعوا شد حدودا ساعت «شیش» است،قاتل دور مقتول است همه رفتند از گودال،اما شمر مشغول است ✍ آرمان_صائمی http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
بَـراےِ ذِبـحِ سَـرَش اِسـتِـخـٰارهِ مـےٖڪـَردَنْـد وَ حَـرفِ شِمـر و سَنٰان هَم بهِ هَم بِفَرمٰا بُود خُـدٰا ڪُنـَد ڪـهِ رِوايـَت دُروغْ بٰاشَـد چـُون شِنيٖده اَم ڪهِ هَمانْ لَحظهِ مٰادَر آنجٰا بُود... ✍ آرمان_صائمی http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
 تا آخرین دقیقه نگاهش به خیمه بود ناموس دوست ها! نگران کشته شد حسین http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
🎙سبک:دامن کشان رفتی... ✅️بنداول آواره شد زینب ( پناهی نداره ) ٣ رو شونه‌ی نیزه ( سرش رو میذاره ) ٣ توی میدون افتاده علمدارش میون خون غلطیده کس و کارش امون ای دل امون ای دل دیگه محرم نداره ( ناموس خدا ) ٢ مونده تنها وسطِ ( یه مشت بی حیا ) ٢ ☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️ ✅️بند_دوم می‌سوزه هر خیمه ( تو آتیش نفرت ) ٣ دستاش و می‌بندن ( امون از اسارت ) ٣ میگه با اشک و ناله علمدارم دارم بی تو از بین حرم میرم امون ای دل امون ای دل معجرش سوخته توی ( آتیش خیام ) ٢ روی ناقه می‌شینه ( چه بی احترام ) ٢ ☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️ ✅️بندسوم می‌بینه رو نیزه ( سر بچه‌هاش و ) ٣ رو نیزه غرق خون ( می‌بینه داداش و ) ٣ چقد امروز این خانم اذیت شد چقدر با کعبِ نیزه جسارت شد امون ای دل امون ای دل سر تا پاش گشته کبود ( شده نیمه جون ) ٢ داره می‌سوزه براش ( دل آسمون ) ٢ ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
زمان: حجم: 348.7K
🎙سبک:زمزمه بالا👆 @tarhimkhani 👈
بعدِ یک عمر که از شرمِ گُنه آب شدم چند سالی است ، بر این عشق شرف یاب شدم دائما بین قنوتم به خدا می گویم: ای خدا شکر که من نوکر ارباب شدم ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
ای شاه غیور یا اباعبدالله ذلت ز تو دور یا اباعبدالله نان سر سفره یادم انداخت که تو رفتی به تنور یا اباعبدالله بر زخم تو‌ بدجور نمک پاشیدند ای گریه‌ی شور یا اباعبدالله لعنت به کسی که تاخت بر روی تنت با سم ستور یا اباعبدالله ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
سجده گاه ملائک است اینجا یاکه گردیده قبله گاه نور در سکوت سحر به گوش دلم صوت قرآن رسد ز کنج تنور * ای عجب مطبخ همین عصرم طور موسی شده در این دل شب بین داغی خاک وخاکستر شد لبی گرم نالة یارب * کیستی ای سر بدون بدن خیره خیره شده نگاه تو در مناجات امشبت آمد بوی بی مادری ز آه تو * قحط آغوشِ مِهر بوده مگر سر به خاک سیه گذاری تو تو یتیمی قبول ، مادر نه دختری خواهری نداری تو ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
السلام علی من دفنه اهل القری از روی دلسوزی دهاتی های اطراف تاصبح دور پیکر تو گریه کردند همراه حیوانات صحرا دور گودال باگریه های مادر تو گریه کردند * از تکه های چادری بر خاک پیداست بازور خواهر را جدا کردند از تو تا وقت بوده پیکرت را جمع کرده بر جای دست خواهر تو گریه کردند * پیرِ قبیله گفت کی؟سر را بریده در مکتب ما ذبح کردن حکم دارد چون گیسوی آشفته گشته وضع رگها بر حال و روز حنجر تو گریه کردند ** دربین پیکرها دوتایش فرق دارد یک پیکری پامال قدری قد کشیده آن دیگری پیچیده بین یک عبا بود بر اربا اربا اکبر تو گریه کردند **** نزدیک نخلستان صدا آمد بیایید یک پیکر بی دست اینجا بر زمین است پای فرات و باصدای موج دریا بر ساقی آب آور تو گریه کردند * پرپشت خیمه مشتی از زنها نشستند بالای قبر کوچکی که زیر و رو شد ناخواسته جای رباب دست بسته بهر علی اصغر تو گریه کردند * از راه زین العابدین آمد صدا زد من صاحب اسرار این گودال هستم بوسه به بوسه پیکرت را شرح می داد آنها همه دور و بر تو گریه کردند * فرمود مردم تکه بوریا بیارید باید کنار هم بچینم این بدن را دیدند پیداکرد یک انگشتِ خونین بر دست بی انگشتر تو گریه کردند * ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
با سنگ های تیز بهم خورده روی تو جا خوش نموده نیزه چرا در گلوی تو تا باز شد لبان تو ،قاریِّ محترم پرتاب شد زهر طرفی سنگ سوی تو من تار ، تار، موی تو را شانه می زدم حالا ز چوبِ نیزه کنم جمع موی تو یک بخش ِصورت تو میان تنور سوخت از آن به بعد گشته عوض رنگ و بوی تو خیلی عوض شدی زصدا می شِناسَمَت هربار محملم برِسَد روبروی تو هرروز خونِ تازه می آید ز حنجرت از بس ترک ترک شده شکلِ سبویِ تو قرآن بخوان زحرمتِ زینب دفاع کن بازی نموده شایعه با آبروی تو رجاله ها به صورت تو سنگ می زدند برپرده های محمل ما چنگ می زدند ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
چهل سال است مانوسم به گریه طبیب درد افسوسم به گریه همان پیراهنی را که ربودند چهل سال است میبوسم به گریه چهل سال از جگر آهم درآمد که جوشن از تن شاهم درآمد فراموشم نخواهد شد همان شب که روی نیزه ها ماهم درآمد قرار قلب زارم گریه بوده همه دارو ندارم گریه بوده نپرسید از چه پلکم زخم برداشت چهل سال است کارم گریه بوده همین که در دلم آشوب افتاد به پای گریه ام یعقوب افتاد چنان ضربه به لبهای پدر خورد که رنگ خون لب بر چوب افتاد گلوی دلبر دلخواه زخم است میان سینه حتی آه زخم است دلیل گریه ی چل ساله ی من هزارو نهصدو پنجاه زخم است به سر میریخت آتش از روی بام امان از تشت زر ای وای از جام تمام روضه ی های من همین است نپرسید از دلم الشام الشام... ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
من چهل سال غم و غصه مکرر دیدم نرود از نظرم آنچه که آخر دیدم بلبلان از غم گلها همه بیتاب شدند غنچه ها را همه پژمرده و پرپر دیدم کوچه ی تنگ ندیدم چو عمویم امّا تنگی قتلگه و پیکر بی سر دیدم مات و مبهوت نظر کردم و فریاد زدم جای یک زخم هلالی روی پیکر دیدم اسبها از بدنش رد شده و لرزیدم که رد نعل به روی رگ حنجر دیدم آنچه من دیده ام ای کاش نبیند چشمی من خودم کاکل او در کف لشکر دیدم از همه سختی گودال همین بس باشد قتل صبر پدر و نیزه و خنجر دیدم بوریا جمع تنش را همه بر عهده گرفت پی انگشت پدر در همه جا گردیدم با عبا جمع نمودم که نریزد عباس پاره های تنِ سقای دلاور دیدم کاش می مردم ازاین غم که نبینم امّا چادر سوخته وپاره ی خواهر دیدم وای از شام که ناموس خدا را بردند خنده و هلهله در مردم کافر دیدم سخت تر از همه بازار یهودی ها بود عمه ها را همه در حالت مضطر دیدم سخن از برده فروشی شد و لرزید رباب به روی نیزه سرشک علی اصغر دیدم ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd