خسته شدم دیگه..
چقدر باید بگذره که درست شه؛اصلا به جهنم،هیچوقت درست نشه.
تموم شه فقط…تموم.
بخدا ما تموم شدیم و این ظلم تموم نشد؛اشک تموم نشد بغض تموم نشد نفرین تموم نشد لعنتی…تموم نشد
شب که سرتو میزاری رو بالشت؛انگار رفتی لای گیوتین؛اونم نه با یه تیغه؛یکیش فکره دردِ دلِ بابایِ نیمای باباست؛یکیش سپهر بابا…یکی فکره گشنگی حدیث قبل رفتنه؛یکی خداوند رنگین کمان؛یکی مادرِ بی پسره حامد،یکی سوزِ صدای «سوختم بابا»گفتن ها…ماهم سوختیم،با شما سوختیم،از شرم زنده بودنمون سوختیم،ما همه یه درد داریم؛درد مشترک،یه سری ها جرعت گفتنشو دارن یه سریا هم نه؛سلاحِ منه بدبختم چیه دیگه؛همین کاغذ و خودکار؛همین اشکا؛همین دردا؛همین …
اینقدر میسوزیم و میسوزیم که روزی ریشه همه اون علفای هرزو باهم بسوزونیم؛انتقام سپهر بابا و بابایِ سپهر بابا؛مبین مامان و مامانِ مبین مامان رو میگیریم…