eitaa logo
پردیس سینمایی تارخ
621 دنبال‌کننده
745 عکس
139 ویدیو
0 فایل
📽 ۵ سالن سینما 🎭 تماشاخانه حرفه ای تئاتر 📚 گالری‌کتاب شی‌رس ☕️ کافه فیلم 🔰ظرفیت پذیرش بالغ بر ۱۰۰۰ نفر مخاطب ارتباط با ما: @tarokh_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
📆 جدول اکران | جمعه ۲۵ اردیبهشت 🔸همراه با سانس‌های ویژه نیم‌بها برای رفاه حال مخاطبین ارجمند 🎟 خرید بلیت: Gisheh7.ir/cinema/1584 @Tarokh_cineplex
20.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | عصر روایت سووَشون از نگاه مخاطبان 🔻از روایتِ یک زندگی، تا تأثیری که در دل‌ها جا ماند… 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه @tarokh_cineplex
19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | عصر روایت سووَشون (مهمان یازدهم) ● خانواده محترم شهیدان امیرحسین و ایلیا شرفی ● حماسه‌ سرایی خانم سارا رمضانی 🎙میزبان: سید میلاد دانشور 📆 چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه 💠 حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس 💠 پردیس سینمایی امین تارخ 🔹با همراهی: ▪️بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس ▪️سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری شیراز @Tarokh_cineplex
فخر مادر دو برابر شده است در مصرع دوم شعر گفته بودم: «سوگ مادر، چه بگویم؟ دو برابر شده است» اما وقتی در برنامه حرف‌های مادر صبور شهیدان را شنیدم، نظرم عوض شد، تصمیم گرفتم «فخر» را جایگزین «سوگ» کنم.
﷽ 🔻 فخر مادر دو برابر شده است 🔸چند ساعت مانده بود به عصر روایت سووشون. دلم می‌خواست در کنار غزلی که برای شعرخوانی در برنامه در نظر گرفته بودم، شعری هم مختص شهیدان بگویم. به روح شهیدان نوجوان، که میزبان آن قسمت از برنامه بودند، یعنی شهیدان امیرحسین و ایلیا شرفی متوسل شدم. دلم رفت سمت حضرت زینب سلام الله علیها و دو پسر شهیدش، غزلی مزین به نام ایشان و تقدیم به مادر شهیدان شرفی سرودم. 🔸در مصرع دوم شعر گفته بودم: «سوگ مادر، چه بگویم؟ دو برابر شده است» اما وقتی در برنامه حرف‌های مادر صبور شهیدان را شنیدم، نظرم عوض شد. مادری که افتخار می‌کرد به فرزندان بی‌سر و سربلندش، فرزندانی که بسیجی، نخبه علمی، عاشق هوافضا و شهید حاجی زاده و دلداده‌ی شهادت بودند. فضای فخر بر سوگ غلبه داشت، تصمیم گرفتم قبل از شعرخوانی، «فخر» را جایگزین «سوگ» کنم و اینطور نوشتم: «شوق پرواز نصیب دو برادر شده‌است فخر مادر، چه بگویم؟دو برابر شده است...» 🔸در مصرع آخر شعر گفته بودم: «دو مزار و دل خون قسمت مادر شده است» خواستم «دل خون» را هم عوض کنم، که مادر شهیدان، در قسمتی از صحبت‌هایش گفت: «پسرانم مونسم بودند، دلتنگ می‌شوم و اشک می‌ریزم اما در تنهایی.» با خودم گفتم که شاید مادر، دلِ خونش را می برد بین مزار دو دسته‌گلش و در خلوتی دلنشین، اشک تسلایش می‌دهد. پس بیت را همانطور نگه‌داشتم: «از پسرهای برومند و جوانش اینک دو مزار و دل خون قسمت مادر شده‌است» ✍️روزنگار ؛ روایت از عصر روایت سووشون با حضور خانواده شهیدان امیرحسین و ایلیا شرفی 🌐https://farsnews.ir/ravadar/1778836180095140327 🌐https://ble.ir/revayat_sararamezani ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ «این، روایت ماست» روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس 🆔https://ble.ir/ravadar 🆔https://farsnews.ir/ravadar 🆔https://eitaa.com/ravadar