جنگ تحمیلی دوم.pdf
حجم:
937.2K
جنگ تحمیلی دوم
#رصد_اندیشکدهها
#جنگ_سرد_جدید
در ذیل مباحث ژئوپلیتیک و از حیث بررسی نحوه اندیشهورزی دشمن، ترجمه کامل مقاله اندیشکده «مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل» (INSS) تحت عنوان «جنگ تحمیلی دوم: عملیات شیر خیزان و پیامدهای آن برای امنیت ملی ایران» توسط اندیشکده تثبیت، در ادامه تقدیم میشود. تحلیلهای موجود در این مقاله لزوماً تأیید نمیشود اما صرفاً از حیث نحوه اندیشهورزی دشمن قابلبررسی میباشد.
این مقاله در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شده و متن انگلیسی آن در اینجا در دسترس است:
https://www.inss.org.il/wp-content/uploads/2025/12/Memo-252_Digital.pdf
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
حنیف یا جنیف؟!
در قرآن کریم پاسخ همه مسائل روز وجود دارد و این منوط به شناخت مفاهیم و مفاقیه آن است. دو کلیدواژه راهگشا که هرکدام با دامنهای از مفاقیه دیگر ارتباط دارند، حنیف و جنیف هستند. حنیف ملتزم با اقامه توحید و هجرت از باطل به حق و التزام به صراط مستقیم است: وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفا وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ(١٠٥ یونس)فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفا فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيْهَاۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ(٣٠ روم).
«اما جنیف به کسی میگویند که به طرف باطل میل دارد. رانندهای که مست است سعی میکند که به طرف پیادهرو برود، آنکه قصد تصادف دارد یا قصد تخریب دارد این چنین است. «جنیف» کسی است که میل به طرف حاشیه راه دارد و «حنیف» به کسی میگویند که میل به طرف وسط جاده دارد. کسی که وسط جاده راه میرود که امن است و جا برای رفتن است، چنین کسی را میگویند «حنیف». کسی که مایل است که مسئله بیافرینند و به طرف پیادهرو گرایش دارد، به او میگویند جنیف.» (تفسیر تسنیم، سوره مائده).
سیر در صراط مستقیم مستلزم فقهیدن آیتها (تابلوهای مسیر)، فهمیدن احکام (گاردریل دو طرف جاده)، و هجرت مداوم از مولفههای باطل به مولفههای حق است. اما اگر این موارد رعایت نشود، انسان از مسیر منحرف میشود و جنیف میشود. جامعه و زیرنظامهای آن نیز اینگونهاند: جامعهای که مدام از مواضع حق عقبنشینی (پسروی) کند و از دامن اسلام به دامن لیبرالیسم بغلتد، جامعهای جنیف است که این اجناف منجر به اجحاف و حاکمیت مترفین میشود و سنت الهی درباره چنین جامعهای، هلاکت است.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
اندیشکده تثبیت
کفایت علی بن مهزیار از اصحاب امام جواد علیهالسلام میگوید شخصی به نام محمد بن حمزه غنوی که در زند
کفایت الله
در فرازی از توقیع ناحیه مقدسه در ماه رجب آمده است: «وَ اكْفِنَا كَوَافِيَ قَدَرِكَ»: و با تقديرهاى كفايت كنندهات، ما را كفايت فرما. در ذیل بحث توکل و محاسبت، مبحث کفایت نیز یکی از مباحث مهم قرآن کریم است. این امر در آیات متعدد قرآن مورد اشاره قرار گرفته است ازجمله:
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ ﴿البقرة: ١٣٧﴾ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴿النساء: ٦﴾ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا ﴿النساء: ٤٥﴾ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ عَلِيمًا ﴿النساء: ٧٠﴾ إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ﴿الحجر: ٩٥﴾ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلًا ﴿الإسراء: ٦٥﴾ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا ﴿الإسراء: ٩٦﴾ وَكَفَىٰ بِنَا حَاسِبِينَ ﴿الأنبياء: ٤٧﴾ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا ﴿الفرقان: ٣١﴾ وَكَفَىٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا ﴿الفرقان: ٥٨﴾ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿الأحزاب: ٣﴾ وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ ﴿الأحزاب: ٢٥﴾
باید به جایی برسیم که به هر چه خدا مقدر کرده، ذرهای «نه» نگوییم و جزع و فزع نکنیم بلکه راضی و تسلیم باشیم. چرا از مقدرات الهی میترسیم؟ چرا اگر اتفاقی بیفتد به هم میریزیم؟! ما تابع و محب و شیعهی امام حسین(ع) هستیم که میفرمودند: «الهي رضاً برضائک و تسليماً لأمرك». ایشان میخواهد به ما بگوید که شما هم اینگونه باشید. اگر آن معرفت و باور قلبی به مقدرات بود، نه تنها از مقدرات فرار نمیکرد بلکه استقبال هم میکرد.
انسان اگر یک لحظه پشت صحنهی این گرفتاریها را ببیند، گله و شکایت نخواهد کرد. انسان اگر به مقدرات الهی راضی باشد، اصل شادمانی آنجاست؛ چون این را خدا به ما داده: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ». حضرت زینب با این همه مصائب فرمودند که: «ما رأیت إلّا جمیلاً». لذا هرچه خداوند خلق و فطر و ابداع و جعل فرموده، عدل و قسط و حسن است و زیباست. و هرچه هم امر و حکم فرموده باز هم زیباست. و لذا او برای ما کفایت میکند. أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ؟!
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
قال امیرالمؤمنین علی(ع): بِرُّ الوالِدَینِ أکبَرُ فَریضَةٍ: بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.میزان الحکمة، ج ۱۰، ص ۷۰۹.
اشخاصی نظیر حاج قاسم سلیمانی، ازنظر مقام معنوی و از جهت مقام فرماندهی، پدران معنوی امت هستند. اینان اولیائی هستند که امت را از ظلمات به نور میبرند چرا که خودشان قبل از شهادتشان شهید شدهاند. و البته شهدا حیّ اند خاصّتاً شهید سلیمانی❤️.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
ونزوئلا ونیز کوچک نیست!
حمله آمریکا به ونزوئلا و ربودن رئیسجمهور آن، ارتجاع آمریکا به دوران استعمار کهن است. این یعنی استعمار نو و استعمار فرانو کفایت نکرده و ناچار شدهاند به استعمار کهن بازگردند. دکترین مونروئه-ترامپ یعنی همین! یعنی آمریکای لاتین حیات خلوت آمریکاست و هر نوع ستمی بخواهند میتوانند در آنجا جاری سازند. و البته ریشه تاریخی نام کشور ونزوئلا نیز جالب است.
ریشهٔ تاریخی نام ونزوئلا (Venezuela) به دوران نخستین برخورد اروپاییان با سواحل شمالی آمریکای جنوبی برمیگردد. در سال ۱۴۹۹ میلادی، دریانورد اسپانیایی آلونسو دِ اوخِدا (Alonso de Ojeda) به همراه آمریکو وسپوچی (Amerigo Vespucci) به این منطقه رسید. آنها در ساحل دریاچهٔ ماراکایبو با خانههای بومیان برخورد کردند که روی پایههای چوبی و بر فراز آب ساخته شده بودند. این منظره برای وسپوچی یادآور شهر ونیز (Venezia) در ایتالیا بود. لذا این سرزمین را Venezuela نامیدند که در زبان اسپانیایی به معنی «ونیز کوچک» یا «ونیزک» بوده و اشارهای تصویری به معماری بومیان منطقه داشته است.
این یعنی حتی نام این کشور مظلوم، ریشه در استعمار دارد. مردم مستضعف این منطقه چارهای ندارند جز اینکه خود را از این عناوین حقارتبار و استعمارزده خلاصی دهند و به سنت مبارزانی چون سیمون بولیوار بازگردند. اینکه استعمارگری به نام ترامپ در بامداد سیزدهم دی و دقیقاً در ششمین سالگرد شهادت سردار سلیمانی، به ملت مستضعف ونزوئلا حمله میکند نشان از پررویی و استکبار آن است و اینکه وقاحت وی تمامی ندارد. این درس عبرت است.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
دو مونرو
ایالات متحده، ازطریق دو «مونرو» در حوزه نظامی و در حوزه فرهنگی، مداخله و تجاوز میکند. مونروی اول، دکترین جیمز مونرو است که طبق این دکترین، آمریکای لاتین حیات خلوت آمریکاست و کشورهای اروپایی حق مداخله ندارند. لذا ایالات متحده میتواند سرزمینهای امریکای لاتین را تصرف کند.
دکترین مونرو (به انگلیسی: Monroe Doctorine) یک دکترین سیاسی آمریکایی بود که در ۲ دسامبر ۱۸۲۳ توسط جیمز مونرو رئیسجمهور وقت آمریکا اعلام شد. این دکترین مخالف استعمار یا دخالت قدرتهای اروپایی در کشورهای تازه استقلال یافتهٔ قاره آمریکا بود.
دومین مونرو مربوط به انقلاب جنسی مرلین مونرو است که از دهه ۱۹۷۰ به این سو، منجر به تعریف نسخه جدیدی از زن تراز شد؛ چیزی که از طریق آن، ایالات متحده به سرزمینهای قلب و ذهن مردم جهان تجاوز میکند. مونروی اول، مربوط به جنگ سخت است و مونروی دوم مربوط به جنگ نرم. این دو «مونرو» موتور پیشران ایالات متحده در تجاوزات زمینی و فکری بودهاند. لذا آمریکا یک دولت ذاتأ متجاوز است و هیچگاه از این خوی ذاتی خود دست نخواهد شست.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
متأسفانه پیروان مکتب شیکاگو درحال پیادهسازی نئولیبرالیسم هار اقتصادی ازطریق #دکترین_شوک در ایران هستند. این شوک که ازطریق یک #کودتای_ارزی رقم میخورد، زمینه را برای حاکمیت هرچه بیشتر ارزسالاران در اقتصاد فراهم میکند. مشاهده مستند و مطالعه کتاب دکترین شوک برای فهم این کودتای ارزی توصیه میشود.
https://x.com/i/status/2008277516570468627
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
اعتراضات دیماه ابتدا در حد اعتراض و نهایتاً آشوب بود و بسیار نحیفتر از شورش ۱۴۰۱ به شمار میرفت اما کودتای ارزی ناشی از آزادسازی نرخ ارز، گویا به مثابه هوایی است که در آتش فتنه دمیده شده. اساساً دونرخی بودن ارز یا تکنرخی بودن آن، دوگان غلطی بود که به سیستم اقتصادی ایران تحمیل شد. اقتصاد را باید از پایبست از دلار جدا کرد. افتراق و فرقان بین پول ملی و دلار، و هجرت از «وابستگی به دلار» به «دلارزدایی» راهکار اصلی اقتصاد بود که متاسفانه شنیده نشد. هزاران آتش از فتنه ۱۴۰۴ در دوزخ دامنگیر اقتصادخوانهایی میشود که دلارزدایی را به سخره گرفتند!
اما با وجود این شرایط، به دلایل متعدد، این اغتشاشات در شدیدترین صورت خود هم به نصف شورشهای ۱۴۰۱ نخواهد رسید و سریعاً تمام خواهد شد (بیچاره جوانانی که فریب لیدرهای خارجنشین را میخورند!)؛ از سوی دیگر طرح حمله به ایران در چنین شرایطی صرفاً یک بلوف کذب است که محقق نخواهد شد. اما پس هدف چیست؟ هدف از اولاً اغتشاشات و ثانیاً تهدید حمله و ثالثا کودتای ارزی، فقط یک چیز است: کشاندن ایران به میز مذاکره و تحمیل شرایط طرف غربی و تسلیم ایران! اینجاست که هوشیاری طرف ایرانی را میطلبد. و البته اگر در این مرحله هوشیاری از طرف ایرانی رخ ندهد و ایران تسلیم خواستههای غرب شود، طرح حمله نیز محتملتر خواهد شد.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
کودتای ارزی چیست؟
«کودتای ارزی»، فرایندی است که در آن بهجای تانک و ارتش، از نرخ ارز و شوک اقتصادی استفاده میشود. کودتای ارزی معمولاً چه ویژگیهایی دارد؟
🔹افزایش ناگهانی و غیرعادی نرخ ارز
🔹بدون پشتوانه اقتصادی روشن یا فراتر از عوامل طبیعی بازار
🔹ایجاد انتظارات روانی منفی
🔹شایعهسازی، جنگ رسانهای، بزرگنمایی بحران
🔹کاهش اعتماد عمومی به پول ملی
🔹هجوم مردم به خرید ارز، طلا یا خروج سرمایه
🔹سود بردن گروههای خاص
دلالان بزرگ، شبکههای رانتی یا بازیگران خارجی
🔹فشار سیاسی–اجتماعی
🔹افزایش تورم، نارضایتی عمومی، تضعیف دولت یا حاکمیت
چه عواملی ممکن است در کودتای ارزی نقش داشته باشند؟
🔹بازیگران خارجی (تحریم، فشار مالی، محدودیت دسترسی ارزی)
🔹شبکههای اقتصادی داخلی (رانت ارزی، سفتهبازی سازمانیافته)
🔹ضعف یا خطای سیاستگذاری (چند نرخی بودن ارز، تصمیمات ناگهانی)
کودتای ارزی وقتی موفق میشود که اقتصاد از قبل آسیبپذیر باشد. اگر آنچه تحت عنوان اقتصاد مقاومتی از ده سال پیش مطرح شد، اجرا میشد، کار به کودتای ارزی نمیکشید.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
ناموس ریال
سه نوع ناموس وجود دارد: وطن، عقیده، و زنان. غیرت درباره هرکدام مکمل دیگری است. سلبریتیهایی که درباره زنان خود و عقاید خود غیرت ندارند، درباره وطن نیز غیرت نخواهند داشت؛ و همین است دلیل وطنفروشی و فتنهانگیزی آنها در اغتشاشات؛ و بالعکس آنان که نسبت به زنان و عقاید خود غیرت دارند، وطندوستترینها هستند.
درباره ارز هم همینطور است. ارز هم مانند ارض (سرزمین) ناموس ماست. افزایشدهندگان نرخ ارز و دمندگان به این حباب، همان کسانیاند که در فتنه قبل نیز دنبال حیازدایی از نوع دیگر نوامیس (یعنی زنان) بودند. کسی که نسبت به کاهش ارزش پول ملی غیرت ندارد و دنبال فروش آن به ثمن بخس است، دقیقاً نسبت به زنان، عقاید و سرزمین خود نیز غیرت ندارد. چنین کسی در تعریف علمی، دیوث شناخته میشود چراکه دیاثت برعکس غیرت است و دیوث کسی است که بر ناموسش غیرت ندارد.
لذا ریال ناموس یک ایرانی مسلمان غیور است و تضعیف آن باید به رگ غیرت او بربخورد. انسان غیور ایرانی، از تضعیف ریال خشمگین است اما این موجب نمیشود ناموس وطن یا ناموس عقاید یا سایر نوامیس خود را به نامحرم (که در حریم خودی حرمت ندارد)، بفروشد. صیانت از حریم ریال وظیفه هر ایرانی است و این منوط به مقابله علمی و عملی با مهمترین دشمن ریال، یعنی علم سمّی اکونومی، است انشاءالله.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir
فساد فی الارز
فساد فی الارز هم مانند فساد فی الارض است و هیچ تفاوتی نمیکند. آیا اساتید و دانشجویان رشتههای حقوق، ایرادات و نواقص حقوقی و قانونی برای محاکمه مفسدین فی الارز را برطرف کردهاند تا مفسدین اقتصادی از محاکمه فرار نکنند؟! اساتید و دانشجویان حقوق کجایند؟! چرا مقالهای، رسالهای، همایشی یا اقدامی در راستای اصلاح قوانین و سازوکارهای حقوقی برای دفاع از حریم ریال رقم نمیخورد؟! نکند اشکال از خود این دانش است؟!
دانش حقوق که در ایران تدریس میشود ذاتأ غربی است و منشأ دینی و قرآنی کمتر در آن یافت میشود. لذا چهارچوب مفهومی این علم باید خانهتکانی شود به نحوی که آجرهای این ساختمان، مفاهیمی با منشأ وحیانی باشد نه هواهای نفسانی. راه اصلاح قوانین ارزی و محاکمه مفسدین اقتصادی، از مجرای اصلاح سازوکارهای حقوقی مربوطه میگذرد و این نیز منوط به اصلاح مفاهیم و تئوریهای این دانش است. انشاءالله که دانشجویان این علم، غیورمردانه با اصلاح این علم، قوانین مربوط به فساد فی الارز را هم اصلاح کنند.
✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی
@tasbit1444_ir