با پیروزیهای اخیر ترامپ و تشدید نژادپرستی جهان سالهای پر تنشی را خواهد داشت...
اوکراین در آغوش و به کام برادر بزرگتر روسیه خواهد رفت...
همین جمله ی ترامپ کافی است:
پوتین و زلینسکی را به یک اتاق خواهم برد و ...
کانال تحلیلی تسکین ملت
در آنجا که ستون پنجم صف ، تابع ستاد باشد ، زدن حاج قاسم و یارانش برای ددمنشان راحت است... موشهای خو
ابطال طلبان هم دنباله روی اسرائیل هستند که در #پسا_اسراییل نزد ارباب آمریکایی خواهند رفت...
با بمباران هوایی فرودگاهی در سوریه عملا خط هوایی ایران و سپاه قدس مسدود شده است، حتی در شرایط حاضر هم که فرودگاه دمشق باز شده بود ، پرواز ایرانی ممنوع است 😯
خب در این شرایط تسریع خطوط زمینی و ریلی مهم خواهند بود...
این مسیر بیش از بیست روز از مسیر دریایی که از دریای سرخ میگذرد کمتر است...
باید در وزارت راه یه تکونی به سبک چینی ها به صندلی ریاست داد...😁
هدایت شده از دوستان در ایتا
🔻شیوه اونایی که میگن رای ندید
🔹عمرو عاص به ابوموسی اشعری گفت: تورأی نده و من هم رأی نخواهم داد، تا با هم پیروز شویم! ابوموسی در انتخابات رای سفید داد ولی عمرو عاص به معاویه رای داد و پیروز انتخابات شد!
📌مواظب عمروعاص ها باشیم
قسمت اول
در مورد تنشهای میان ایران و پاکستان
۱- ریشهی ماجرا در منطقه عمومی بلوچستان است که یک سر در پاکستان دارد و سر دیگر در ایران. مشکل اسلامآباد با بلوچستان در این است که اساسا بلوچها خودشان را بعد از تقسیم شبه قاره در آگوست سال ۱۹۴۷ جزیی از پاکستان نمیدانستند و هیچ وقت تن به حاکمیت اسلام آباد ندادند حتی وقتی در مارس ۱۹۴۸ خان کلات قرارداد الحاق بلوچستان را به پاکستان شرقی امضا کرد. اما مشکل در سمت ایرانی بیشتر در دوگانهای مذهبی شکل گرفته است تا قومی؛ حاکمیت شیعی ایران در مواجهه با جمعیت بلوچ اهل سنت.
۲- ایران عقبه مدارس سنی دیوبندیه پاکستان را پوششی برای جریانات جدایی طلب بلوچ خودش میداند و پاکستان روابط تهران-دهلی را خطری بالقوه برای تقویت جداییطلبی بلوچ میانگارد. برای ایران نگرشهای بنیادگرایانه مذهبی مسالهساز مینماید و برای پاکستان رویکرد جداییطلبانه گروههای عمدتا سکولار بلوچ مسالهساز است. اما از بلوچهای سکولار گرفته تا بلوچهای سلفی همگی زمینهای را - عمدتا بدلیل محرومیت این منطقه - برای تمامی سرویسهای منطقهای (هند) و فرامنطقهای (آمریکا و اسرائیل) فراهم آوردهاند تا بلوچستان روی آرامی نبیند.
۳- پاکستان بشکل سنتی در اردوگاه غرب بوده و بعد از ۲۰۰۱ هم جزیی از منظومه جنگ علیه تروریسم آمریکا به شمار میآمد. بخشهایی از بدنه امنیتی پاکستان البته با گرایشات دینی-ملی که در دهه هشتاد میلادی (دوران ضیاءالحق) در نظام پاکستان رسوخ یافت، در زمین افغانستان برای مقابله با حضور آمریکاییها در منطقه اقدام کردند اما این جریان غالب نیست. جریان فکری غالب در اندیشه حاکمیت پاکستان "هویت آفرینی با دال مرکزی دیگری هندوستان" است. برای پاکستانیها هندوستان همان تصویر اسراییل برای بدنه نظام حاکم در ایران را دارد؛ مصداق اتم شرارت و وحشیگری و افراط دینی علیه مسلمانان و جلوگیری از قدرت یابی آنان. در این فضا ایران با باز کردن پای هندیها به چابهار بقدر کافی بهانه بدست طرف پاکستانی داده است. قرینش میشود کاری که باکو با باز کردن پای اسرائیلیها کنار مرزهای شمال غرب ایران انجام داده؛ ایران چه نگاهی به آذربایجان پیدا کرده؟ وضعیتی مشابه را میتوان برای پاکستان نسبت به ایران تصور کرد.
۴- پاکستان سیطره کاملی بر بلوچستان ندارد اما قدرت متمرکز نظامی اطلاعاتی بالایی دارد. سالها شانه به شانه هندوستان نیروی زرهی و هوایی و اتمیاش را توسعه داده. موشکهای شاهین پاکستان بردی بالغ بر ۲۵۰۰ کیلومتر دارند. اما این قدرت متمرکز نظامی تاکنون فقط توسط هند قدرتمند و حملات هوایی ایالات متحده به چالش کشیده شده بود. پرستیژ پاکستان در فضای جهان اسلام بعنوان قدرتمندترین ارتش اسلامی و تنها کشور اتمی اسلامی بوده. حملات علنی و رسمی ایران در روز سه شنبه این پرستیژ را شدیدا چالش کشید. حمله رسمی ایران به خاک پاکستان را شاید بتوان نخستین حمله یک کشور غیر اتمی به یک قدرت اتمی در تاریخ معاصر قلمداد کرد. اوضاع وقتی برای پاکستان بغرنجتر شد که وزیر امور خارجه هندوستان یک روز قبلش به تهران سفر کرده بود. میدان حمله هم بلوچستانی بوده که هند دستی باز در سمت ایرانیاش داشته. اینها همگی دست بدست هم داد و اسلامآباد را به این جمعبندی رساند که باید واکنشی درخور به حملات ایران بدهد.
۵- پاکستانیها از طرح مسالهی فلسطین که ایران سردمدار آن شده استقبال نمیکنند و مایلند همیشه کشمیر را کنار فلسطین ذکر کنند. روی کار آمدن مودی از حزب راستگرای بیجیپی و موج اقدامات اسلامستیزانه او دست پاکستانیها را برای وجاهت بخشی به هویت خویش در فضای بینالمللی پر ساخته. اما موضع پاکستان بر سر فلسطین همان طرح عربستان است: به رسمیت شناختن اسرائیل به شرط شکلگیری دولت فلسطین مبتنی بر مرزهای ۶۷. پاکستان هیچ وقت قائل به نابودی اسرائیل نبوده و نخواهد بود. اگر حساسیت عمومی مردم پاکستان نسبت به اسرائیل نمیبود حاکمیت هیچ ابایی برای عادی سازی روابط با اسرائیل هم نداشت و اگر عربستان قفل عادی سازی را بکشند آنها هم دنباله رو خواهند بود قطعا.
۶- پاکستان از ابتدای طوفان الاقصی خیلی تمایلی به تشدید واکنشهای عمومی نسبت به اسرائیل نداشت. شاید برای اینکه خیلی توقعی در جامعه پاکستان برای اقدامات حاکمیت ایجاد نشود. در تمام این سه ماهه هم پاکستان آهسته رفته و آمده تا سری را که درد نمیکند دستمال نبندد اما موج خبری تکاندهند ناظر به رویدادهای غزه چیزی نبود که مردم براحتی از کنارش عبور کنند.
🔻
🌸آمده دو نور
🎊 آمده دو جان
🌸دلبر ارباب
🎊 یوسف سلطان
🌸هم ولادت گل پیغمبر است
🎊هم ولادت علیّ اصغر است
🎊میلاد امام جواد(علیه السلام)
🌸و حضرت علی اصغر(علیه السلام) مبارک باد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♦️یکی از علل گردن درد
15.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️دکتر گلشنی استاد دانشگاه شریف:
به علوی وزیر اطلاعات روحانی گفتم معاون آموزشی دانشگاه جاسوس غرب است.
ولی .....
🇮🇷 کانال اساتید انقلابی و نخبگان علمی
@asatid_enghelabi ایتا و سروش
#دانشگاه
#نفوذ
#جاسوسی
🌍 واژه سیاسی:
لیبرالیسم(Liberalism):
لیبرالیسم یا آزادی خواهی ،مجموعه وسیعی از ایدهها،نگرشها وسیاست های مرتبط باحکومت هستند که هدف اصلی آن ها،حفظ آزادی فردی وحریم خصوصی شهروندان، در برابر سلطه یا تسلط حاکمیت یا هر فرد یا نهاد است.
✅اصول كلى لیبرالیسم شامل:
۱- آزادى بيان وعقايد:
فرآيند ظهور ليبراليسم در اروپا در عصر روشنگری آغاز شد. جنگ ها، فساد وكشت و كشتار مذهبى در آن دوران، يكى از زمينه هاى اوليه ايجاد اختیارات مشخص بر حكومت بود.
در نتيجه آزادى بيان و احترام به عقايد و انديشه هاى ديگران(پلورالیسم) مهمترين شرط يك حكومت ليبرالى شد.
۲- تفكيك قوا:
حكومت محدود و مشروط براى اولين بار توسط منتسكيو(1730میلادی) فيلسوف فرانسوى مطرح شد. به نظر او نهادهاى قانونگذارى، اجرايى و قضايى به منظور نظارت و كنترل يكديگر،مستقل باشند.
۳- جامعه مدنى :
آزادى شهروندان نيازمند جامعه اى با انجمن ها، گروه هاى سياسى، فكرى، مذهبى و علمى فراوان است. وجود چنين انجمن هايى باعث توزیع قدرت در جامعه مى گردد وجلو استبداد را می گیرد.
۴- نظارت و كنترل هميشگى مردم بر حكومت(امربمعروف ونهی ازمنکر مردم بر حکومت):
ليبراليسم حكومت راقابل لغزش تلقی می کند. «سياستمداران به طور بالقوه از كاربرد خودسرانه قدرت در جهت منافع خويش ابايى ندارند.»
لذا از طريق تاسيس نهادها(احزاب،رسانه ها و...)وموانع اجتماعى میتوان نظارت مستمر برآنها اعمال نمود.
۵- تمايز حوزه هاى عمومى و خصوصى:
ليبراليسم حريم شخصى هر فرد(اعتقادات،سبک زندگی و...)را محترم و مصون از دخالت قدرت سياسى مى داند.
۶- مقاومت در برابر قدرت:
ليبراليسم در آغازمقاومت در مقابل قدرت مطلقه و خودكامه بود. ماركى دوكندورسه (۱۷۹۴-۱۷۴۳) معتقد بود ليبراليسم تضعيف كننده هرگونه قدرت و اقتدار اعم از قدرت دولت، كليسا و سنّت است.
۷- حق مالكيت خصوصى:
مالكيت خصوصى يكى از مهمترين منابع استقلال، خودمختارى فرد و مقاومت وى در مقابل قدرت و حكومت است.
✔️منتسكيو معتقد است دادوستد روحيه تساهل و مدارا را تقويت مى كند،زيرا لازمه دادوستد رفتار غير شخصى است و نيازى به توجه به ويژگى هاى فكرى و مذهبى طرف مقابل نيست.به نظر او كردارها و عادات مربوط به مالكيت، عقد قرارداد و تجارت و حسابرسى... عاملى مساعد براى قانونمداری است.
🆔 زمينه هاى فكرى ليبراليسم:
قرون هفدهم و هجدهم در اروپا، عصر روشنفكرى ناميده مى شد. فيلسوفان و متفكران بزرگى در آن تاريخ مى زيستند كه شعارشان «جراُت دانستن داشته باش» بود و مى توان گفت كه مهمترين شعار ليبراليسم « روى آوردن به عقل»، از همين شعار سرچشمه مى گيرد.
👍"مفهوم دقيق ليبراليسم این است ما اهل تحلیل هستیم نه تقلید وتمکین"..
🔹سخن اصلى ليبراليسم درباب انسانشناسی اين است كه عقيده آدمى در انسانيت او دخالتى ندارد. همانگونه كه انسان مقدس نداريم،انسان غير مقدس (نجس) نيز وجود ندارد.ازنظرليبراليسم دايره انسانيت بسيار گسترده است و هيچ كس به خاطر هيچ عقيده اى از انسانيت بيرون رانده نمى شود و مرز انسانيت با عقيده يكى نيست.
👌زمينه هاى اقتصادى ليبراليسم:
لیبرالیسم بدلیل مالکیت خصوصی بردارایی ،انگیزه تولید وخلاقیت را بالا می برد.درطول ٢۰۰ سال گذشته کشورهای برخوردار از اقتصاد لیبرالیستی تولیدات صنعتی راچند برابر کرده وبا افزایش اشتغال فقر راکاهش دادند.
🙋چین، تایوان، مالزی و کره جنوبی درطی30 سال با انجام اصلاحات وگرایش به اقتصاد لیبرال، میلیون ها نفر ازشهروندان را از فقر نجات دادند.
🔸زمینه های اجتماعی لیبرالیسم:
حکومتها وظیفه دارند شهروندان را آموزش دهند و باسواد نمایند. بیمه های اجتماعی برای همگان، شهروندان امروزی باسواد،پرسشگر وعاقل تر از آنی هستندکه یکنفر دیکتاتور برآنها فرمانروایی کند.
🛠 تحول در ليبراليسم:
ليبراليسم در طول تاریخ تغييركرده واز اوایل قرن21 وارد فاز جدیدشده است مثل اصلاحات درنظام سلامت آمریکا،نفى تقديس از حکومت،غلبه حقوق بر تكليف، زير بار هيچ دستور غیرعقلانی نرفتن، انسان را جايز الخطا ديدن، حق را در معارضه آراء پيدا كردن، هيچ كس را واجد هيچ حقى از پيش تعیین شده يا ازطرف خدا يا تاريخ ندانستن، براى همه حقوق مساوى قائل شدن،همه از آموزه هاى ليبراليسم امروزی است.
✅لیبرالیسم درجهان امروز(لیبرالیسم نو):
امروزه تمام کشورهای جهان بجزکره شمالی بادرجات مختلف نظام لیرالیستی دارند.همه 40کشورپیشرفته جهان نظام سیاسی "لیبرال یا سوسیال دمکراسی" دارند.
لیبرالیسم نو برتقسیم قدرت تناسبی برای ممانعت ازدیکتاتوری اکثریت،نظام سلامت همگانی کارآمد،ریشه کنی فقر مطلق وکرامت انسانی تاکید دارد.
درایران نیزدراصول 27،3و44 قانون اساسی شاخص های لیبرالیسم دیده می شود.