🔴نفی خواطر
مراقبت از ادراکات حسی :
...♦️در احوالات ابوعلی سینا هست که ایشان گفتهاند: «در زندگی هرگز کتاب رمّان نخواندهام.»
♦️مرحوم استاد کریم محمود حقیقی در این زمینه میفرماید:
«ای عزیز! چاره جز این نیست که با تمرین، خواطر را از خاطر برانیم و برای این کار کمتر ببینیم و کمتر بگوییم و کمتر بشنویم و کمتر معاشرت کنیم، چون نوع خواطر درباره دیدهها و شنیدهها و گفتهها و معاشرت هاست.
تو آنگاه که ذهنت از هر خاطره خالی است متّصل به خدایی؛ اکنون اگر توجهی به او کنی، یاد همچون آبشاری بر قلبت جاری میشود و آن گاه است که این فرمایش رسول الله را دریابی «الصلاة معراج المومن».
آن جا که شمیم عطرآگین قرب وزید، از آن طرف جذبه و کشش است ودیگر، هیچ چیز از خواطر مزاحمت نتواند کرد.»
ایشان در جای دیگر مینویسد:
«گرفتاری مردم زمانه از پریشانی است و این پریشانی مربوط به پریشانی دل است و پریشانی دل مربوط به پریشانی دلبرها، دلبری زن، دلبری شوهر، دلبری فرزند، دلبری خانه، دلبری اتومبیل، دلبری پست و مقام و دلبری پول. نگویی که در میان دلبران اسم خدا را نیاوردی. این چه دلبری است که اگر در بیست و چهار ساعت هفده دقیقه آن سهم این دلبر شد، دلبران دیگر نگذارند تا تو با این محبوب ازلی سر وسرّی داشته باشی.»
♦️درکتاب در محضر استاد آمده است:
«یکی از درسهای بزرگی که از سالها حضور در محضر استاد علامه حسنزاده آملی گرفتیم سکوت و کم گویی ایشان بود، با آمدن حضرت استاد به محل درس هالهای از سکوت بر مجلس حکمفرما میشد و تا آغاز رسمی درس، این چند دقیقه، مجلس، مجلس سکوت بود.»
📕از کتاب #رهروان_تنها صفحه ۷۳۵
🔴بیداری در شب و سحرخیزی :
♦️غوغای زندگی روزانه از جهات مختلف، توجه انسان را به خود جلب میکند و فکر آدمی را به وادیهای گوناگون میکشاند، به طوری که حضور قلب کامل در آن بسیار مشکل است؛ اما در دل شب و به هنگام سحر و فرو نشستن غوغای زندگی مادی و آرامش روح و جسم انسان در پرتو مقداری خواب، حالت توجه و نشاط خاصی به انسان دست میدهد که بینظیر است.
♦️میعادگاه عاشق و وقت ملاقات با محبوب سحر است، در این هنگام خلایق در خواب و رهروان خاموش ولی صد جوش و خروش در درون دارند.
🌱هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
🌱در این محیط آرام و دور از هر گونه ریا و تظاهر و خودنمایی و توام با حضور قلب، حالت توجهی به انسان دست میدهد که فوق العاده روح پرور و تکامل آفرین است. به همین دلیل دوستان خدا همیشه از عبادتهای آخر شب، برای تصفیه روح و حیات قلب و تقویت اراده و تکمیل اخلاص نیرو گرفتهاند.
🌱شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند
🌱هر در که بود به شب در بندند
الا درِ دوست که به شب باز کنند
📕منبع: کتاب #رهروان_تنها صفحه ۵۶۲
دلنوشته یکی از دوستان همراه و هم مسیرمون
از وقتی در این مسیر قرار گرفتم و برنامه چله رو انجام میدم از پوششم گرفته تا باطنم خیلی تغییر کرده حب مال دنیا و خود دنیا در من کم شده صبرم بیشتر شده
نمیگم بزرگ ترین آرزوم بلکه همه آرزوم شده وصال نه بهشتی برا من مهم شده نه دنیایی
با اهل بیت دوست شدم و اونا شدن خانواده من
خواب هام تغییر کرده خوابهایی دیدم که تا حالا تو عمرم ندیده بودم کوچکترین گناهی انجام بدم تلخیشوحس میکنم و حال بد میگیرم از تهمت گرفته تا غیبت و دروغ و تا کنترل خشم و غرور.... در من کم شده گذشت و بخششم بیشتر شده وبه عشق خدا همه رو در لحظه میبخشم و قلبم صاف وآرام شده
انس با یاد خدا و قرآن و سحر خیزی من رو آدم دیگه کرده و اعتراف میکنم قبل این مسیر اصلا زندگی نمی کردم
هدایت شده از 🔹کانال علامه حسن زاده آملی(ره)🔹
علامه حسن زاده آمليعلامه حسن زاده 604(5).mp3
زمان:
حجم:
3.9M
🔺بشنوید | کوتاه | جلسه شصتم-
قسمت پنجم
(آثار قرب الهی بر سالکان کوی دوست .)
👈برشی از #مصباح_الانس علامه حسن زاده رحمت الله علیه
┄┅═══❉☀❉═══┅┄
کانال علامه حسن زاده آملی ره👇
https://eitaa.com/joinchat/2535522313Ceab2c3dee7
دلنوشته یکی از دوستان همراه
با عرض سلام به دوستان کانال تزکیه نفس
تجربه من از آثار نمازشب و انس با قرآن
از وقتی که وارد مسیرخدا شدم و شروع کردم به انجام چله این مسیر و چله ها زندگی منو متحول کرده واقعا خیلی تغییر کردم به لطف خدا دوری از گناهان آرامش صبر بخشیدن کسانی که بهم بدی کردن بخاطر خدا ازشون گذشتم و....... اینقدر تاثیرات مثبتشو حس کردم نمازشب آرامشی که داره غیر قابل توصیف خدارو هزاران مرتبه شکر که به بنده ای حقیر توفیق داد و نمازشب رو روزیم کرد واقعا این یک مقام ساده نیست به اندازی نفسام خداروشکر کنم بازم نمیتونم حق خدارو بجابیارم
و
خداروشکر میکنم بابت چنین استادی که خدا سر راهم قرارداد از استاد آقای زارع تشکرمیکنم که در این مسیر منو همراهی و کمک کردن و بسیار تلاش کردن تا من به این مرحله برسم هرچی از خدا میخان بهشون عطاکنه ان شاالله
التماس دعا به امید روزی که برسیم به وصال ان شاالله
🔴مراقبه
❇️عبور از ذهن :
♦️...بنابراین وقتی نور وارد شود به دلیل حضور نور، «نبودن» ناپدید میشود؛ و چنین است ذهن. ذهن یعنی نبود مراقبه. همین که انسان وارد مراقبه میشود، با نور مراقبه و آگاهی، ذهن چون تاریکی ناپدید میشود و در آن لحظه در مییابد که در دنیایی خیالی و غیر واقعی به سر میبرده است. ذهن همان دنیای خیالی است که ما در آن زندگی میکنیم.
♦️باید با صبر و حوصله تمام، افکار را تجزیه و تحلیل و آنالیز کرد و علت آن را جستجو کرد، با آمدن نورِ مراقبه، افکار و ذهن محو میشوند. آگاهی نور است از طریق مراقبه و کسب معرفت، آگاهیهای خود را باید گسترس داد، با آمدن آگاهیها، جایی برای ظلمت و افکار نیست.
♦️سرانجام هستیم ولی بدون ذهن، ما هستیم ولی بدون منِ خیالی، وجود خیالی ما محو میشود، چون در برابر هست مطلق خود را میبیند و فانی در او میشود.
🌱هم کردم از این هستی موهوم گذر
هم یافتم از حقیقت خویش خبر
🌱هم بودم و هم نبودم این نادره تر
هم هستم و هم نیستم این طرفه نگر
📕منبع: کتاب #رهروان_تنها صفحه ۵۱۹
برنامه چله نشینی و رشد و تعالی پیوسته نفس
شاید بتوان گفت تعالی و رشد نفس ناطقه آدمی بزرگترین رسالت در دنیاست.
تربیت نفس رو باید به مرور زمان و با یک برنامه مدون و هدف مند انجام داد.
چله نشینی های پراکنده و یا انجام دستورات در ماه های خاص سال مثل رمضان یا محرم خوب هستند ولی به حد کافی نمی تونند رشد مستمر و همیشگی رو به همراه داشته باشند.
از این رو طبق تجربه ثابت شده که آدمی هم هم چون درخت نیاز مستمر به آب و نور و مراقبت دارد تا همواره رشد کنه و میوه پر باری داشته باشد.
برنامه های چهل روزه مستمر می تونه کمک شایانی به این رشد و تعالی بکنه و مقدمات رو برای انسان فراهم بیاورد.
برنامه های بر پایه
نمازهای واجب
قرائت قرآن روزانه و تفکر در آیات
اذکار
ادعیه ها
و مراقبه
هستند.
از کلیه دوستان علاقمند به انجام این برنامه های چهل روزه تقاضا میشه اعلام آمادگی بفرمایند تا خدمت شون این برنامه ها ارسال شود.
💥 " تحت پوششِ اسمِ غفار "💥
☘وقتی خداوندِ غفار ، هر گناهی که کردهای میبخشد و هر چه را که دوست داری از تو بپوشانَد ، میپوشاند ، خب تو هم یاد بگیر و همین کار را نسبت به دیگران بکن.
✨تو هم ببخش و عیب پوش باش.
اگر چنین کنی ، تو تحت پوشش اسم غفار قرار گرفتهای.✨
درخت بي مرگي
دانايي به رمز داستاني ميگفت: در هندوستان درختي است كه هر كس از ميوهاش بخورد پير نمي شود و نميميرد. پادشاه اين سخن را شنيد و عاشق آن ميوه شد, يكي از كاردانان دربار را به هندوستان فرستاد تا آن ميوه را پيدا كند و بياورد. آن فرستاده سالها در هند جستجو كرد. شهر و جزيرهاي نماند كه نرود. از مردم نشانيِ آن درخت را ميپرسيد, مسخرهاش ميكردند. ميگفتند: ديوانه است. او را بازي ميگرفتند بعضي ميگفتند: تو آدم دانايي هستي در اين جست و جو رازي پنهان است. به او نشاني غلط ميدادند. از هر كسي چيزي ميشنيد. شاه براي او مال و پول ميفرستاد و او سالها جست و جو كرد. پس از سختيهاي بسيار, نااميد به ايران برگشت, در راه ميگريست و نااميد ميرفت, تا در شهري به شيخ دانايي رسيد. پيش شيخ رفت و گريه كرد و كمك خواست. شيخ پرسيد: دنبال چه ميگردي؟ چرا نااميد شدهاي؟
فرستادة شاه گفت: شاهنشاه مرا انتخاب كرد تا درخت كميابي را پيدا كنم كه ميوة آن آب حيات است و جاودانگي ميبخشد. سالها جُستم و نيافتم. جز تمسخر و طنز مردم چيزي حاصل نشد. شيخ خنديد و گفت: اي مرد پاك دل! آن درخت, درخت علم است در دل انسان. درخت بلند و عجيب و گستردة دانش, آب حيات و جاودانگي است. تو اشتباه رفتهاي، زيرا به دنبال صورت هستي نه معني, آن معناي بزرگ (علم) نامهاي بسيار دارد. گاه نامش درخت است و گاه آفتاب, گاه دريا و گاه ابر, علم صدها هزار آثار و نشان دارد. كمترين اثر آن عمر جاوادنه است.
علم و معرفت يك چيز است. يك فرد است. با نامها و نشانههاي بسيار. مانند پدرِ تو, كه نامهاي زياد دارد: براي تو پدر است, براي پدرش, پسر است, براي يكي دشمن است, براي يكي دوست است, صدها, اثر و نام دارد ولي يك شخص است. هر كه به نام و اثر نظر داشته باشد, مثل تو نااميد ميماند, و هميشه در جدايي و پراكندگي خاطر و تفرقه است. تو نام درخت را گرفتهاي نه راز درخت را. نام را رها كن به كيفيت و معني و صفات بنگر, تا به ذات حقيقت برسي, همة اختلافها و نزاعها از نام آغاز ميشود. در درياي معني آرامش و اتحاد است.
خواندن نامة عاشقانه در نزد معشوق
معشوقي، عاشق خود را به خانه دعوت كرد و كنار خود نشاند. عاشق بلافاصله تعداد زيادي نامه كه قبلاً در زمان دوري و جدايي براي يارش نوشته بود، از جيب خود بيرون آورد و شروع به خواندن كرد. نامهها پر از آه و ناله و سوز و گداز بود، خلاصه آنقدر خواند تا حوصلة معشوق را سر برد. معشوق با نگاهي پر از تمسخر و تحقير به او گفت: اين نامهها را براي چه كسي نوشتهاي؟ عاشق گفت: براي تو اي نازنين! معشوق گفت: من كه كنار تو نشستهام و آمادهام تو ميتواني از كنار من لذت ببري. اين كار تو در اين لحظه فقط تباه كردن عمر و از دست دادن وقت است.
عاشق جواب داد: بله، ميدانم من الآن در كنار تو نشستهام اما نميدانم چرا آن لذتي كه از ياد تو در دوري و جدايي احساس ميكردم اكنون كه در كنار تو هستم چنان احساسي ندارم؟ معشوق ميگويد: علتش اين است كه تو، عاشق حالات خودت هستي نه عاشق من. براي تو من مثل خانة معشوق هستم نه خود معشوق. تو بستة حال هستي. و ازين رو تعادل نداري. مرد حق بيرون از حال و زمان مينشيند. او امير حالها ست و تو اسير حالهاي خودي. برو و عشق مردان حق را بياموز و گرنه اسير و بندة حالات گوناگون خواهي بود. به زيبايي و زشتي خود نگاه مكن بلكه به عشق و معشوق خود نگاه كن. در ضعف و قدرت خود نگاه مكن، به همت والاي خود نگاه كن و در هر حالي به جستجو و طلب مشغول باش
وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنَا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَي ألْسِنَتِنَا وَ إِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ وَ تَنْزِيهِكَ وَ تَسْبِيحِكَ
از بزرگ ترين نعمتها بر ما جاري شدن ذكر تو بر زبان ماست، و اجازه ات به ماست كه تو را بخوانيم و تنزيه و تسبيح گوييم،