خدافظیی!
منو باش فکر می کردم اوضاعِ بهخوان خرابه، نگو جهنمِ واقعی ویراستی ـه.
ویراستی رو حذف کرده بودم چون خیلی جهنم بود
الان ملتِ ایتا هم ریختن اونجا
به سرم زده روم بزارم داستان بخونم
خدافظیی!
یکی داستان کوتاه خوند یکی هنگدرام زد الان یکی داره شعر میخونه
رومِ عرفانه تو ویراستیه و من داستان خوندم <:
(شانسِ منن، عددی که گفتن برای انتخاب داستان- یه داستان کلیشه ای بود، وگرنه احساس کردم محتوایِ کتابه خیلی جالب تر تر باشه)