همینه که نیست
شیطونه میگه اون آذوقه یه تیکه شکلات تخته ای که یه گوشه ی یخچال قایم کردم هم بخورم.
هروقت یادم میفته وجود داره خوشحال میشم و یه احساس اطمینانی بهم دست میده، شاید نرم سمتش، ولی همین که فعلا وجود داره کافیه.
همینه که نیست
هروقت یادم میفته وجود داره خوشحال میشم و یه احساس اطمینانی بهم دست میده، شاید نرم سمتش، ولی همین که
من وقتی داداش:
(فرقش اینه که میرم سمتش)
بعد که یکی جلویِ من سعی میکنه خودشو به رفیقم بچسبونه ولی اصلا نسبت به این موضوع آگاه نیست که من و رفیقم چه نسبت و چه میزان نزدیکی ـی داریم؛ خیلی جلویِ خودمو میگیرم که مثلا یهو به طرز کاملا هدف داری از این موضوع آگاهش نکنم.
هدایت شده از گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
میخواید کسی رو بشناسید ببینید پشت تلفن با پدر و مادرش با چه ادبیاتی صحبت میکنه.