eitaa logo
معلم توانمند
5.4هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
704 ویدیو
479 فایل
توانمندسازی معلمان و اجتماعات یادگیری با نظارت اداره تکنولوژی و گروه های آموزشی ابتدایی استان قم🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
⌛ فقط ۵روز فرصت دارید تا بخشی از تحول بزرگ آموزش باشید! 🚀جشنواره اصلاح روش‌های آموزش و تحول در محیط‌های یادگیری و هرپایه یک مهارت در حال اتمام است. اگر هنوز ایده‌ی خود را ثبت نکردید، همین حالا دست به کار شوید. ╭────┅❖🇮🇷🏫🇮🇷❖┅────╮ اداره کل آموزش و پرورش استان قم معاونت آموزش ابتدایی اداره تکنولوژی،گروه‌های آموزشی و بررسی محتوا 📮 ایتا: https://eitaa.com/technoqom ╰────┅❖🇮🇷🏫🇮🇷❖┅────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷مأموریت ماکان🇮🇷 ♦️اولین مسابقه قصه نویسی محیط زیستی ♦️ راهنمای جوایز و برنده ها ...
«مأموریت ماکان» ♦️«مسابقه قصه نویسی دانش آموزان پایه اول تا ششم»♦️ دانش آموز عزیز برای شرکت در مسابقه فقط تا ۳۱ خرداد فرصت داری تا ادامه این داستان را بنویسی و در پورتال محیط یار به آدرس https://mohityar.doe.ir بارگذاری کنی!⬇️ یک روز بهاری، پنج دانش آموز دبستانی در راه بازگشت از مدرسه همراه شدند. مهدیس و برادرکوچکترش آریا، رضا و خواهر کوچک ترش زهرا و همسایه شان بنیامین. این دانش آموزان عضو محیط یار مدرسه هم بودند. مهدیس همیشه حواسش به آب بود. وقتی میدید آبی بیهوده هدر میرود، فوراً جلویش را میگرفت. زهرا عاشق درختها و گلها بود و هر جا نهالی میدید، با مهربانی از آن مراقبت میکرد. رضا اگر زبالهای روی زمین میدید، آن را برمی داشت تا طبیعت تمیز بماند. آریا با حیوانات مهربان بود و دوست داشت پرنده ها و جانوران در طبیعت در آرامش زندگی کنند. و بنیامین نگهبان انرژی بود؛ هر وقت چراغی بی دلیل روشن می ماند، آن را خاموش می کرد و می گفت: «انرژی هم باید برای آینده حفظ شود. » آن روز، پنج محیطیار کوچک میان علفهای سبز و صدای پرنده ها قدم می زدند. ناگهان آریا که کمی جلوتر رفته بود، صدا زد: «بچه ها! بیاید اینجا! » همه دویدند. میان علف های بلند، یک کوله پشتی مدرسه افتاده بود. کوله پشتی آبی رنگی که روی آن یک برگ سبز و یک قطره آب نقاشی شده بود. زهرا گفت: «نباید به آن دست بزنیم ممکن است خطرناک باشد. » او از بزرگترها شنیده بود که دشمنان در جنگ بمب های کوچک را در طبیعت رها کرده اند. رضا گفت: «این کوله پشتی ماکان است. من آن را می شناسم. او همسایه و دوست من بود. » سپس آرام زیپ آن را باز کرد. داخل کوله پشتی چیزهای عجیبی بود: چند بذر کوچک درخت، یک بطری آب فلزی، و یک دفترچه یادداشت. زهرا دفترچه را باز کرد. روی صفحه اول نوشته شده بود: «مامورت های ماکان» در صفحه بعدی چنین نوشته بود: من دوست دارم از محیط زیست ایرانمان مراقبت کنم. » برای همین یک نقشه کشیده ام تا کمک کنم: آب هدر نرود، درخت ها بیشتر شوند، زمین تمیز بماند، حیوانات در امان باشند و انرژی بیهوده مصرف نشود...
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃نحوه ثبت آثار و شرکت در مسابقه قصه‌نویسی «مأموریت ماکان» 🔸«ماموریت ماکان» نخستین مسابقه قصه نویسی دانش آموزان محیط یار پایه اول تا ششم ابتدایی در حوزه محیط زیست است که با تلاش سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت آموزش و پرورش  برگزار می‌شود. 🔸دانش آموزان ابتدایی تا ۳۱ خرداد ماه سال جاری فرصت دارند تا آثار خود را از طریق تارنمای mohityar.doe.ir ارسال نمایند. 💢 توجه: تمامی اخبار و اطلاعات مرتبط به این مسابقه ملی، از طریق کانال رسمی اداره کل حفاظت محیط زیست استان قم به آدرس https://eitaa.com/QOMDOE اطلاع‌رسانی خواهد شد.
⌛ فقط ۴ روز فرصت دارید تا بخشی از تحول بزرگ آموزش باشید! 🚀جشنواره اصلاح روش‌های آموزش و تحول در محیط‌های یادگیری و هرپایه یک مهارت در حال اتمام است. اگر هنوز ایده‌ی خود را ثبت نکردید، همین حالا دست به کار شوید. ╭────┅❖🇮🇷🏫🇮🇷❖┅────╮ اداره کل آموزش و پرورش استان قم معاونت آموزش ابتدایی اداره تکنولوژی،گروه‌های آموزشی و بررسی محتوا 📮 ایتا: https://eitaa.com/technoqom ╰────┅❖🇮🇷🏫🇮🇷❖┅────