eitaa logo
تله‌تکست
139 دنبال‌کننده
4 عکس
8 ویدیو
0 فایل
📌جوانی ظاهرالصلاح از اهالی #جبهه_فرهنگی_انقلاب قال صادق "علیه‌السلام" اَلْقَلْبُ يَتَّكِلُ عَلَى اَلْكِتَابَةِ دل به نوشتن آرام می‌گیرد... من الحقیر الی رفقای فرهنگی
مشاهده در ایتا
دانلود
چشمم خورد به تاریخ تولد و شهادت امروز سالگرد شهید بود... شهید بهمن حسن زاده ۲۹ساله بود که با دو فرزند شهید شد از حاج خانم که بهم گفته بود همسر شهید هست خواستم خاطراتی تعریف کنه از لحظه‌ای که شروع کرد تا وقتی از پیشش رفتیم اشک می‌ریخت هر چند لحظه یکبار با گوشه چادرش اشکارو خشک می‌کرد اما فایده نداشت... شهید حسن زاده که از کارمندهای اداره بندر خرمشهر بود در همون روزهای اول جنگ ترکش میخوره و بدلیل شرایط جنگی منطقه، همسر و دوتا فرزند ۹ماهه و ۴ساله‌ش رو به یکی از روستاها منتقل می‌کنه تا در امنیت باشن و دیگ ازش خبری نمیشه... حاج خانم بعد از یک هفته به همراه بچه‌هاش و بی خبر از همسرش ناچار میشن برن بوشهر که شهر پدری‌شون بوده تا سال‌ها خبری نداشتن از همسرشون اوایل گمان می‌کردن که اسیر شده باشه و بعدش که بواسطه تعدادی از همرزمان شهید متوجه شهادت ایشون میشن، باور نمی‌کنن آخه بهشون گفته شده که بدلیل بمباران اثری از پیکر باقی نمونده جز قطعه‌ای از پا. و حاج خانم بعد مدت‌ها دلتنگی پنج سال پیش خبردار میشه دقیقا توی همون روزهایی که مجبور به ترک خرمشهر شده، همسرش مظلومانه بعد از محاصره شهید و در گلزار غریب آبادان دفن شده... حاج خانم حالا سالی یکبار مهمان آبادانِ روز شهادت همسرش میاد و چند ساعته بعد هم برمیگرده بوشهر پارت دو
مهدی می‌گفت رزق من بود که همچین سوژه‌ای نصیبمون بشه قدر رفیقاتونو بدونید مخصوصا اونایی که پایه‌ی روضه و گلزار و خدمت هستن و کنارشون هرکاری میشه کرد جز راستی تاریخ شهادت اکثر شهدای گلزار غریب مهرماهه... فاتحه یادمون نره🌱
راه چار‌ه‌؛ اشك‌ برای ِحسین‌ است. @tele_text
گاهی اوقات بعضی دیالوگ‌های معمولی میشه علاج زندگی! کاش بشه مسیری بسازیم که توش دیده شدن نتیجه باشه نه صرفا واکنش به کمبودها... @tele_text
عجب جمله‌ای... "‌ آنان که فقط می‌خوانند و می‌دانند، فرقی عظیم دارند با آنان که رفته‌اند، دیده‌اند و چشیده‌اند". @tele_text
روایتی از جلسه اندیشه ورزان فرهنگی! حقیقتا علاقه‌ای به این ژانر از روایت نویسی ندارم. هم از باب کثرت و هم از باب وقت... جلسه امروز ابعاد خوبی داشت. هرچند نمی‌دونم چرا گاهی دعوت‌هارو میپذیرم! تعداد آدم‌های ادایی جلسه خیلی کم بود. پس بسی خوشحال و خندان جلسه شروع شد... یواشکی به لیست مدعوین جلسات بعدی یکی از رفقارو اضافه کردم. نیت خیر دارم ولی قطعا زنگ میزنه و کلی ناسزا میگه اگه منتظرید نکاتی از جلسه بگم، بشدت در اشتباه هستید افاضات اعزه به نوبت استماع شد گاهی خیلی دور گاهی کمی نزدیک... اما بعد جلسه یادم آمد روزگاری استاد ما فرمود برای فهم و ثبات اندیشه ورزی با ۳قشر مخاطب مواجهیم و این یعنی حتی شئون اندیشه ورزی نیز متفاوت است. پ‌ن: نبود نظام ذهنی منسجم+ عدم تمرکز= هدف گذاری غلط @tele_text
یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست زنگ بعد حساب داریم... شهید همت @tele_text
امشب بهانه خوبی دارم برای نوشتن. اسمشو گذاشتیم آئین امانت سپاری کاش سنت خوبی بشه برای دلگرمی زحمت‌کشای عرصه فرهنگ بگذریم... تله‌تکست خیلی رفیق خوبیه واسم خوب یادشه پس از فوت احمدآقا کلی حرف داشتم ولی نزدم. حالا اما با رفتن آقاصادق بیشتر از قبل خلا جریان سازی رو از زبان رفقا می‌شنویم امیدم به این جریان باوجود همه‌ی دگم بودن مسیر، زیاده کمی همت با چاشنی اراده لازم داریم خدا قطعا برکت میده. و ما خدارو داریم در آنچه گذشت آنچه هست و آنچه خواهد آمد پ‌ن: دم همگی بابت امشب گرم پرچم بالاست @tele_text
اصلا چه کاریه ماشینی که استارتش سالمه رو هُل بدیم... برای خودم. در اوایل دغدغه‌ای نو! @tele_text
چند روزی‌ست نظریه اتحاد امامت و امارت برایم حل مسئله می‌کند. می‌سازد ولی انباشت نمی‌شود... بهانه‌اش هم که رفقا خلق کرده‌اند؛ هم افزا کتاب‌ها و یادداشت‌هایم برایش به‌خط شده و دوباره کلی آدمیزاد را زحمت داده‌ام که بیاید از فن‌آوری حرف بزنیم! دلا زین تنگ زندان‌ها رهی داری به میدان‌ها مگر خفته‌ست پای تو تو پنداری نداری پا @tele_text
انسان، مسئولیت ماست. "سید حسن نصرالله" @tele_text
راز آرامش و آسایشم این بود که من دل سپردم به کم خود، نه به بسیار کسی @tele_text