خستهام مثل همان دختر اصلاحطلب
که شده عاشق فرماندهٔ گردان بسیج
"تِلـــــمــﺎ⊹𝓽𝓮𝓵𝓶𝓪"
گفته بودی که ، نفس شعر مرا میفهمی '
این همه بوسه زدم ، لای غزل فهمیدی ؟ .
"تِلـــــمــﺎ⊹𝓽𝓮𝓵𝓶𝓪"
یك دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر ؛
جز همان دم که دلم بود و دلت بود و دلت .
"تِلـــــمــﺎ⊹𝓽𝓮𝓵𝓶𝓪"
دل به دریا زدم از عشق برایش گفتم؛
گفت عاشق شده ام ، حال تورا میفهمم ..
"تِلـــــمــﺎ⊹𝓽𝓮𝓵𝓶𝓪"
هدایت شده از فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
فوروآرد کن ودر [ بسمربالعِشق ]
[ قطارِ۱۲۸ ] [ خادمخاکی ] [ مُحِبِعلیاکبر ]
[ رِهاف ] [ فاطیمآه ] [ رفاقتتاشهادت ]
عضوباشین ازتونن حمایتمیشه 🧸🤎 .