eitaa logo
استادفوآدبه‌رنگ‌آبی
415 دنبال‌کننده
79 عکس
3 ویدیو
1 فایل
If I were dead, She might be crying. But, If she cried, I would surely die.. TALK: https://daigo.ir/secret/61378617504 محافظ: https://eitaa.com/foadzps
مشاهده در ایتا
دانلود
عزیزم بیا به دیدارم در حد یه سیگار با من گفتگو کن شاید فردا زیر خاک باشم
برای او نوشت: «من از مرگ به‌خاطر خودم نمی‌ترسم، به‌خاطر تو می‌ترسم که بعد از من کسی مراقبت نیست.»
غمگینم مثل کودکی که همه خمیر بازی هاش قاطی کرده و الان خمیر بازیش تبدیل به یه تیکه گوه شده
هدایت شده از نژند
رفیقاتون مغز و احساساتِ شما نیستن..
عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل می‌کنم⁣ همانند دانش‌آموزی که تکالیف مدرسه‌اش را به دفتر جدیدش منتقل می‌کند⁣ صدایت، ⁣ عطرت،⁣ نامه‌هایت،⁣ شماره تلفنت⁣ و صندوق نامه‌هایت را منتقل می‌کنم⁣ و آویزانشان می‌کنم در گنجینه‌ی سال نو⁣ و اقامت همیشگی‌ات در قلبم را برایت صادر می‌کنم⁣ ⁣ دوستت دارم...⁣ و هرگز تو را در برگه‌ی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد⁣ تو را بر شانه‌هایم حمل می‌کنم⁣ و می‌گردانمت میان فصل‌ها ⁣ در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی⁣ بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود⁣ در پاییز، تنها بارانی‌ام را به تو خواهم داد که خیس نشوی⁣ در بهار تو را بر سبزه‌های تازه روییده رها می‌کنم تا به خواب فرو روی⁣ و با ملخ‌ها و گنجشکان صبحانه بخوری⁣ و در تابستان⁣ برایت تور کوچکی خواهم خرید⁣ تا صدف‌ها و مرغان دریایی⁣ و ماهی‌های گمنام را صید کنی⁣ ⁣ دوستت دارم...⁣ و نمی‌خواهم تو را به حافظه‌ی کارهای گذشته،⁣ و نه به حافظه‌ی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم⁣ تو آخرین قطاری که شبانه‌روز⁣ روی رگ‌های دستانم در حال سفر است⁣ تو آخرین قطار منی⁣ و من آخرین ایستگاه تو⁣ ⁣ دوستت دارم⁣ و دوست دارم تو را به عصر خود⁣ و آداب و رسوم خود وصل کنم⁣ و تو را همچون ستاره‌ای⁣ در مدار خود بگذارم⁣ می‌خواهم همچون واژه⁣ و مساحت کاغذ شوی⁣ که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند⁣ می‌خواهم همچون دهانم شوی⁣ که اگر لب به سخن گشودم⁣ مردم در صدایم، تو را⁣ در حال تن‌شویی ببینند⁣ می‌خواهم شبیه دستم شوی⁣ که اگر آن را روی میز گذاشتم⁣ مردم تو را در آن خواب بیابند⁣ چونان پروانه‌ای در دستان پسرکی⁣ من به آداب تبریک گفتن‌ها ناآشنایم⁣ من عشق را، و تو را آشنایم⁣ که بر پوستم در حال گشت و گذار است،⁣ و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی⁣ اما من خیابان‌ها و پیاده‌روهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید و به جست‌و‌جوی تو مشغول می‌شوم⁣ ⁣ دوستت دارم...⁣ آری دوستت دارم ⁣ و این تنها کاری‌ست که به آن آشنایم⁣ و به این، دوستان و دشمنان حسد می‌ورزند⁣ پیش از تو⁣ آفتاب،⁣ کوه‌ها،⁣ جنگل‌ها،⁣ لغت،⁣ و گنجشکان در خواب بودند⁣ پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی⁣ و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی⁣ و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...⁣
با تشکر از یکی از ممبرا که این متن با صدای قشنگشون خوند
واقعا عالی بود