eitaa logo
فوآدبه‌رنگ‌ِآبی
468 دنبال‌کننده
85 عکس
3 ویدیو
1 فایل
If I were dead, She might be crying. But, If she cried, I would surely die.. TALK: https://daigo.ir/secret/61378617504 محافظ: https://eitaa.com/foadzps
مشاهده در ایتا
دانلود
من عشق را محبوبم، در چيزهاى زيادى مى ديدم. براى من، در هر سلام ، در هرصبحت به شادمانى ودر هر شبت به آرامشى كه مى گفتم عشقى نهفته بود. در هر ديدار، عاشقانه بسويت مى شتافتم، عاشقانه شعر مى سرودم، عاشقانه سازم رامى نواختم، عاشقانه هر اتفاقى را در اطرافمان به فال نيك مى گرفتم. آفتاب برايم نشانه بود، برف نشانه بود، گل دادن گلدان پشت پنجره ام نشانه بود، پرواز يك پرنده، صداى رودخانه نزديك خانه مان، صداى قطار شب, صداى خنده هاى تو، صداى سكوت بين ما، صداى حرفهايى كه به هم نمى زديم، نشانه بود. شب هاى زيادى در روياى آغوشت بيدار ماندم و شب هاى بسيارى در آغوشت قشنگ ترين روياها را خواب ديدم. هر بار دستم را گرفتى، عشق شانه هايم را لرزاند، هر بار صدايم زدى، عشق قلبم را به گرمى پذيرفت و با هر بوسه، اشك پشت پلكهايم دويد. آيا زندگی كردن در تمام اين لحظه ها نامى جزعشق مى توانست داشته باشد؟
زمانی دنبالی چیزی میگشتم که فکر میکردم وجود داشت چیزی به اسم دوست داشتند ولی هیچی جای دنیا دوست داشتند و عشق حقیقی نیست و اصلا همچنین چیزی وجود نداره و برای همین به دنبال حقیقت رفتم اول اش خیلی درناک ولی بعد لذتی همراه درد بوده ولی زیبا بوده؛
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو برای من مثل یک گل لاله‌ای؛ زیبا، لطیف و در عین حال پر از وقار. مثل لاله که با سادگیِ باشکوهش دل را می‌برد، تو هم با حضورت قلبم را آرام می‌کنی. رنگ حضورت در زندگی‌ام شبیه لاله‌ای‌ست که وسط بهار شکوفه می‌دهد؛ گرم، زنده و امیدبخش. دوست‌داشتنت شبیه نگاه کردن به یک لاله زیر نور آفتاب است، آرام، عمیق، و پر از احساسی که هر روز تازه‌تر می‌شود.
بعضی وقتا آدم خسته نیست… فقط ته دلش یه جای خیلی کوچیک هست که آروم آروم درد می‌کنه، بی‌صدا، بی‌هیچ دلیلی که بشه توضیحش داد. از بیرون می‌خندی، حرف می‌زنی، حتی شوخی می‌کنی… ولی شب که میشه، وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شن و سکوت میاد می‌شینه کنارت، یه‌دفعه می‌فهمی چقدر دلت شلوغه. دلت برای چیزایی تنگ میشه که حتی اتفاق هم نیفتادن. برای آدم‌هایی که شاید هیچ‌وقت نفهمیدن چقدر برات مهم بودن. برای خودِ قدیمیت… اون نسخه‌ای از خودت که ساده‌تر می‌خندید و زودتر خوشحال می‌شد. سخته، نه؟ اینکه همیشه قوی باشی. اینکه همیشه بگی «من خوبم» در حالی که یه جای وجودت فقط می‌خواد یکی آروم بگه: «می‌فهممت… لازم نیست همیشه قوی باشی.» و دردناک‌ترین بخشش اینه که گاهی بیشتر از اینکه دلتنگِ یه آدم باشی، دلتنگِ حسی میشی که کنارش داشتی. حسی از آرامش، امنیت، و اینکه بالاخره یکی هست که می‌مونه… اما بعدش می‌بینی بعضی آدما فقط میان تا بهت یاد بدن چطور بدونِ اون‌ها هم زنده بمونی… نه اینکه واقعاً زندگی کنی. و این فرقش با خوشحال بودن، آدمو بیشتر از هرچیزی می‌شکنه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چهلمشونه روحشون شاد.
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، ‌اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار از این در وطن خویش غریب قاصد تجربه های همه تلخ با دلم می گوید که دروغی تو، دروغ که فریبی تو، فریب قاصدک! هان، ولی… آخر… ای وای راستی آیا رفتی با باد؟ با توام، آی! کجا رفتی؟ آی راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی، جایی؟ در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟ قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند