میخواستم آینهات باشم.تا ببینی چقدر زیبایی،و دست از غمگین بودن برداری.بعد فهمیدم غمت هستم.
منم که زیبایت کردهام، و منم که باید ترکت کنم.
حالا می فهمم که درد بیگانگی چه درد بزرگی است.
چه کسی میتواند حالا باور کند که در قلب من هیچ چیز وجود ندارد و من جسمم را کشته ام؟