eitaa logo
فوآدبه‌رنگ‌ِآبی
472 دنبال‌کننده
83 عکس
3 ویدیو
1 فایل
If I were dead, She might be crying. But, If she cried, I would surely die.. TALK: https://daigo.ir/secret/61378617504 محافظ: https://eitaa.com/foadzps
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی بهترین اعتراف و تعریفی که وقتی زیبایی میبینیم از کسی یا چیزی اینه که بجای اینکه بگیم تو چقدر زیبایی، بگیم تو چقدر شبیه هنر هستی.
گاهی تنهایی خودش رو جایی نشون میده که یک چیز قشنگ نوشتی، یه آهنگ تازه پیدا کردی، یا بعد از مدت‌ها به موفقیتی رسیدی. اون‌قدر ذوق داری که دلت می‌خواد به یکی بگی، ولی نیست. و بعد، چند روز که می‌گذره، می‌خوای باز تعریفش کنی می‌بینی اون اشتیاقِ اول، رفته. مثل دودی که توی هوای تهران پخش می‌شه و فقط یه سنگینیِ ساکت ازش می‌مونه.
درحال حاضر توی سنی دارم زندگی می‌کنم که برای تجربه کردن بعضی چیزا هم خیلی دیره و هم خیلی زود.
دلم دریاعه ولی پر ماهی مرده.
از یه جایی به بعد ... نمیفهمید چرا احساس میکند و احساس نمیکند، از جایی به بعد یادش نمی آمد چرا جسمش زخمی میشود مثل روحش ... از جایی به بعد حس نمیکرد که چیزی را حس نمیکند و از جایی به بعد همه چیز برایش گنگ و مبهم شد. دنبال چه بود ؟ چه چیزی میخواست؟ دنبال درک شدن بود یا دنبال توجه ؟ دنبال زندکی کردن بود یا خراب کردن زندگی دیگران ؟ وقتی راه میرود چرا باید به او نگاه کند وقتی سرگردان است چرا اتفاقات جدید می افتد؟ سوال هایی که باید جواب میداد ولی خودش هم نمیدانست که چرا حال و حوصله فهمیدن و یا تمایلی به دانستنشان ندارد یا حتی اینکه چرا گاهی کلمات را تکرار میکند. از جایی به بعد مرز میان رفت و آمد را حس نمیکرد ...
بی خداحافظی جدا شدیم، و من همانند نوزادی بودم که نبوسیده دفن شد.
I’m going back to my roots So I can again find the words That have been in hiding.
تنهایی یا می‌سازت یا نابودت می‌کنه؛ اینو خودت تعیین می‌کنی.
میخواستم تعلق داشته باشم. به جایی، به کسی، به چیزی. اما چه کنم، غریبه از خود، وطن ندارد.
اونم آبیِ تو نبود؟ ما که آبی هم نیستیم من آبی کبودم، همرنگ رویاهای خاک گرفته‌م و اون آبی اقیانوسی که قد امواجش از من بلند تره که نهایت وصل ما غرق شدنم توی رویاهای آبی شبانه مه ما تو خیالش غرق شدیم اما توی نگاهش؟ هرگز(:
میدانی چه چیزی روح مرا خرد می‌کند وارنکا؟ پول نیست، نگرانی‌های روزمره است، این پچ پچ‌های این آدم‌ها، این لبخندهایشان، این لطیفه‌هایشان. بیچارگان - داستایفسکی
اگه قرار نیست تهش توی بغلم محکم فشارت بدم و بگم چشمات چقدر قشنگه، پس چرا اصلا زنده‌ام؟