عیب ندارد، حوصله داشته باش!
قیمتِ عشق همیشه بیش از
تحملِ آدمیزاد بوده است ..
لب ها می لرزند
شب میتپد
جنگل نفس می کشد
پروایِ چه داری
مرا در شبِ بازوانت سفر دِه ..
یه شبایی هم هست حالت خوبه
اصن هیچی نشده ها یهو دلت میگیره...
بی دلیل! بعد هی میخوای علت این حالتو پیدا کنی ولی هیچی پیدا نمیکنی! این لحظه خیلی بده...میدونی،وقتی دلیل حال بدتو میدونی میتونی یه کاری کنی ولی وقتی ندونی چته هیچ کاری از دستت بر نمیاد و تلخ ترین قسمت داستان اونجاست که خودت نتونی واسه خودت کاری کنی! خودت نتونی خودتو درک کنی! خیلی لحظه گنگیه...
این روزا چرت و پرت زیاد میگم
ذهنم پره و مهر سکوت رو لبم
این روزا خستم
خسته تر از همیشه
این هوای گرفته او را کاملاً غمگین ساخت. فکر کرد: کاش دوباره کمی میخوابیدم تا همه این مزخرفات را فراموش بکنم.
کسی میداند من چقدر تلاش کردهام روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.
در پزشکی دردی وجود دارد
به اسم درد فانتوم؛
بهش درد خیالی هم میگویند،
اما خیالی نیست،
واقعا درد میکند.
بیمار واقعا درد میکشد،
ولی از جایی که دیگر نیست.
دستی درد میکند که قطع شده،
انگشتی درد میکند که
جایش بین تمام انگشتانش خالیست
، آدمی که یادش هست اما خودش نه..
انگار نگاه میکند به
جای خالی چیزی و درد میکشد،
از نبودنش،
از نداشتنش.
از اینکه تنها خاطرهای برایش مانده
و دردی که کسی نمیفهمد،
جای خالیای که کسی نمیبیند
چون به گمانشان اینها همه
دردی است خیالی..!
عبور کن از من
مثالِ رهگذری نادیده
که میگذرد از شب،
عبور کن و بُگذر
که من خوب میدانم
کسی که رفته، بر نمیگردد
مگر برای زخمهایی تازهتر ..