نزار قبانی میگه عشق یعنی؛
بین او و دیگران از چند جهت باید فرق بذاری:
«حدیثاً و شعوراً و اهتماماً»
اول: نوع کلامت با او فرق کنه از دیگران. دوم: احساست به او منحصر به فرد باشه.
و سوم: که به نظرم از همه مهمتره، «توجه».
عجب داستانیه ، بچه که بودم آرزوم بود بتونم تا ۱۲ شب بیدار بمونم. الان آرزومه قبل ۱۲ بخوابم! چرا اصرار داشتیم زود بزرگ شیم؟
شاید من حالا جزئی از موزیک باشم، یه زمزمه توی گوش شب، یه یادآوری توی قلب کسایی که گوش دادن و فهمیدن.. و اگه نه، اگه حتی اونم نباشه، باز هم مهم نیست.. چون حالا آزاد شدم، از قضاوتا، از درد، از این جهانِ خاکی که هیچوقت جایی برای من نداشت..
دوستان جیگر داشته باشین، به وقت پایان یک رابطه برین حضوری خداحافظی کنین، عذرخواهی و تشکر کنین و توضیح بدین ...
پرونده افراد رو ببندین، آدما مسخره پدرتون نیستن که بی توضیح برین، نه معلوم باشه برمی گردین، نه معلوم باشه رفتین
جیگر هم اگر ندارین لااقل وجدان داشته باشین ..
آدم ها همیشه اونطوری که تو دوست داری عمل نمیکنن، هرکسی دنیای خودشو داره و با منطق خودش دنیاش رو میسازه، توی دنیای دیگران دنبال دنیای خودت نباش.
الیوت میگه: "بعضیها نقاب میزنن تا از کسی که هستن، فرار کنن؛ و دیگران نقاب میزنن تا به کسی که میخوان باشن، نزدیکتر بشن."
زمانی فکر میکردم بَدترین چیز
در این دنیا تنها ماندن است!
اما اینطور نیست...
بَدترین چیز این است که با آدمهایی باشی؛
که به تو اِحساسِ تنها بودن میدهند...