میگویند زیاد فحش میدهی.
یعنی چه؟ برای آنهایی که زندگیام را به گند کشیدهاند شعر بنویسم؟
«موسیقی، فیلم ها، خواب، کتاب، نقاشی، باران، قهوه، سیگار، طبیعت و حیوانات»
چیزی که با آن میشود حماقتی مثل زندگی را تحمل کرد.
صرف فعل دوست داشتن بسیار سخت است
گذشتهاش که بههیچوجه ساده نیست
حالش کاملاً اخباریست
آیندهاش هم شرطی...!
نمیدانم
چه
خواهد
شد
و
راستش
را
بخواهی
دیگر
برایم
اهمیتی
ندارد؛
من
برای
تمام
احتمالات
زندگی
خستهام.
آدمها چنان بی محابا با قلبهای یکدیگر قمار میکنند، که عنقریب خودمان با خنجری در کمینِ خودمان باشیم، مبادا آنقدر مهر و دوستی را پیشکشِ نالایقان کنیم که علاوه بر خیانت به روحِ زندگی، مجبور باشیم مُهرِ حماقت را هم مادامُالعمر بدوش بکشیم.