حس مسخره ای داره وقتی میفهمی همه چیز از قبل برنامه ریزی شده
که میدونی همیشه برنامه اش همین بوده
و فقط تو بی خبر بودی ...
+خدا رو میگی ؟ چرا مسخره بیشتر حس اطمینان نداره؟
_وای نه بابا غلط بکنم خدا رو چی کار دارم 😶🌫
آدما بعضی هاشون اینجورین
وانمود میکنن همه چیز خوبه و دنبال راهی برای بهتر کردن اوضاع هستن
ولی در واقع یه برنامه شبیه برنامه پروفسور برای سرقت بانک مرکزی اسپانیا ریختن که به فنا بدن آدمو
یادداشت های بی خط (:
+میشه متن های ترجمه شده آهنگ های غیر فارسی رو بذاری؟ _بعله نازنیننن
نمیتونم ترجمه اش رو پیدا کنمممممممم
بچه ها کسی داره ترجمه اش رو؟
+من نمیتونم باور کنم کسی که یه تایم طولانی
ازت خبر نگیره، دوستت داشته باشه.
_ شاید میترسه ... یعنی نمیدونه باید باهات حرف بزنه یا نه
اتفاق خاصی بینتون نیافتاده؟
یادداشت های بی خط (:
نمیتونم ترجمه اش رو پیدا کنمممممممم بچه ها کسی داره ترجمه اش رو؟
مرسی خود ساجده تقبل کرد 😂
خورشید رو پنهون کن
میذارم قیافت از ذهنم بره
تو چشاتو نگه دار
هزار تا صدا توی سرم زوزه میکشن
به زبونای نامفهوم حرف بزن
حتی دیگه قیافت رو نمیشناسم
آیینهٔ روی دیوار
به من بگو چطور ازش دور بمونم
دور شو-و-و
دور شو-و-و
و دور بمون-و-و
دور شو-و-و
دور شو-و-و
یه گودال بکن
تو دستام آتشبازی منفجر میشه
اگه میتونستم آسمون رو نقاشی کنم
آیا همهٔ ستارهها به رنگ خون سرخ میدرخشیدند؟
موندن (یا: دور نمان)
هی هی هی آه
دور شو آه
دور شو آه
و موندن
هی هی هی آه
دور شو آه
دور شو آه
همیشه صداها رو میشنوم و بعد حالوهوا دارم
توی ذهنم صداها رو میشنوم و شب بیدارم
همیشه صداها رو میشنوم و بعد حالوهوا دارم
توی ذهنم صداها رو میشنوم و بیدارم...
روزهای سیاه (یا: روزهای محو شدن)
دیگه دیگه تو رو نمیشناسم