یونان .
– هیاسینتوس (Hyacinthus): مذکر، شاهزادهای زیبا و ورزشکار، معشوقهیِ آپولو.
– پسرِ اِمی کلاس (پادشاهِ اسپارت) یا پادشاهِ تراکیه.
– هیاسینتوس، شاهزادهای جوان و بسیار زیبا، و همچنین ورزشکاری ماهر بود که موردِ عشقِ آپولو، خدایِ خورشید و هنر، قرار گرفت. آپولو از همراهی با هیاسینتوس و تماشایِ ورزشهایِ او (مانندِ پرتابِ دیسک) لذت میبرد. اما زفیروس (خدایِ بادِ غرب)، که او نیز به هیاسینتوس عشق میورزید اما موردِ توجهِ او قرار نگرفته بود، از رویِ حسادت، در حالی که آپولو و هیاسینتوس مشغولِ بازیِ دیسک بودند، بادِ شدیدی را فرستاد. این باد، دیسکِ پرتاب شده توسطِ آپولو را منحرف کرد و به سرِ هیاسینتوس برخورد نمود.
هیاسینتوس، در اثرِ این ضربه جان باخت. آپولو، از شدتِ غم و اندوه، نتوانست او را زنده کند (زیرا سرنوشتِ او این بود). اما از خونِ هیاسینتوس، گلی زیبا با گلبرگهایی به شکلِ حرفِ یونانیِ "AI" (به معنایِ "آه") رویید که به نامِ او "هیاسینت" نامیده شد. گلِ هیاسینت، نمادِ عشقِ تراژیک، زیباییِ زودگذر و یادبودِ عزیزانِ از دست رفته است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @zwiehy .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– کورونیس (Coronis): مونث، شاهزادهخانمِ تسالیایی، معشوقهیِ آپولو و مادرِ آسکلپیوس.
– دخترِ (پادشاهِ لاتاپیتها).
– کورونیس، شاهزادهخانمی زیبا از تسالی بود که آپولو، خدایِ خورشید، عاشقِ او شد و با او رابطهای برقرار کرد که منجر به بارداریاش شد. آپولو، که به او بسیار عشق میورزید، کلاغی را به عنوانِ پیامآور نزد او فرستاد تا از حالش باخبر شود. اما هنگامی که کلاغ، دید که کورونیس به شاهزادهای فانی به نامِ ایزیس خیانت میکند، با عصبانیت به نزدِ آپولو بازگشت و خبر را به او داد.
آپولو، خشمگین از این خیانت، ابتدا کلاغ را به خاطرِ خبرچینیِ بد، سیاه کرد (و از این رو کلاغها سیاه شدند). سپس خواهرش، آرتمیس، را فرستاد تا کورونیس را مجازات کند. آرتمیس، کورونیس را کشت. اما هنگامی که آپولو متوجه شد کورونیس باردار است، قبل از آنکه جسدِ او را بسوزانند، فرزندِ درونِ شکمش را بیرون کشید. این نوزاد، همان آسکلپیوس، خدایِ طب و درمان شد. کورونیس، نمادِ خیانت، عشقِ تراژیک و مادری ناخواسته است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @blu_rr15 .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– تامیرس (Tamyris): مذکر، شاهزادهیِ تراکیه، که آپولو به او یک گوزنِ طلایی هدیه داد.
– تامیرس، شاهزادهای تراکی بود که آپولو به خاطرِ زیبایی و مهارتش در شکار، او را موردِ لطفِ خود قرار داد و گوزنی طلایی به او هدیه کرد. این گوزن، نمادی از سرعت، زیبایی و ارتباط با طبیعت بود. این هدیه نشاندهندهیِ توجهِ ویژه آپولو به او بود. اون گوزن مقدس به طور تصادفی یا نیزه کشته میشه و او انقدر از این اتفاق ناراحت میشه که از آپولو میخواد که بهش اجازه بده تا ابد برای گوزنش سوگواری کنه و آپولو هم اونو به درخت سرو (Cypress) تبدیل میکنه که نماد سوگواری و مرگه .
تامیرس، نمادی از لطفِ خدایان و ارتباطِ انسان با عناصرِ طبیعی و اساطیری است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @Bellabicastle .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– آفرودیت (Aphrodite): مونث، ایزدبانوی عشق، زیبایی، لذت، شور و باروری.
– در اساطیر یونان، آفرودیت (که در روم باستان به نام ونوس شناخته میشود) ایزدبانوی عشق، زیبایی، شور، لذت و باروری است. او به شیوههای مختلفی توصیف شده است: برخی او را دختر زئوس و دیونه (Dione) میدانند، اما مشهورترین روایت، تولد او از کفِ دریایِ طوفانی است، جایی که از اندامِ بریده شدهیِ اورانوس (پدرِ زمان) به دنیا آمد. زیباییِ او افسانهای بود و تمامِ خدایان و انسانها را مجذوبِ خود میکرد.
آفرودیت با خدایان و انسانهایِ بسیاری ارتباط داشت، اما ازدواجِ او با هفائستوس، خدایِ آهنگری، اجباری بود. با این حال، او عاشقِ آرس، خدایِ جنگ، شد و حاصلِ این عشق، فرزندانی بود که هر کدام جنبهای از روابطِ عاشقانه و احساساتِ انسانی را نمایندگی میکردند. آفرودیت نمادِ جذابیت، میلِ جنسی، هنرِ عاشقانه و همچنین قدرتِ عشق برایِ ایجادِ صلح یا جنگ است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @tos3ka .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– اِروس (Eros): مذکر، خدایِ عشقِ جنسی، میل و جاذبه.
– پسرِ آفرودیت و آرس.
– اِروس (که در روم باستان به نامِ کوپید یا کیوپید شناخته میشود)، خدایِ عشقِ جنسی، میل و جاذبه است. او فرزندِ آفرودیت، ایزدبانویِ عشق، و آرس، خدایِ جنگ، بود. اِروس اغلب به صورتِ یک جوانِ زیبا و بالدار تصویر میشود که با کمان و تیرهایِ طلاییِ خود، دلهایِ انسانها و خدایان را به عشق وادار میکند. تیرهایِ طلاییِ او باعثِ شور و اشتیاقِ شدید میشوند، در حالی که تیرهایِ سربیِ او باعثِ نفرت و بیمیلی میگردند.
اِروس، نه تنها نمادِ عشقِ شهوانی و جاذبهیِ جسمی است، بلکه به عنوانِ نیرویی که باعثِ پیوندِ بینِ موجودات میشود، نیز شناخته میشود. او اغلب با بازیگوشی و شیطنت تصویر میشود، اما قدرتِ او در ایجادِ عشق، حتی قویتر از ارادهیِ خدایانِ دیگر است. اِروس، نیرویِ اولیهیِ جاذبه و میل در جهان است.
داستان عشق او به سایکی یکی از معروف ترین داستان های اوست . سایکی، دختر پادشاهی بود که زیباییاش از خود آفرودیت(الههای زیبایی) هم بیشتر تلقی میشد. آفرودیت که حسادت میکرد، پسرش اِروس را فرستاد تا سایکی را عاشقِ موجودی زشت کند. اما اِروس به محض دیدن سایکی، عاشق او شد. او سایکی را به قصر خود برد و در تاریکی با او ازدواج کرد. اِروس از سایکی خواست که هرگز او را نبیند. سایکی که طاقت نیاورد، شبی با چراغ، چهرهی اِروس را دید. اِروس که پیمانشان شکسته شده بود، گریخت. سایکی برای یافتن اِروس، سفری پررنج و مشقت را آغاز کرد و کارهای سختی را به دستور آفرودیت انجام داد . در نهایت به خواب مرگ فرو رفت ، اِروس به عشق سایکی پاسخ داد، او را نجات داد و با موافقت خدایان، سایکی جاودانه شد و با اِروس ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، دختری به نام هیدون (Hedone) بود که نماد لذت و کامیابی بود.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @idontknowmyself .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .